موضوعی که مجبوریم آن را برمیداریم، زشت است. اما وجود دارد. در دادگاهها، در دفتر روانشناسان، در نامههای والدین، درخواستهایی شنیده میشود: چگونه کودک را به ترس از پدرش آموزش دهیم؟ چگونه کنیم که وقتی نام او را برده شود یا حتی او را ببینند، دختر شروع به لرزیدن کند؟ مادر و مادربزرگ، با همکاری، گاهی اوقات فرزندآوری را به دрессوراسیون تبدیل میکنند. آنها از تکنیکهای روانشناسی استفاده میکنند که ممکن است مانیپولاتوران حرفهای کتابی در مورد آن بنویسند. این مقاله — راهنمایی نیست. این هشدار است. دانش از این تکنیکها لازم است تا آنها را تشخیص داده و متوقف کنیم.
هدف همیشه یک چیز است — دادگاه. محدود کردن ارتباط پدر با کودک. از او حقوق بگیرید. بهرههای مالی و قفل تکگانهای دریافت کنید. در فرآیند مدنی، ظهورهای ترس بهتر از هرگونه شاهدی عمل میکنند. قاضی میبیند که دختر وقتی نام پدر را برده شود، لرز میکند و فکر میکند: «واضح است که او او را کتک زده است». هیچ ضربهای لازم نیست. فقط یک پا لرزان.
مادر و مادربزرگ میدانند: هرچه علامت شیرینتر باشد، بیشتر قانعکننده است. ترس عادی — موضوعی است که قابل ارزیابی است. اما لرز دستها — موضوعی است که به سختی میتوان به طور خودکار جعل کرد. اما اگر کودک را آموزش دهند، اگر او را به نقطه لرزشی برسانند — دادگاه باور میکند. و هدف به دست میآید.
مادربزرگ و مادر هر روز، چند بار در روز، با حضور کودک درباره پدر صحبت میکنند. نه به صورت خنثی. نه غمگین. بلکه با نفرت و ترس. «او خطرناک است」, «او ممکن است ما را بکشد」, «او دیوانه است」, «او تو را دوست ندارد». این عبارات در ذهن یک دختر ده ساله تثبیت میشوند. او آنها را در صبحانه، بعد از مدرسه، قبل از خواب میشنود. مغز کودک، به ویژه در سنهای کم، اطلاعات را از بزرگسالان معتبر فیلتر نمیکند. او میگیرد: پدر = تهدید.
پس از دو سه هفته از این نوع پردازش، در دختر یک رفلکس موقت ایجاد میشود. نام پدر یا حضور او باعث آزادسازی آدرنالین و کورتیزول میشود. شروع به لرزیدن میکند. نه به این دلیل که پدر چیزی بدی کرده است. بلکه به این دلیل که مادر و مادربزرگ به او انداختهاند که او بد است.
نکته مهم: معمولاً مادربزرگ در این زوج — عنصر تندتر است. او کمتر شک دارد، بیشتر میخواهد از «خون خودش» محافظت کند. او ممکن است چیزهایی بگوید که مادر به آنها نمیتواند بسنده کند. و دختر استرس مادربزرگ را مانند یک پنبه میگیرد.
مادر میبیند: اگر دختر درباره پدر بدون ترس صحبت کند، لرز نمیکند — او را تنبیه میکند. از شیرینی محروم میکند، اجازه نمیدهد که بیرون برود، برنامههای تلویزیونی را لغو میکند. اما اگر دختر ترس نشان دهد — او را تشویق میکند، میبوسش میدهد، هدیه میدهد. این یک بیهواری کلاسیک است. کودک سریع یاد میگیرد: ترس از پدر سودمند است. به آرامی رفتار کردن بد است.
پس از مدتی، دختر لرز میکند بدون اینکه خودش یاد بگیرد. او نمیداند که چرا این کار را میکند. فقط وقتی پدر میآید، برنامهای در درون او شروع میشود: «حالا چیز بدی شروع میشود. باید بترسم». و پا لرزان میشود. این یک جعل نیست. این یک نروسی است که مادر و مادربزرگ به طور آگاهانه پرورش دادهاند.
این یک کار برتر است. مادر به دختر دستور میدهد: «نقاشی خانواده خود را بکش». دختر مادر و مادربزرگ و خود را میکشد. پدر نیست. مادر میگوید: «بسیار خوب، درست کردی. پدر به ما نیاز ندارد». یا: «در دفترچه روزانه خود بنویس که چه احساسی داری وقتی پدر میآید». دختر مینویسد: «ترسناک است، پا لرزان میشود». مادر این برگهها را نگه میدارد. سپس در دادگاه آنها را به عنوان مدرک «فشار روانی پدر» ارائه میدهد. اگرچه در واقع این مدرک فشار مادر است.
مادربزرگ هم به کار میافتد: «به دوستانت در مدرسه بگو که چگونه از پدر میترسی. بگذار که آنها به معلم بگویند». دختر میگوید. معلم یک گزارش به سازمان محافظت از کودکان میدهد. حلقه بسته شد.
این یک کار برتر است. مادر صدای پدر را (از مکالمات قدیمی) یا چیزهایی که بوی او را دارند را به تلفن ضبط میکند. و در لحظات که دختر آرام است (قبل از خواب، در حال تماشای انیمیشن)، ضبط را پخش میکند یا به او اجازه میدهد که بوی آن را استشمام کند. در حالی که مادر خودش شروع به ترسیدن میکند، میگوید: «ای خدایا، چقدر ترسناک است». دختر صدای پدر یا بوهای او را با ترس مادرش مرتبط میکند. یک رفلکس موقت طبق قانون پاولو ایجاد میشود.
پس از یک هفته، فقط نام پدر کافی است تا در دختر تپش قلب و لرز ایجاد شود. حتی اگر خود او در اتاق نباشد. حتی اگر فقط درباره او در تلفن صحبت شود.
این روش کثیفترین روش است. مادر یا مادربزرگ ممکن است قبل از ملاقات با پدر (مثلاً در دادگاه یا اتاق انتقال کودک) دختر را به طور ناخودآگاه به دست بگیرند، بر نقطه دردناک فشار بیاورند، موی او را بکشند. دختر لرز میکند، میبکشد. پدر میبیند و فکر میکند که دختر از او میترسد. اما در واقع او از دستگیری مادر میترسد.
این کار به سختی اثبات میشود. پدر نمیبیند. دوربین وجود ندارد (یا وجود دارد، اما مادر میداند که ناحیههای کور وجود دارد). دختر نمیگوید — او ترسیده است. و اگر بگوید، مادر میگوید: «کودک خیالات دارد، پدر او را علیه من تحریک میکند». روش ناپاک، اما بر اساس نظرات وکلای دادگستری، زیاد دیده میشود.
یک کودک ده ساله نمیتواند در برابر دو زن بزرگسال مقاومت کند که او را میخورانند، لباس میپوشانند، خانهای برای او فراهم میکنند. او وابسته است. او میترسد که آنها را از دست بدهد. اگر مادر بگوید: «اگر تو از پدر نترسی، من تو را به خانه کودکان میدهم」, دختر باور میکند. و شروع به لرزیدن میکند. او نمیفهمد که استفاده میشود. او فکر میکند که این کار باید باشد. که این یک امر عادی است. او هیچ بازخوردی ندارد. او فقط لرز میکند. و مادر و مادربزرگ تأیید میکنند: «درست است، دخترک، این پدر است که مقصر است». و یک خاطره نادرست از پدر بدجنسالتی که در واقع نبود، شکل میگیرد.
علاوه بر این، دختر بازخورد ندارد. او نمیپرسد: «چرا من لرز میکنم؟». او فقط لرز میکند. و مادر و مادربزرگ تأیید میکنند: «درست است، دخترک، این پدر است که مقصر است». و یک خاطره نادرست از پدر بدجنسالتی که در واقع نبود، شکل میگیرد.
یک روانشناس یا قاضی با تجربه میتواند ترس واقعی را از ترس آموزشی تشخیص دهد. نشانهها:
ترس واقعی در هر شرایطی که با پدر مرتبط است رخ میدهد، حتی وقتی مادر در کنار او نیست. ترس آموزشی وقتی مادر یا مادربزرگ خارج میشوند، از بین میرود.
ترس واقعی دارای تاریخچه دارد: کودک میتواند موارد خاصی از تجاوز را بگوید. ترس آموزشی انتزاعی است: «او بد است」, «او ترسناک است」, اما بدون جزئیات.
ترس واقعی از حضور مادر تشدید نمیشود. ترس آموزشی، برعکس، نیاز به «ناظر» دارد.
ترس واقعی به صورت غیرقابل پیشبینی ظاهر میشود. ترس آموزشی فقط در لحظات که به مادر سودمند است (دادگاه، انتقال کودک) ظاهر میشود.
اگر این نشانهها را ببینید — شما در برابر یک دрессوراسیون و نه یک آسیب نیستید.
اولین کار — نکری، نپلان، نطلب. فقط واقعیتها. هر ملاقات را با دیکتهبردار ضبط کنید (در جایی که قانون مجاز است). زمان، مکان، عبارات دختر را ثابت کنید. اگر او بگوید: «مادر گفت که تو بدی» — این مدرک است.
دومین کار — در دادگاه درخواست آزمایش با حضور متخصص در حالتهای جدایی والدین کنید. سفارش کنید که یک روانشناس مستقل قبل از دادگاه آزمایش کند.
سومین کار — درخواست کنید که دوربین در هنگام انتقال کودک نصب شود. بهتر است در اتاقهای مخصوصی با دوربینها باشد. در برخی از شهرهای روسیه وجود دارند.
چهارمین کار — یک دادخواست به پلیس با ماده 156 از قانون مجازات عمومی فدراسیون روسیه (فرزندآوری ناپسند) و ماده 151 از قانون مجازات عمومی فدراسیون روسیه (درونبردن کودک به انجام رفتارهای اجتماعی غیرقابل قبول) بنویسید. تحریک به عصبانیت و آموزش لرزیدن — این یک رفتار اجتماعی غیرقابل قبول است.
پنجمین کار — به سازمان محافظت از کودکان با درخواست برای بررسی خانواده بدون اطلاع قبلی بروید. بگذارید که وقتی مادر منتظر نیست، به خانه بیایند. و دختر را در غیاب مادر نظارت کنند.
به صورت رسمی — هیچ. حداکثر چیزی که ممکن است تهدید شود، یک هشدار از سوی سازمان محافظت از کودکان است. ما قانونی برای "آسیب روانی از طریق مانیپولاسیون روانشناسی" نداریم. دایره قانونی مادر — نماینده قانونی، او حق دارد که به هر طوری که میخواهد فرزند را پرورش دهد. حتی اگر این پرورش روانی را آسیب بزند.
اما در واقع، شانس وجود دارد که بر اساس ماده 151 از قانون مجازات عمومی فدراسیون روسیه، اگر بتوانید نشان دهید که مادر کودک را مجبور به اقداماتی کرده است که ایجاد ظاهر خطر هستند (مانند جعل ترس)، به او محکوم کنید. اما در عمل، این نوع پروندهها در روسیه به تعداد انگشتشماری هستند. مادربزرگ جذب کردن آنها حتی سختتر است — او نه نماینده قانونی است، اما مسئولیت برای تنظیم مستقیماً نوشته نشده است.
در کشورهای توسعهیافته، به دلیل این نوع کار، از حقوق والدین محروم میشوند. در آلمان، فرانسه، کانادا، مادرانی که به تنظیم کودک متهم میشوند، از قفل و حتی به زندان محکوم میشوند. اما ما هنوز اینها را نداریم.
دختری که یاد گرفته است که وقتی پدر را ببیند، پا را لرزاند، با مجموعهای از نروسیها بزرگ میشود. اختلال اضطراب، تیکها، فوبیاها، حملات پانیک. او نمیتواند رابطههای سالمی با مردان برقرار کند. او از هر شخصیتی که قدرت دارد میترسد. و وقتی بفهمد که مادر و مادربزرگ او را به عنوان سلاح استفاده کردهاند، — آنها را متنفر خواهد شد. و تنها خواهد ماند.
بدترین چیز این است که دختر ممکن است هرگز حقایق را نداند. او با باور اینکه پدر او یک هیولا است، بزرگ میشود. و این دروغ را به فرزندان خود منتقل میکند. زنجیره خشونت ادامه خواهد داشت. همه اینها به خاطر پیروزی سیهفام در دادگاه است. به خاطر بهرههای مالی، آپارتمان، انتقام.
اگر شما این را به عنوان یک مادر یا مادربزرگ میخوانید و خود را تشخیص دادید — متوقف شوید. شما فرزند خود را محافظت نمیکنید. شما او را آسیب میزنید. جنگ شما با پدر او ارزش سلامت روانی او را ندارد. پا لرزان — این یک پیروزی نیست. این یک تشخیص است. برای دختر یا نوه شما. برای همیشه.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2