مدرسه پاریس (École de Paris) — یک اتحاد غیررسمی از هنرمندان مهاجر که در نیمه اول قرن بیستم در پایتخت فرانسه فعالیت میکردند، بدون ردپای قوی "славی" ممکن نیست. در میان آنها، خاستگاههای امروزی بلاروس (در زمان اتحاد جماهیر شوروی و پس از سال 1921 در بلاروس غربی در اتحاد جمهوریهای شوروی) یکی از گروههای برجسته و تراژیک را تشکیل دادند. این هنرمندان، اغلب با پیشینه یهودی، از کوچههای محلی "شتتل" به مرکز هنر جهانی حرکت کردند و با خودشان یک شدت عاطفی خاص، ترکیب سنتهای ملی و جستجویهای پیشرویی را آوردند. سرنوشت آنها نمادی از آزادی خلاقانه و فاجعههای تاریخی دوران بود.
در پایان قرن نوزدهم، برای یک یهودی جوان و با استعداد از ویتبسک، مینسک یا گرودن، تنها دو راه برای شغل حرفهای وجود داشت: سن پترزبورگ (با قیدهای سخت) یا خارج از کشور. پاریس، نماد آزادی و مکه هنر مدرن، یک آهنربا بود. هنرمندان به خارج رفتند، از فقر، pogroms و محدودیتهای مذهبی فرار میکردند و در کیسه خود یادآوری از فولکلور بازار، زیبایی لوبوک و دیدگاه مذهبی هاسید را حمل میکردند. این میراث، پس از عبور از پساایمپرسیونیزم، کوبیزم و اکسپرسیونیزم، یک ترکیب منحصر به فرد داد که سبک آنها را تعیین کرد.
1. مارک شاگال (1887-1985) — مسیحی ویتبسک.
بی شک، معروفترین عضو. در ویتبسک به دنیا آمده، در سال 1911 به پاریس آمد. او به هیچ یک از جریانات پیوسته نشد و دنیای شاعرانه و نمادین خود را ایجاد کرد، جایی که عشاق پرواز میکنند، نوازندگان روی سقفها و جایی که ویتبسک روستایی با مناظر پاریس ترکیب میشود. شاگال پلی بین فرهنگ یهودی اروپای شرقی و مدرنیسم اروپایی شد. آثار او نه فقط خاطرات، بلکه مذهبسازی دنیای از دست رفته است. پس از جنگ، او به شهرت جهانی رسید و شیشهها و نقاشیهای دیواری او کلیساها و تئاترهای اپرای سراسر جهان را تزیین کرد.
2. هائیم سوتین (1893-1943) — "مسیحی محکوم" اکسپرسیونیست.
در خانوادهای فقیر در اسمیلوویچی زیر مینسک به دنیا آمده. از سال 1913 در پاریس بود و با مودیلیانی دوست بود. سوتین "مسیحی" اصلی مدرسه پاریس است. نقاشیهای قوی و بیمارانه، با فرمهای تغییر یافته و رنگهای خشمگین ("گوشت گاو"، پرترهها)، به موضوعات رنج، مرگ و تنپذیر اختصاص داده شده بود. او باقیماندههای نقاشی را به شدت تغییر داد، آن را به شدت فیزیولوژیکی کرد. زندگی تراژیک او (گرسنگی، بیماری، پرسهزنی) و مرگ از پریتونیت در پاریس، جایی که نتوانست به موقع اخراج شود، تصویر "هنرمند تراژیک" را کامل کرد.
3. اوسپین تسادکین (1890-1967) — مجسمهساز کوبیست.
در اسمولنسک (بر اساس برخی از دادهها، در گuberniya ویتبسک) به دنیا آمده، در ویتبسک تحصیل کرده. در پاریس از سال 1909. تسادکین یکی از پیشروترین مجسمهسازان جریان کوبیست بود. آثار او ("موزیسینها"، "زنی با بادبزن") با جغرافیسازی و تجزیه فرم، ایجاد "فضای منفی" در داخل مجسمه مشخص است. پس از جنگ جهانی اول، در که او یک داوطلب ارتش بهداری بود، سبک او به سمت بیشتر از بیان و بزرگدادی تغییر کرد. شناختهشدهترین اثر او، یادبود ضد جنگ "شهر نابود شده" در روتردام (1953) است، که تصویر یک شخصیت فریاد زن با قلب بریده شده را نشان میدهد.
4. میخائیل کیکوین (1892-1968) و پینخوس کرمن (1890-1981) — "همکلاسیهای ویتبسک"
هر دو در روستاهای زیر ویتبسک (ژلوبین، ژالودوک) به دنیا آمدهاند، با شاگال در مدرسه یودل پن تحصیل کردهاند. در پاریس هر دو از پساایمپرسیونیزم به سبک فاووستی پررنگ و شاد حرکت کردهاند. کیکوین با نقاشیهای طبیعت بیجان، دکوراسیونها و مناظر پرووانس معروف است که با نور و رگبار انرژیبخش است. کرمن، استاد نقاشی پرتره و نیمتنه، همچنین صحنههای عاطفی زندگی پاریس را ایجاد میکند. آثار آنها نمونهای از یکپارچگی موفق در سنت هنری فرانسوی با حفظ گرمای عاطفی خاص "славی" است.
نکته جالب: مدرسه نقاشی و نقاشی یودل پن در ویتبسک، که شاگال، کیکوین، کرمن، لیسیتسکی و مالевич (که در آنجا تدریس میکرد) به آنجا رفتند، یک "محل تولد" منحصر به فرد برای مدرسه پاریس و آوانگارد روس بود. پن، اگرچه در اتحاد جماهیر شوروی ماند (در سال 1937 کشته شد)، اولین معلم آنها بود که پایههای حرفهای را به آنها داد.
هنرمندان بلاروسی به مدرسه پاریس چندین ویژگی تعیینکننده وارد کردند:
تنگنا و تضاد اکسپرسیونیستی: حتی در نقاشیهای تصویری، آثار آنها با شدت عاطفی بالاتر، تغییر فرم برای بیان، و داستانگویی رنگهای داستانی مشخص بود.
نوستالژی و مذهبسازی گذشته: به ویژه در شاگال و تا حدی در کیکوین. هنر آنها به یک ابیات برای فرهنگ یهودی شرق اروپایی تبدیل شد.
شدت نقاشی: رگبار و احساسی، کار با بافت چرب و تقریباً مجسمهای رنگ (به ویژه در سوتین و تسادکین در مجسمهسازی).
مهاجرت به عنوان یک موضع خلاقانه: بودن "غیربومی" در محلههای محلی و محیط جدید، آنها دیدگاه تیز و اغلب انتقادی به دنیا را توسعه دادند که به شخصیت خلاقانه آنها افزود.
دومین جنگ جهانی و هولوکاست برای بسیاری از آنها یک نقطه عطف رقتانگیز بود. سوتین مخفی شد و از بیماری مرد. اوسپین لوویچ (1896-1990)، که از گرودن آمده بود، از کمپهای کار اجتناب کرد، اما زنده ماند. سرزمین مشترک آنها — روستاهای بلاروس — توسط نازیها نابود شد و بخش بزرگی از جمعیت یهودی. به این ترتیب، هنر این هنرمندان به یک یادبود و شاهد فرهنگی تبدیل شد که از روی زمین محو شد.
هنرمندان مدرسه پاریس با ریشههای بلاروسی، شاید یکی از تحولات فرهنگی خیرهکنندهترین را انجام دادند: از دنیای محصور "ناحیه ممنوعه" به آوانگارد پایتخت هنر جهانی. آنها به طور کامل یکپارچه نشدند، اما در گето نوستالژی باقی نماندند. به جای آن، تجربه منحصر به فرد خود را به یک زبان هنری عمومی تبدیل کردند که مدرنیسم اروپا را غنیتر کرد.
سرنوشت آنها داستانی از غلبه، اراده خلاقانه و استحکام بینظیر است. آنها ثابت کردند که منشأ پروینسیالی یک مانع برای شناخته شدن جهانی نیست، و خاطرات فرهنگی، حتی اگر خشن باشد، میتواند منبعی برای هنر قویترین باشد. امروز آثار آنها در بهترین موزههای جهان قرار دارند، نه تنها به عنوان اشیاء زیبایی، بلکه به عنوان مستندات زندهای از دوران، که خلاقیت و رنج تاریخی را با هم ترکیب کردهاند.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2