پسر ده سالهای که با لذت کمیکسها و داستانهای جنایی میخواند، به جای اینکه کتابهای تالستوی یا چخوف را بخواند، تصویری آشنا برای بسیاری از والدین است. و اغلب این باعث نگرانی میشود: \"آیا او بر این سطح گیر خواهد ماند؟ آیا چیزهای مهمی را از دست خواهد داد؟\" اما بیایید بررسی کنیم: آیا این واقعاً یک مشکل است؟ و آیا باید کودک را مجبور به خواندن کلاسیکها کنیم، اگر او چیزی دیگر را دوست دارد؟ یا شاید کمیکسها دشمن نیستند، بلکه متحدی هستند که میتوانند کودک را به دنیای ادبیات بزرگ هدایت کنند؟
برای اینکه بفهمیم چگونه کودک را به کلاسیکها عادت دهیم، ابتدا باید بفهمیم چرا او کمیکسها و داستانهای جنایی را دوست دارد. پاسخ در روانشناسی سنها نهفته است. در ۱۰ سالگی، کودک هنوز آماده برای رمانهای روانشناختی نیست که داستان به آرامی پیش میرود و شخصیتها صفحهها را میاندیشند. پسران در این سن به داستانهای سریع، شخصیتهای برجسته، تنش و دشمنی واضح نیاز دارند. دقیقاً این چیزی است که کمیکسها و داستانهای جنایی ارائه میدهند. آنها بر اساس عمل هستند و در هر چند صفحه چیزی مهم اتفاق میافتد. آنها احساس کنترل را میدهند — خواننده میتواند با شخصیت به حل معماها کمک کند.
علاوه بر این، کمیکسها خواندن بصری هستند. تصاویر توجه را حفظ میکنند، به خصوص اگر توجه ثابت کودک هنوز شکل نگرفته باشد. برای بسیاری از کودکان، کمیکسها پلی از تصاویر به متن هستند، از داستانهای کوتاه به رمانهای طولانی.
داستانهای جنایی، از طرف دیگر، منطق، توجه به جزئیات و توانایی ساخت فرضیات را تقویت میکنند. آنها یاد میدهند که به داستان توجه کنیم، نامها و حقایق را به خاطر بسپاریم که برای درسهای مدرسه نیز مفید است. بنابراین، گفتن اینکه این خواندن \"مضر\" است، کاملاً صحیح نیست. این فقط خواندن در سطح دیگری است و آن نیز ارزش دارد.
خود خواندن کمیکسها و داستانهای جنایی بد نیست. بد است اگر کودک فقط آنها را بخواند و نمیخواهد چیز دیگری را امتحان کند. اما در این مورد نیز مشکل در گونه نیست، بلکه در محدودیت است. اگر کودک زیادی بخواند اما متنوع باشد — این بسیار عالی است. اگر او فقط کمیکس بخواند، اما درس خوب بخواند، با دیگران ارتباط برقرار کند و علایق دیگری داشته باشد — شاید این فقط روش او برای استراحت بعد از مدرسه باشد.
مهم نیست که نهادینه کردن، بلکه گسترش دادن. به جای اینکه بگوییم \"این بد است، کتابهای عادی بخوان\"، باید چیزی را پیشنهاد دهیم که او به آن علاقهمند باشد. به عنوان مثال، داستانهای جنایی آرتور کانان دوئل — این کلاسیک است، اما با داستانی جذاب. یا \"جزیره گنج\" استیونسن — ماجراجوییهایی که میتوانید یک نفس بخورید. اگر او کمیکس دوست دارد، میتوانید کتابهای گرافیکی بر اساس آثار کلاسیک را پیشنهاد دهید — به عنوان مثال، \"کتاب گرافیکی بر اساس «گراف دو میلر» یا «شیرکوه». این یک پل بین خواندن بصری و نوشتاری ایجاد میکند.
کلاسیکها برای کودکان با فرم، نه با محتوا ترسناک هستند. توصیفهای طولانی، پیشرفت کند داستان، کلمات قدیمی — همه اینها را میترساند. بنابراین، وظیفه والدین این نیست که کودک را مجبور به خواندن کنند، بلکه کمک کنند تا از طریق ژانرهایی که او به آنها علاقهمند است، به دنیای ادبیات بزرگ وارد شوند.
استراتژی ۱: با او بخوانید. اگر کودک نمیخواهد \"ماجراجوییهای تام سویر\" را بخواند، شروع به خواندن صدای بلند کنید. در مکانهای جذاب متوقف شوید و به او پیشنهاد دهید که خودش ادامه دهد. یا به صورت نقشآفرینی بخوانید. این خواندن را از یک وظیفه تبدیل به بازی میکند.
استراتژی ۲: با علایق او مرتبط کنید. اگر او داستانهای جنایی دوست دارد، به او \"ادگار Poe\" یا \"اگاتا کریستی\" پیشنهاد دهید. اگر ماجراجویی دوست دارد — ژول ورن یا جک لوند. اگر علمی-تخیلی دوست دارد — رِی برادبری یا برادران استرگاچک. مهم است که نشان دهید کلاسیکها نه کتابهای کلاس درس، بلکه داستانهای جذاب هستند.
استراتژی ۳: کمیکس به عنوان راهنما. کمیکسهایی بر اساس آثار کلاسیک وجود دارند — آنها به تصویرسازی داستان و شخصیتها کمک میکنند. پس از خواندن یک کمیکس، کودک ممکن است به \"نسخه اصلی\" علاقهمند شود. این مانند تریلر قبل از فیلم است.
استراتژی ۴: تماشای نسخههای تصویری. بسیاری از آثار کلاسیک فیلمها یا انیمیشنهای خوبی دارند. تماشای آنها میتواند علاقه به کتاب ایجاد کند. مهم است که فقط نسخههای تصویری به جای خواندن کامل جایگزین نشوند.
استراتژی ۵: نه سخت، بلکه انعطافپذیر. اگر کودک برای \"جنگ و صلح\" آماده نیست، این کار ترسناک نیست. کتابهای صدها دیگر وجود دارند که میتوانند او را جذب کنند. مهم این است که فشار نیاورید و محکوم نکنید. اگر بگویید: \"تو فقط کمیکس میخوانی، مثل یک بچه\"، ممکن است او به طور کلی از خواندن دست بردارد. بهتر است بگویید: \"چه خوب که تو علاقهمند به خواندن هستی! آیا میخواهی چیزی مشابه امتحان کنی، اما با داستان عمیقتری؟\"
گاهی اوقات کودک به طور جدی از کلاسیکها سر باز میزند، حتی پس از همه تلاشها. در این صورت، باید انتخاب او را بپذیریم و فشار ایجاد نکنیم. ممکن است هنوز زمانش نرسیده باشد. برخی از کودکان فقط در ۱۲–۱۴ سالگی به ادبیات جدی میرسند، وقتی که عاطفیتر میشوند. این کاملاً عادی است.
به جای مجبور کردن، میتوانید محیط خوشایندی برای خواندن ایجاد کنید. خودتان هم بخوانید، درباره کتابها در شام بحث کنید، نسخههای زیبای آنها را بخرید. اگر کودک ببیند که خواندن بخشی از زندگی خانواده است و نه یک تنبیه، احتمالاً بیشتر به آن علاقهمند خواهد شد. و شاید پس از یک سال یا دو سال خودش \"دون کیشوت\" یا \"سه شوالیه\" را از قفسه بیاورد.
کمیکسها و داستانهای جنایی دشمن کلاسیکها نیستند. آنها متحدان بالقوه هستند. اگر کودک میخواند، حتی اگر \"فقط\" کمیکس باشد، او در دنیای کتابها است. او تخیل خود را تمرین میکند، کلمات را به خاطر میسپارد و یاد میگیرد که به داستان توجه کند. این به این معناست که وقتی آماده میشود برای ادبیات پیچیدهتر، میتواند به راحتیتر به آن وارد شود. مهم این است که علاقه او به خواندن را از بین نبریم. و علاقه به کلاسیکها کار زمان و روش درست است.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2