روابط بریتانیایک نویسنده و متفکر مسیحی، کلیو استپلز لیوس و شاعر آمریکایی، سابق کمونیست و یهودی که به مسیحیت گرویده است، جوی دیویدمن، نمونهای منحصر به فرد در تاریخ ادبیات و فرهنگ قرن بیستم است. ارتباط آنها نه به عنوان یک درام عاشقانه (با وجود اینکه این جنبه، که توسط نمایشنامه و فیلم "شadows of Love" معرفی شده، مهم است) بلکه به عنوان یک گفتگوی پیچیده و چندلایه فکری و معنوی است. این گفتگو میتواند به عنوان فرآیندی برای تغییر شناختی و وجودی دو ذهن برجسته در چارچوب ایمانهای مسیحی مشترک، اما با تجربههای فرهنگی و زندگی متفاوت تحلیل شود.
کلیو استپلز لیوس (1898-1963) در زمان آشنایی (1952، نامهنگاری; ملاقات شخصی - 1955) یک استاد استوار دانشگاه آکسفورد، نویسنده معروف "خورشیدهای نارنی"، یک متفکر برجسته ("مسیحیت ساده") و عضو گروه ادبی "اینکلینگ" بود. دیدگاه او در چارچوب روشنفری انگلیسی، سنت آنگلیکان و دانش عمیق ادبیات قرون وسطی شکل گرفته بود.
جوی دیویدمن، برعکس، از چندین تغییرات رادیکال گذرانده بود: یک شاعر برجسته، برنده جایزه دانشگاه ییل؛ یک عضو فعال حزب کمونیست ایالات متحده؛ دختر مهاجران یهودی. تغییر ایمان او به مسیحیت یک تجربه هوشمندانه و معنوی بود که در کتاب خودداری "دود کوه" به طور دقیق توضیح داده شده است. ازدواج او با نویسنده ویلیام لیندسی گریشام که در حال از هم پاشیدن بود و شوهرش از الکلیسم رنج میبرد.
بنابراین، در زمان شروع نامهنگاری، جوی به دنبال پشتیبانی فکری در ایمان جدید خود بود و لیوس یکی از مهمترین اعتمادهای معنوی او بود.
فکری-آپولوگتیک: نامهنگاری (حدود 150 نامه باقیمانده) نشاندهنده گفتگوی آنها به عنوان دو همتا است. جوی سوالات تند و پیچیدهای میپرسید که لیوس مجبور به استدلال یا وضوح دادن پاسخهای خود میشد. او برای او "گفتگوی با تجربهای متفاوت" بود — زنانه، آمریکایی، یهودی، که تجربهای از ایدئولوژی سیاسی داشته است. این باعث میشد که لیوس دیدگاههای خود را خارج از "باختن آکسفورد" بیان کند. به عنوان مثال، انتقاد او از برخی بخشهای "مسیحیت ساده" در مورد ازدواج، ممکن است بر سخنان بعدی او که بیشتر جزئیات داشت تأثیرگذار باشد.
ادبی-خلاقانه: جوی یک هوادار نبود، بلکه یک نویسنده همتا بود. او کارهای او را به صورت حرفهای بررسی میکرد و او نیز از استعداد ادبی او ستایش میکرد و به چاپ شعرهای او و کتاب "دود کوه" (توضیح دهدهای ده فرمان) کمک کرد. روابط آنها یک همکاری خلاقانه بود که تبادل ایدهها کارهای آنها را تقویت میکرد.
وجودی-عملی: این سطح پس از سال 1956 غالب شد. ازدواج جوی به اعتماد با لیوس (آوریل 1956) در ابتدا یک عمل مدنی بود که به او و دو پسرش اجازه داد تا در انگلستان بمانند. اما پس از تشخیص وحشتناک تشخیص سرطان استخوان پیشرفته در جوی و بهبود شگفتانگیز او در سال 1957، روابط آنها تغییر کرد. ازدواج کلیسایی که در بستر بیمار انجام شد، نه یک فرمality بلکه یک اتحاد آگاهانه در مقابل مرگ شد. این تجربه برای لیوس یک آزمون وجودی از همان اصول بогословی خود درباره رنج، عشق و امید بود.
پیش از ملاقات با جوی، لیوس در کتاب "چهار نوع عشق" (منتشر شده در دوره نزدیکی به آشنایی آنها، در سال 1960) درباره انواع مختلف عشق (استورژ، فیلیا، اروس، آگاپه) نظریهپردازی کرده بود. ازدواج او با جوی یک آزمایشگاه زنده بود که در آن دستهبندیهای انتزاعی با واقعیت مواجه شد. او در 53 سالگی با اروس (عشق احساسی) مواجه شد که برای او یک کشف غیرمنتظره بود. اما آزمون اصلی آگاپه بود — عشق قربانیکننده، که در مراقبت روزانه از زن مرده، مبارزه با درد و نومیدی نشان داده شد.
واقعیت علمی: برخی از بیوگرافها (مثلاً آلن جیکوبس) و محققان آثار لیوس اشاره کردهاند که این تجربه به طور بنیادی حالت آثار بعدی او را تغییر داد. اگر ابتدای آپولوگتیک بود بازی هوشمندانهای از ذهن بود، پس از مرگ جوی (1960) در آثار او، به ویژه در "نگاه به درد" (منتشر شده تحت نام مستعار در سال 1961)، عمق وجودی بیسابقه و درد شخصی ظاهر شد. این دیگر نه دفاع از ایمان در برابر سکپتیکها بود، بلکه تلاش برای درک ایمان از درون تراژدی شخصی.
محصول مستقیم اتحاد آنها رمان لیوس "پس از آنکه چهرهها را نیافتیم" (1956) بود — بازنویسی افسانه آمور و سایکو. اگرچه ایده پیش از آن شروع شده بود، اما روابط با جوی، شخصیت او (یک زن قوی، هوشمند، رنجکشیده) و ازدواج آنها به وضوح بر تصویر ملکه سایکو و کل اتمسفر رمان تأثیرگذار بود، جایی که موضوعات عشق زناشویی، رنج، فرمانبرداری و دریافت فراتر از لیوس روانشناسی و قدرت عاطفی بیسابقهای پیدا کرد.
جوی دیویدمن در 13 ژوئیه 1960 مرد. تأثیر او بر لیوس از او زنده ماند. او نه تنها یک دفترچه یادداشت دردناک از غم "نگاه به درد" نوشت، بلکه تا پایان عمر خود از پسران او، دیوید و داگلاس گریشام، مراقبت کرد و آنها را به صورت قانونی به فرزندی خود پذیرفت. گفتگوی فکری با جوی در درون مونولوگ داخلی او ادامه یافت و بخشی از بازتابش او شد.
واقعیت جالب: نامههای باقیمانده جوی به لیوس نشاندهنده دانش بینظیر او، ذهن تیز و طنز او را نشان میدهد. در یکی از نامهها، او با مقایسه نامههای خود با مجموعه مشهور "نامههای به فرزند معنوی" کلیو استپلز لیوس، به طنز میگوید که این گفتگوی آنها بیشتر "نامههای یک مادر معنوی به فرزند معنوی" است، به این معنا که نقش او یک دانشآموز پассивی نیست، بلکه یک همگامکننده فعال، گاهی اوقات پیشرو.
اتحاد لیوس و دیویدمن بیشتر از یک داستان عاشقانهی دیرینه است. این یک گفتگوی چندوجهی است بین فرهنگهای مختلف، تجربیات جنسی و سنتهای فکری، که در یک سیستم مسیحی مشترک متحد شدهاند. برای لیوس، جوی "دیگری" بود که او را از راحتی اطمینان فکری به فضای پیچیده، دردناک و بیمارانه تجربه انسانی بیرون کشید. او برای او نمادی از آن چیزی بود که او نظریهپردازی کرده بود: ملاقات با یک انسان خاص، یک انسان منحصر به فرد، از بین میبرد ایدئولوژیهای انتزاعی و زندگی را تغییر میدهد. روابط آنها برای لیوس آخرین و سختترین آزمون از صداقت ایمان او بود که بسیاری از محققان معتقدند که او آن را با عمق وجودی بیسابقه و آثار خلاقانهای که به ارمغان آورد، پشت سر گذاشت. این اتحاد نشان میدهد که چگونه یک گفتگوی شخصی، حتی محرمانه، بین دو ذهن برجسته میتواند فضایی برای تغییر متقابل و منبعی از فشار خلاقانه و معنوی بزرگ باشد.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия