فیلمهای کریسمس و سال نو یک ژانر سینمایی خاص را تشکیل میدهند که نه تنها نقش سرگرمی را دارد بلکه یک مراسم فرهنگی نیز است. تماشای سالانه آنها بخشی از سنت جشنها میشود، راهی برای تجربه احساسات جمعی، آموختن ارزشهای اجتماعی و حتی بازسازی هویت. از دیدگاه علمی، این فیلمها سیستمهای سیمبولیک پیچیدهای هستند که جشن به عنوان یک هرونتوپ (یکپارچگی زمان و مکان) برای حل بحرانها، آزمایش ارزشها و استقرار آرکیتایپهای بنیادی: خانواده، عشق، بخشش، معجزه، عمل میکند.
فیلمهای کریسمس کلاسیک اغلب بر اساس تضاد بین ماتریالیسم سکولار و معنویت اصیل جشن ساخته میشوند.
«این زندگی فوقالعاده است» (It's a Wonderful Life, 1946، فرانک کاپرا). این فیلم-آثارگیاهی است که پس از فروش ضعیف در اولین نمایش، به دلیل نمایشهای تلویزیونی طولانیمدت به عنوان یک اثر فرهنگی محبوب شد. از دیدگاه نارراتولوژی، این داستان بحران وجودی و بازبینی ارزشهای شخصی از طریق مداخله معجزهآسا (فرشته نگهبان) است. جرج بیلی — آرکیتایپ «آدم کوچک»، که به نظر میرسد زندگیاش به هیچ وجه ارزشمند نبوده است. این فیلم تردیدی ندارد که دنیایی که او در آن نبوده است را نشان میدهد، تا نشان دهد که تئوری پرواز پروانه (تأثیر علتهای کوچک) و ارزش هر عمل را ثابت کند. این نه تنها یک فیلم خوب است، بلکه یک توئیدسی (توضیح معجزه) در آمریکا پس از جنگ است.
«یکی در خانه تنها» (Home Alone, 1990، کریس کلمبوس). یک نمونه برجسته از تجاریسازی و سکولار کردن افسانه کریسمس. بافت بیرونی جشن (نورپردازی، درخت کریسمس، «گروه موسیقی کریسمس») به عنوان زمینهای برای داستانی در مورد پیروزی کارآفرینی خصوصی و بازگشت خانواده استفاده میشود. کیوین مککالستر — یک کودک است که، با تنها ماندن، به جای اینکه به وحشت بیفتد، یک سیستم دفاعی کامل ایجاد میکند و توانایی خود را نشان میدهد. این فیلم روح فردگرایی دهه 90 را منعکس میکند، جایی که جشن به جای دعا، زمانی برای اثبات توانایی و آشتیابی در شرایط جدید است.
نکته جالب: بسیاری از فیلمهای کریسمس کلاسیک شامل عنصر حلقه زمانی یا واقعیت جایگزین هستند (این زندگی فوقالعاده است، تعطیلات کریسمس، کریسمس با آدمهای بد). این راهنمای داستانی به قهرمان اجازه میدهد تا از فراموشی خطی زمان جشن (که همیشه چرخهای است) فراتر رود و تجربه کند که نتیجه اعمال خود را ببیند یا «دومین فرصت» پیدا کند، که با خودشتیفتی سال نو همخوانی دارد که زمانی است که «همه چیز میتواند تغییر کند».
اگر کریسمس در سینما اغلب با خانواده و گذشته مرتبط است، پس سال نو با آینده، عشق و تصادف.
«irony of fate, or On a Lighter Note!» (1975، الدار رязانوف). این فیلم یک پدیده فرهنگی منحصر به فرد، یک ایدهآل کمونیستی سال نو شوروی است. این فیلم تصویر的理想شدهای از طبقه روشنفکر کمونیستی ایجاد میکند، جایی که حتی یک وضعیت عجیب و غریب (ورود به آپارتمان غریبه به دلیل ساخت و ساز معمولی) نیز از طریق ارزشهای بالاتر: روشنفکری، اخلاق، ظرافت احساسات، حل میشود. سال نو در اینجا یک دروازه جادویی است که به طور موقت محدودیتهای اجتماعی را لغو میکند و به قهرمانان اجازه میدهد تا خود را به عنوان واقعی باشند. آهنگهای بولات اوکودжаوا و سرگئی نیکیتین به عنوان یک نظر عاطفی و فلسفی عمل میکنند که داستان محلی را به سطح یک افسانه بالا میبرد. نمایش سالانه آن در روسیه یک مراسم تلویزیونی شده است که نشاندهنده گذار به زمان جشن است.
«یازده دوست اوشن» (Ocean's Eleven, 1960، لوئیس مایلستون) و نسخه بازسازی شده آن (2001). اگرچه به معنای واقعی کلمه «سال نو» نیست، اما نقطه اوج دزدی در شب سال نو در لاس وگاس است. جشن در اینجا به عنوان زمینهای برای بازی، خطر و تغییر سرنوشت عمل میکند که با آرکیتایپ سال نو همخوانی دارد که زمانی است که «همه چیز میتواند تغییر کند».
فیلمهای مدرن درباره جشنها اغلب الگوهای کلاسیک را تحلیل میکنند.
«آدم تنها» (A Single Man, 2009، تام فورد). این فیلم در شب کریسمس رخ میدهد، اما جشن تنها نقش برجستهای را دارد که عمق تنهایی و grief قهرمان اصلی را نشان میدهد. این یک داستان درباره این است که چگونه تزیینات کریسمس پرزیدنت و پریشی درونی با یکدیگر در تضاد هستند.
«نIGHTmare before XMAS» (The Nightmare Before Christmas, 1993، هنری سلیک). این شاهکار انیمیشن بر روی تقاطع هالووین و کریسمس، موضوع فرهنگیسازی و جستجوی هویت را بررسی میکند. جک اسکلینگتون سعی میکند کدهای جشنهای دیگر را فرا بگیرد که به هرج و مرج منجر میشود. این فیلم میتواند به عنوان یک استعاره برای بحران جشنهای سنتی در دنیای جهانیسازی شده تفسیر شود.
«عشق واقعی» (Love Actually, 2003، رічارد کورتیس). این داستان کریسمس چندلایه شده به عنوان یک نمونه استاندارد از ژانر، یک مجموعه از داستانها (کمدی، تراژیک، عاشقانه) را زیر سایه جشن جمعآوری میکند. کریسمس در اینجا نه دلیل، بلکه یک کاتالیزور و مهلت برای نشان دادن احساسات، گرفتن تصمیمات و حل اختلافات است.
فیلمهای بریتانیایی (داستان کریسمس، 1984) اغلب واقعگرایی اجتماعی با عناصر فانتزی را ترکیب میکنند، تا بر نابرابری طبقاتی و دیدگاه کودکان از معجزه تأکید کنند.
فیلمهای اسکاندیناویایی (داستان کریسمس، سوئد) میتواند تاریک و طنزآمیز باشد و بر اختلالات خانوادگی تأکید کند، که این نشاندهنده واقعگرایی فرهنگی و عدم وجود شیرینی در دیدگاه آنها از جشن است.
بهترین فیلمهای کریسمس و سال نو نه تنها «داستانهای کریسمس» هستند. این آثار فرهنگی پیچیدهای هستند که:
مذهلسازی و تغییر افسانه جشن را تقویت میکنند.
مدلهای روانشناختی برای خروج از بحران ارائه میدهند (کاتارسیس از طریق معجزه، طنز، عشق).
یک مکان مشترک برای نسلها ایجاد میکنند و به بخشی از سنت خانوادگی و ملی تبدیل میشوند.
قدرت آنها در استفاده از هرونتوپ شناخته شده است، جایی که زمان تنگ میشود و فضا با نمادها پر میشود، که به نمایش داستانهای انسانی با اوج احساسات خاصی کمک میکند. آنها مانند افسانههای مدرن عمل میکنند، جایی که جادوی جشن به عنوان استعارهای برای تغییرات درونی عمل میکند و تماشای دوباره آن هر سال یک عمل از خودپозشگری جمعی و امید است. بنابراین، «بهترین بودن» این فیلمها نه تنها به خاطر ارزشهای سینمایی آنها بلکه به خاطر توانایی آنها برای تبدیل شدن به آینهای است که جامعه هر سال ارزشهای خویش را در آن میبیند و تأیید میکند.
© library.tj
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия