عید الميلاد در الهیات مسیحیت نه تنها یک داستان تکاندهنده درباره تولد یک نوزاد است، بلکه یک رویداد الهی است که مفاهیم قدرت، جلال و عدالت را به طور رادیکال بازنگری میکند. موضوع عدالت (یعنی iustitia در لاتین، dikaiosyne در یونانی) در اینجا نه از طریق منشأ قانونی، بلکه به عنوان بازسازی اوتولوژیک (وجودگرایانه) ترتیب برهمخورده روابط بین خدا و بشریت و بین خود انسانها آشکار میشود. این عدالت، نه برابری، بلکه تبرئه است؛ نه دادگاه، بلکه رحمت؛ نه قدرت، بلکه آسیبپذیری. تحلیل آن نیازمند مراجعه به متون کتاب مقدس (انجیل، پیشگوییها) و تفسیرهای پدران کلیسا و پیامدهای اجتماعی جشن است.
الهیات عدالت رождествانی ریشه در سنت پیشگویی کتاب مقدس دارد. پیشگویان (ایسایا، میخائیل) منتظر مسیح به عنوان حامل عدالت اشرافیکی بودند:
ایس. 9:6-7: «زیرا نوزادی برای ما به دنیا آمده است… بر شانههای او حکومت است… او را تقویت و استوار خواهد کرد در دادگاه و عدالت». حکومت مسیحیان مستقیماً با «میشپات» (دادگاه/عدالت) و «تزدهکا» (عدالت/عدالت) مرتبط است.
ایس. 11:1-5: شاخه از ریشه یعقوب خواهد داوری کرد «نه بر اساس نگاه چشمان… و نه بر اساس گوشهای گوشها»، بلکه «مظلومان را بر اساس عدالت داوری خواهد کرد». در اینجا عدالت، نه یک فرآیند رسمی، بلکه نفوذ به ماهیت است، حفاظت از مظلومان (مظلومان خداوند).
بنابراین، حتی قبل از وقایع انجیلی، مسیح به عنوان قاضی اعلیمقدار تصور میشود که حکومتی را ایجاد خواهد کرد که پادشاهی اجتماعی و اخلاقی عدالت را برقرار کند، جایی که قدرتمندان جهان از قدرت ساقط میشوند.
پارادوکس مرکزی رождествان — کینوسیس (kenosis)، خودکفای خدا (فیل. 2:6-7). این رویداد تصورات سنتی درباره عدالت را برمیگرداند:
عدالت به عنوان تغییر مرکز قدرت. خداوند، با تناسخ، نه در قصر، بلکه در چراگاه؛ نه در پایتخت، بلکه در وادی وادیفله؛ از سوی قدرتمندان جهان، نه از سوی چوپانان (مهاجران اجتماعی) و کاهنان (مغربیها) پذیرش میکند. این توجیه الهی برای حاشیه. عدالت خداوند این است که او با محرومان و رانده شدهها خود را وحدت میکند، بنابراین سیستم ارزشها را تغییر میدهد.
عدالت به عنوان پذیرش شایستگی «کوچکترها». مهد وادیفله نماد جدیدی از معیار اهمیت است. اگر در جهان عدالت اغلب به عنوان یک عملکرد قدرت و موقعیت است، اما در رождествان، ارزش بالاتر به مادر بیچارهای که در مهد بیچارهای است، نسبت داده میشود. این امر شایستگی هر فرد را، مستقل از کارایی یا قدرت او، تأیید میکند.
عدالت به عنوان انجام وعده، نه به عنوان کیفر. تناسخ — عملی از وفاداری خدا به عهد خود با بشریت است، حتی اگر بشریت ناپاک باشد. این عدالت به عنوان بخشش (خیریه)، هدیه ناشی از ارزش است. ماریا در «مهر دل من» (لوک. 1:46-55) به طور پیشگویی این انقلابی را اعلام میکند: «سقوط کرد قدرتمندان از صندلیها، و سجده سجدهها به سجدهها برافراشت؛ گرسنگان را با خیرات پر کرد، و ثروتمندان را بدون چیزی رها کرد». در اینجا عدالت، یک اصلاح رادیکال از نابالانس اجتماعی و معنوی است.
دو گروهی که اولین کسانی بودند که برای سجده به مسیح آمدند، دو جنبه از عدالت رождествانی را نمادینه میکنند:
چوپانان (لوک. 2:8-20): نمایندگان فقیر، ساده، از نظر رعایت آداب رituale. اعلان انجیلی به آنها اولین بار به این معناست که خبر نیکویی درباره عدالت و رستگاری اولویتاً به کسانی که جامعه آنها را تحقیر میکند، ارسال میشود. انجیل لوقا، جایی که این صحنه کلیدی است، بیشترین توجه را به ابعاد اجتماعی دارد.
کاهنان (مجیان) (متی. 2:1-12): نمایندگان غیرمسیحیان، دانشمندان، شاید کاهنان قصر. سجده و هدایای آنها (زولوتو – برای پادشاه، لادان – برای خدا، سیرین – برای رنجور) نماد این است که عدالت واقعی و عقلانی (سوفیا) قدرت خداوند را در مسیح مولود میپذیرد. این عدالت به عنوان یک درآمد جهانی است، شکستن مرزهای قومی و مذهبی.
عدالت رождествانی از عدالت صلیب جدا نیست. نوزاد در مهد — یک قربانی آینده است. هدایای مجیان (به ویژه سیرین) مرگ را پیشگویی میکند. بنابراین، عدالت رождествانی عدالتی است که با هزینه خودفروشی به دست آمده است، نه با انتقام. سنت گریگوری نازائنزین و دیگر پدران کلیسا در تناسخ انسان را «عجوبهسازی» (theosis) میبینند، یعنی بازسازی ترتیب صحیح زندگی که توسط گناه منحرف شده است: خدا به انسان میشود تا انسان بتواند به خاطر بخشش خدا به خدا تبدیل شود.
الهیات عدالت رождествانی به طور تاریخی نه از نظر دینداری مذهبی، بلکه از نظر فعالیت اجتماعی پرورش داده شده است.
فرانسیس آسізی (XIII قرن)، بنیانگذار اولین قصههای شب عید در گرهچو، در رشد عید الميلاد یک فراخوان به فقر انجیلی و همبستگی با محرومان دید. برای او عدالت معنای رها کردن اموال و زندگی در سادگی به عنوان نمونه خانواده وادیفله بود.
«شب عید مسیحی» دیکنز (XIX قرن) — یک تفسیر سکولار از این الهیات. تغییر اسکرووج — جشن پیروزی عدالت اجتماعی، رحمت و ارزشهای خانوادگی بر بالاتر از بیدردی و طمع.
الهیات آزادی (XX قرن) در رشد خدا در مهد، یعنی خدا که در کنار فقیران و محرومان ایستاده است، خواستار فعالیت کلیسا برای عدالت اجتماعی است.
رویداد جالب: در انگلستان میانهی قرون وسطی، عادت به وجود داشت که در شب عید، کارگران و صاحبان خانهها نقشها را عوض میکردند. این مراسم کارناوالی، که به ساتورنالیای رومی بازمیگردد، یک تفسیر عمومی از انقلابی رождستانی بود: نقض موقت ویراست اجتماعی و سیاسی به عنوان یادآوری این که در چشمان خدا همه برابر هستند.
بنابراین، موضوع عدالت در الهیات رождستانی از چند اصل مرتبط باز میشود:
عدالت انقلابی: خدا نه قدرتمندان، بلکه ضعیفان را تبرئه میکند؛ با حاشیه و نه با مرکز قدرت وحدت میکند.
عدالت تناسخی: عدالت نه یک اصل انتزاعی، بلکه حضور شخصی خدا در میان مردم به عنوان یک کودک آسیبپذیر است.
عدالت درآمدی: وسیله او به همه بدون استثنا – به چوپانان (مهاجران محلی) و کاهنان (غربیها) است.
عدالت اشرافیکی: رشد — شروع به اجرای وعده پادشاهی خداوند است، جایی که حق و صلح با یکدیگر بوسه میزنند (ص. 84:11). رشد اعلام میکند که عدالت حقیقی نه با توزیع اموال، بلکه با پذیرش ارزش مطلق هر فرد آغاز میشود، که در واقعیت تناسخ خداوند ظاهر شده است. این عدالتی است که از طریق عشق تبرئه میکند و نه از طریق قانون محکوم میکند. او هر سیستم قدرت و ثروت انسانی را زیر سوال میبرد و یادآوری میکند که معیار حقیقت نه قدرت، بلکه فروتنی؛ نه مالکیت، بلکه هدیه؛ نه دادگاه، بلکه رحمت است. بنابراین، برای سنت مسیحی، رشد نه تنها جشن صلح، بلکه جشن عدالت است که نورش در شب وادیفله درخشیده است و به هر نوع ناعدالتی در جهان چالش میکند.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2