این یک روند جهانی است و چندین توضیح کلیدی دارد:
عوامل ژنتیکی و هورمونی.
استروژن در برابر تستوسترون: هورمون زنانه استروژن دارای اثر محافظتی قلبی است که به حفظ کشش رگها و کاهش خطر آترواسکلروز کمک میکند. هورمون مردانه تستوسترون، برعکس، با رفتار خطرناکتر و سطح کلسترول بالاتر مرتبط است.
دو کروموزم X: زنان دو کروموزم X دارند. اگر در یکی از آنها ژن معیوبی باشد، ممکن است توسط نسخه سالم در کروموزم دیگر پوشانده شود. مردان یک کروموزم X و یک کروموزم Y دارند که آنها را در برابر برخی از بیماریهای ژنتیکی (مثلاً هموفیلی) آسیبپذیرتر میکند.
عوامل رفتاری و سبک زندگی.
روابط به سلامتی: زنان به طور کلی بیشتر به سلامتی خود توجه میکنند. آنها بیشتر به پزشکان مراجعه میکنند برای پیشگیری و در مراحل اولیه بیماری.
عادتهای مضر: مردان به طور آماری بیشتر و در مقیاس بزرگتر الکل و تنباکو مصرف میکنند که منجر به مرگ بیشتر از بیماریهای قلبی، سیروز کبدی و سرطان ریه میشود.
رفتار خطرناک: مردان بیشتر در اثر حوادث، تصادفات جادهای، دعواها و مشاغل خطرناک میمیرند.
نقشهای اجتماعی.
تاریخ نشان میدهد که مردان بیشتر در مشاغل فیزیکی سنگین و مضر کار میکنند، وظیفه نظامی را بر عهده دارند که بار اضافی و خطرات بیشتری برای سلامتی و زندگی آنها ایجاد میکند.
در اینجا از بیولوژی به جامعهشناسی و تاریخ میرویم. این عرف در قرن بیستم شکل گرفت و امروزه در بسیاری از کشورها منسوخ شده است.
میراث تاریخی و حفاظت از مادروری.
در ابتدا، سن بازنشستگی زودتر برای زنان به عنوان یک اقدام اجتماعی برای حفاظت از مادروری بود. این اقدام در دوران شوروی انجام شد تا:
توجه به بار دوگانه: زن نه تنها در تولیدی کار میکرد، بلکه تقریباً تمام بار کار خانگی و پرورش فرزندان را بر دوش داشت.
حفاظت از سلامت تولیدی: معتقد بودند که کار فیزیکی سنگین در سن بالا میتواند به سلامت زنان، به ویژه با توجه به تولد و پرورش چندین فرزند، آسیب بزند.
مدل پدرسالار خانواده.
این عرف با مدل خانواده پدرسالار سازگار بود که در آن مرد نقش اصلی تأمینکننده و زن نقش محافظ خانواده را داشت. بازنشستگی زودتر به زن اجازه میداد که به خانواده و کمک به نوهها بپردازد.
نوع کار فیزیکی.
در اواسط قرن بیستم، وقتی این عرفها به صورت رسمی پذیرفته شدند، بخش بزرگی از کار فیزیکی بود. معتقد بودند که زنان در سن پیری با چنین کارهایی مشکل دارند.
امروز این نابرابری به عنوان ناعادلانه و از لحاظ اقتصادی ناکارآمد به نظر میرسد به چندین دلیل:
تغییر نقش زنان: زنان اکنون دسترسی برابر با مردان به آموزش دارند و اغلب شغلهای موفق میسازند. بازنشستگی زودتر فعالیت حرفهای آنها را در بهترین سن قطع میکند.
تغییر ماهیت کار: اکنون بیشتر شغلها با کار ذهنی و نه فیزیکی مرتبط هستند، جایی که تفاوتهای جنسیتی چندان مهم نیست.
کrise جمعیتشناختی و بار بر روی سیستم بازنشستگی: چون زنان بیشتر در میان بازنشستگان هستند و عمر بیشتری دارند، آنها به طور متوسط ۱۰-۱۵ سال بیشتر از مردان بازنشسته میشوند. این باعث بار فوقالعادهای بر روی صندوقهای بازنشستگی میشود.
چه کاری برای حل این مشکل انجام میشود؟
در بسیاری از کشورها، اصلاحات بازنشستگی در حال انجام است که به هدف نزدیکتر کردن سن بازنشستگی مردان و زنان است. هدف — برابری در حقوق و وظایف و تطبیق سیستم بازنشستگی با واقعیات مدرن است، جایی که تفاوتهای بیولوژیکی و اجتماعی نباید به طور مستقیم سن بازنشستگی را تعیین کنند.
نتیجهگیری: پارادوکس «زندهتر بودن — زودتر بازنشسته شدن» یک باقیمانده از گذشته است که بر اساس مدلهای اجتماعی قدیمی استوار است و با اقتصاد مدرن، برابری جنسیتی و خود بیولوژی در تضاد است. روند جهانی به سمت حذف این نابرابری حرکت میکند.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2025, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2