موسیقی، به عنوان هنر زمانی، دارای ابزارهای منحصر به فردی برای انتقال تصویر ثابت زمستان، بلکه دینامیک آن، فرآیندها، حالات و هماهنگی احساسی است. آهنگسازان همه عصرها از روشهای برنامهای (تصویری) و غیر برنامهای (اشارهای) برای تجسم زمستان استفاده کردهاند — از صداپردازی مستقیم تا جمعبندیهای فلسفی پیچیده. زمستان موسیقی در مثلث «طبیعت — احساس — انتزاع» وجود دارد.
طنین و بافت به عنوان پایه:
طنینهای بالا و صداپردازیهای زنگین: شفافیت و سردی زمستان اغلب با صدای زنگولهها، چلست، فلوت-پیکولو، طنینهای بالا در ویولونهای divisi، گلوکنشپیلهای بلورین منتقل میشود. مثال: «رقص فея دражه» از «چوبدستی» پیتر ای. چایکوفسکی — تصویر صوتی زیبایی برفآلود و برقزده است.
پایین، چگال، لایههای «زندهمانده»: سنگینی سرما و فضاهای پوشیده از برف با طنینهای پایین از برنج (تuba، valtorne)، چگالهای کلاستروی از ارکستر استرینگ، نتهای پدالی در باس تصویر میشود. مثال: شروع اورکتورا-فانتزی «حمлет» چایکوفسکی.
پیتسیکاتو سرد و هارمونیهای یخی: استفاده از روشهای خاص بازی بر روی ارکستر استرینگ برای ایجاد احساس شکستگی، نازکبودن.
melody و harmony:
melodyهای «زندهمانده» و ثابت: آوازهای تکراری باریک، نقطهای ارگانی (پدال) نماد طبیعت یخبندان و بیحرکت است.
ناهنجاریها و پلانومالی: برف، باد کولی، هرج و مرج اغلب از طریق انباشتن ناهنجاریهای سوزناک، برخورد نواها منتقل میشود. مثال: تصویر سیمفونیک «در میانه آسیای» آلفرد پ. بوردین — لحظه طوفان برفی.
هارمونیهای «لغزنده» و توالیهای کلهای: ایجاد احساس ناپایداری، لغزش روی یخ، تایینیت و غمانگیزی (مثل در موسیقی دبویسی یا در موسیقی به «سوزنچیچهکا» ریمسکوگورسکوف).
ریتم و_tempo:
ریتم بیآرام و گردابی: انتقال برف و باد کولی (مثلاً در ترانههای «بسیارها» م. پ. موسورگسکی).
tempo آرام و کند (Largo، Adagio): احساس زمان توقف، خواب زمستانی طبیعت.
بیشتر اوقات آهنگسازان تلاش میکنند تا نه پدیدههای خارجی، بلکه واکنش داخلی به آنها را انتقال دهند.
زمستان-غم، زمستان-مرگ: نواها مینور، بافت هورال، melodyهای نزولی، انтонаسیونهای نفسی. ریکویومها و موسیقیهای عزاداری اغلب به صورت متقابل با کرونوتوپ زمستانی مرتبط هستند.
زمستان-مراقبه، سکوت: مینیمالیسم، پاوزهای فضایی، صدای آرام (ppp). آثار آرво پارت (Spiegel im Spiegel) یا والنتین سیلوستروو با استاتیک مدیتیو خود به عنوان موسیقی پدیده برفپوش و بیصدا درک میشوند.
زمستان-تغییر، پاکی: هارمونیهای صاف و دیاتونیک (اغلب با استفاده از لادیهای طبیعی)، پاکی خطوط، «زنگبودن». مثال: بسیاری از صفحات موسیقی گ. و. سویریودوف به فیلم «برف» از پوشکین، جایی که زمستان هم آزمایش و پاکسازی است.
فصلها: چرخه «فصلها» در بسیاری از آهنگسازان وجود دارد. نمونه کلاسیک آن آنتونیو ویوالدی (کنسرت «زمستان» از چرخه «چهار فصل») است. در اینجا وجود دارد و تصویر لرز از سرما (تремولو سریع ارکستر استرینگ)، صدای باد یخی و راحتی در آتشکشی. پیتر ای. چایکوفسکی در فورتپیانو یکتا (دسامبر. شبهای مقدس، ژانویه. زیر کرسی، فوریه. شیرینی) بر روی صحنههای زندگی روزمره و عاشقانه تأکید دارد.
داستانهای زمستانی: اپراها و بالههایی که در آنها زمستان عنصر کلیدی است. «سوزنچیچهکا» ن. آ. ریمسکوگورسکوف — اوج تجسم مذهبی موسیقی زمستانی: قلعه برنردی با موسیقی «برنامهای» خود که مورس، بهار و خود سوزنچیچهکا را توصیف میکند (طنینهای سرد و شفاف). باله «چوبدستی» چایکوفسکی — معیار داستان موسیقی زمستانی و جادوی کریسمس.
موسیقی کریسمس و سال نو: این یک بخش عظیم است — از آوازهای معنوی (هارالام کریسمس باخ، Ave Maria) تا موسیقی سرگرمی (ترانههای Jingle Bells، Let It Snow!). در اینجا زمستان زمینهای برای جشن است، نماد شادی و گرمی خانوادگی.
استراتژیهای آهنگسازان: از رمانتیسم به مدرنیت
پیتر ای. چایکوفسکی: استاد انتقال ترس و لرز روحی از طریق طبیعت. زمستان او اغلب عاشقانه و نمایشی است، پر از تضادهای خارجی سرد و آتش داخلی («رویاهای زمستانی» — اولین سمفونی، ترانههای بر اساس اشعار آ. ک. تولستوی).
کلود دبویسی (پrelude «Parus」, «Steps on the Snow」): زمستان اپرسونیستی — این یک شیء نیست، بلکه یک احساس است، بازی نور و سایه بر برف، احساس موقتی. با استفاده از وسایل کمینهای (شکل کوچک پوشاننده همه چیز) او تصویر برفباری بیپایان آرام و بیپایان را ایجاد میکند.
فران茨 شوبرت (« راه زمستانی »): تجسم برترین زمستان به عنوان استعارهای از تنهایی، نومیدی، راهی فاتالی به سوی مرگ. در اینجا منظره زمستانی یک پروژه روحی راهبه است. صدای نوشتاری (صفحههای برگ در «درخت بلوطی»، کبوتر در «کبوتر») زیر حزن وجودی است.
گئورگی سویریودوف: موسیقی او («شعر یادبود سرگئی یسنیین»، «برف») تصویر یک زمستان کیهانی، اپیک و به عنوان بخشی از سرنوشت ملی روسیه است. وسعت melodyها، زنگبودن، قدرت صدای کورس ایجاد احساس زیبایی عظیم و سرد است.
موسیقی آکادمیک و امبینت مدرن: آهنگسازان (مانند آرво پارت، جان تاورنر، هیلاری هان در آلبوم «Silfra») مناظر صوتی ایجاد میکنند که در آن زمستان حالت معنوی فوقالعاده تمرکز، سکوت و روشنایی است.
پیکرگری زمستان در موسیقی نشان میدهد که چگونه هنر انتزاعیترین به ابزار قویترین برای انتقال احساسات فیزیکی و تجربیات متافیزیکی پیچیده تبدیل میشود. از نوشتار صوتی ویدالدی تا صحراهای مدیتیو پارت، زمستان موسیقی از تصویر پدیده به تجسم حالت فرگشت یافته است.
این امکان را فراهم میکند که نه تنها برف را ببینیم، بلکه ریتم داخلی آن را احساس کنیم، دما و بافت هارمونی سرد را حس کنیم. در موسیقی زمستان صدایی به دست میآورد: میتواند غم بکشد (شوبرت)، برق بزند (چایکوفسکی)، تهدید کند (موسورگسکی)، آرامش بخش باشد (دبویسی) یا روح را بلند کند (سویریودوف). در نهایت، با توجه به موضوع زمستان، آهنگسازان آنتینومیهای بنیادی زندگی را بررسی میکنند: زندگی و مرگ، حرکت و توقف، گرمی قلب انسان و سردی بیتفاوت جهان. زمستان موسیقی نه زمان سال، بلکه یک مقياس روح انسان است که در آن صدای و لرزش یک سوزنچیچهکا زیر برف و صدای خالی کیهانی یافت میشود.
© library.tj
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия