آنها از آب بیرون میآیند، در آفتاب میدرخشند و برای لحظهای به نظر میرسد که به ما لبخند میزنند. ما از آنها ویدیو میگیریم، با دست به آنها غذا میدهیم و تقریباً ویژگیهای انسانی به آنها نسبت میدهیم. دلفینها یکی از معدود حیواناتی هستند که انسان به آنها نه به عنوان «برادران کوچکتر»، بلکه به عنوان تقریباً برابر نگاه میکند. اما از کجا آمدهاند؟ چرا ما آنها را اینقدر دوست داریم؟ و آیا میتوان آنها را به عنوان حیوان خانگی نگه داشت؟ پاسخ به این سوالات ما را به عمق گذشته، به درون تکامل و به ماهیت اصلی روانشناسی انسانی میبرد.
تاریخ دلفینها از دریا شروع نمیشود، بلکه از خشکی. حدود ۵۰ میلیون سال پیش، اجداد امروزی دلفینها حیوانات خشکیزی بودند، مانند کوچکترین گرگها یا آهوها. آنها در ساحل دریاهای باستانی زندگی میکردند و به تدریج، قدم به قدم، به آب رفتند. این یکی از شگفتانگیزترین گذارهای تکاملی بود: پاها به پاهای شناگر تبدیل شدند، موهایشان از بین رفت، بدنشان شکل جریانیافتهای پیدا کرد و تنفس آنها به نگه داشتن زیر آب تطبیق یافت. نزدیکترین خویشاوندان امروز آنها ببرهای آبی و پستانداران هستند. بله، دلفینها از گانگوروها هستند که اقیانوس را انتخاب کردهاند.
در فرآیند تکامل، دلفینها یک سیستم پیچیدهی اکولوکیشن توسعه دادند که به آنها اجازه میدهد با صدا ببینند و هوشی قوی که با پیچیدگی آن را با هوش میمونها مقایسه میکنند. آنها ساختارهای اجتماعی پیچیدهای پیدا کردند، زبان ارتباطی، توانایی یادگیری و حتی فرهنگ. به واقع، آنها جامعهای خود را ایجاد کردند — فقط زیر آب.
انسان همیشه در طبیعت منعکس خود را جستجو کرده است. دلفینها تبدیل به کاندیدای ایدهآل شدند: آنها لبخند میزنند، بازیگوش هستند، به گروهها زندگی میکنند، به یکدیگر کمک میکنند و گاهی به انسانها. افسانههای دلفینها-نجاتدهنده به دوران باستان برمیگردد: یونانیان آنها را پیامبران خدا میدانستند و اغلب آنها را در سکهها و مجسمهها نشان میدادند. پلینوس بزرگ از دوستی دلفینها با پسر نوشت و در دوران مدرن دهها داستان از این که دلفینها چگونه به ساحل نجاتدهندهها میشوند یا از کوسهها محافظت میکنند، وجود دارد.
از دیدگاه علمی، ما دلفینها را کمالگرا میکنیم زیرا ویژگیهایی دارند که ما آنها را در خودمان ارزشمند میدانیم: هوش، اجتماعی بودن، بازیگوشی، توانایی همدلی. عصبشناسان اشاره میکنند که دلفینها نورونهای حلزونیشکل دارند که با احساسات و خودآگاهی مرتبط هستند. این باعث میشود که آنها به همدلی بپردازند و ما این را حس میکنیم. اما، شاید اصلیترین دلیل لبخند آنها باشد. زاویه دهان دلفین تصویر همیشه دوستانهای ایجاد میکند و ما بر آن پروژه میکنیم.
اما مهم است که به یاد داشته باشیم: دلفینها شکارچی هستند. آنها میتوانند بیرحمانه باشند، به همنوعان خود بدرفتار باشند و حتی تولههای خود را بکشند. لبخند آنها یک احساس نیست، بلکه یک ویژگی آناتومیکی است. اما ما نمیخواهیم این را ببینیم، زیرا تصویر «برادر دریایی» برای ما روانشناختی بسیار مفید است: او تنهایی ما در جهان را تسکین میدهد و از ارتباط با طبیعت یاد میدهد.
از نظر فنی، دلفینها قابل آموزش هستند. آنها را میآموزند که از حلقهها بپرند، دستورات را انجام دهند و با انسانها تعامل کنند. دلفیناریها در سراسر جهان کار میکنند. اما تربیت کردن — این معنای واقعی خانوادهدار کردن نیست. خانوادهدار کردن — این تغییر ژنتیکی گونه در طول چندین نسل است، انتخابهای انتخابی که به ویژگیهای مفید برای انسان اشاره دارد: آرامش، کاهش بیرحمانی، وابستگی به انسان.
خانوادهدار کردن دلفینها ممکن نیست به چند دلیل. اولاً، محیط طبیعی آنها فضاهای عظیم اقیانوس است. در زندان، آنها استرس میکنند، بیمار میشوند و ۲۰ تا ۳۰ برابر کمتر از رویا میزنند (در میانگین ۱۰ تا ۱۵ سال در مقایسه با ۴۰ تا ۵۰ سال). دوماً، آنها مناطق محدودی ندارند و انسان را به عنوان رهبر گروه نمیپذیرند. روابط اجتماعی آنها بر اساس منافع متقابل ساخته میشود، نه بر اساس وارستهگی. سوماً، نگهداری دلفینها در شرایط مصنوعی نیاز به منابع عظیمی دارد و تولید مثل آنها در زندان بسیار مشکل است.
علاوه بر این، مسئله اخلاقی وجود دارد. مجبور کردن یک موجود هوشمند، اجتماعی و آزاد به زندگی در استخر — بیرحمانه است. و با اینکه انسان آرزو میکند که دلفینی داشته باشد که با قایق خودش شنا کند، این ایده با خود طبیعت این حیوان در تضاد است. دلفینها میتوانند «دوستان» باشند، اما نه به معنای حیوان خانگی، بلکه به معنای شریک شنا، محققانی که ما به آنها احترام میگذاریم و نه آنها را زیر سلطه میآوریم.
دلفینها نه اقوام ما هستند و نه دشمنان ما. آنها عقل دیگری، فرهنگ دیگری و روش دیگری برای زندگی دارند. ما آنها را کمالگرا میکنیم زیرا چیزی در آنها وجود دارد که به ما شباهت دارد، اما از kompleksهای ما آزاد است. ما سعی میکنیم آنها را تربیت کنیم زیرا از تنهایی خود میترسیم. اما ملاقات واقعی با دلفین — ملاقات با برابری است که نیاز به حفاظت ما ندارد و درخواست نمیکند. و شاید این تشخیص آزادی آنها باشد که درس اصلیای است که آنها به ما میدهند.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия