غذا فقط سوخت بدن نیست. این یک فرهنگ، یک مراسم، یک عشق و البته یک منبع بیپایان از شوخیهاست. ما درباره پختوپز، پرخوری، رژیمها، رستورانها و چگونه انتخاب چیزی برای سفارش در منو دشوار است، میشویم. شوخی درباره غذا راهی برای پذیرفتن این است که ما همه به اندازهای به چیزهای خوشمزه وابستهایم که ضعفهای ما ما را انسانی میکند. در این مطلب، ما بیشترین شوخیهای خندهدار، شناختهشده و گرم درباره غذا و کسانی که نمیتوانند از یخچال عبور کنند را جمعآوری کردهایم.
آشپزی یک گونه خاص از شوخی است. از یک سو، این یک جادو است: از مواد خام چیزی خوراکی خلق میشود. از سوی دیگر، این یک میدان نبرد است، جایی که تخممرغها میسوزند، خمیر به میز میچسبد و نمک به جای شکر استفاده میشود. بنابراین، شوخیهای درباره آشپزخانه همیشه کمی اعتراف است.
«چرا من علاقهای به آشپزی ندارم؟ زیرا من یک فرد آرام هستم و آشپزخانه مکانی است که من به خودم اجازه میدهم به پیاز فریاد بزنم.»
«رسم: درب یخچال را باز کن، به مواد موجود نگاه کن، درب یخچال را ببند و پیتزا سفارش بده. روش مطمئنترین.
«اگر در یک دستور پخت نوشته شده \"شوره به میل\"، به این معنی است که میتوانید نمک نریزید تا بتوانید بگویید که شما به روش رژیمی آشپزی میکنید.»
«من یاد گرفتم که سوپ بپزم که در روز دوم بهترین مزه دارد، زیرا تا آن زمان من فراموش کردهام که چه چیزی در آن گذاشتهام.»
«آشپزی مانند بازی رولت روسی است. فقط جای پاترونها با ادویهها است و یکی از آنها همیشه فلفل تند است.»
علاقهمند به خوردن یک آرایه است که در همه فرهنگها وجود دارد. او به راحتی قابل تشخیص است: او به غذا با عشق نگاه میکند، میتواند ساعتها درباره منو بحث کند و کلمه مورد علاقه او «اضافه» است. شوخیهای درباره این افراد اعتراف به عشق به زندگی است.
«من یک پرخوری نیستم. من کسی هستم که به زمین کمک میکند تا غذاهای اضافی را از بین ببرد.»
«وقتی میگویم \"من گرسنهام\"، به این معنی است که دو ساعت پیش خوردهام و وقت آن است که دوباره بخورم.»
«رژیم غذایی من این است که وقتی به غذا نگاه میکنی و فکر میکنی: \"آیا میتوانم این را با سیبزمینی بخورم؟\"»
«من فستفود نمیخورم. من فقط سریع میخورم، زیرا نمیتوانم منتظر باشم تا امتحان کنم.
«اگر نمیدانید چه سفارش دهید، همه را سفارش دهید. بعدش میفهمیدید.
موضوع رژیم غذایی یک منبع طلایی برای شوخیهاست. زیرا هر کسی حداقل یک بار سعی کرده است «از دوشنبه زندگی جدیدی را شروع کند»، اما زندگی شروع شده بود و رژیم غذایی به تأخیر افتاده بود. شوخیهای درباره رژیم غذایی شوخی بر ضعف خود است.
«رژیم غذایی مؤثرترین این است که درب یخچال را با قفل ببندید و بعد کلید را گم کنید.
«من روی رژیم غذایی هستم. فقط باید منتظر شوم تا شروع کند.
«من روی رژیم غذایی رفتم. سه روز اول همه چیز را خوردم و بعد تصمیم گرفتم که رژیم غذایی درباره محدودیت نیست، بلکه درباره آگاهی است. بنابراین من به طور آگاهانه کیک خوردم.
«رژیم غذایی این است که به جای شام یک عدد آبنبات بخورید و بعد ده عدد دیگر، زیرا آنها کوچک هستند و به حساب نمیآیند.
رستوران مکانی است که نه تنها غذا میخوریم بلکه نقشها را بازی میکنیم. ما منو را مطالعه میکنیم، سوالات دشوار درباره سسها میپرسیم و سفارش میدهیم با این احساس که از این بستگی به آینده جهان است. و البته، شوخیهای رستورانی بر این درام استوار است.
«سفارش در رستوران مانند بازی \"حدس بزن چی میخوام\" است. من همه چیز میخواهم اما یکی را انتخاب میکنم و برای بقیه عمر از انتخابم پشیمان میشوم.
«سرآشپز: \"آفرینندهی خوشآمدید\". من: \"تضمین نمیکنم اما سعی میکنم\"»
«وقتی به سرآشپز میگویم \"خوشمزه\"، به این معنی است که میخواهم همین را سفارش دهم تا بتوانم آن را در خانه در سکوت بخورم.
«سختترین انتخاب در زندگی نه بین خوب و بد است، بلکه بین \"با قارچ\" و \"بدون قارچ\" است.
آبجو یک فرهنگ جداگانه دارد. آنها رituale خاص خود، داستانهای خود و شوخیهای خود را دارند. علاقهمندان به آبجو فیلسوفانی هستند که میتوانند ساعتها درباره طعم و کف آبجو بحث کنند و بعد کشف کنند که مهمترین چیز شرکت است.
«آبجو یک نوشیدنی نیست، بلکه راهی برای جمعآوری افکار است. به ویژه پس از سومین لیوان.
«چرا آبجو از انسانها بهتر است؟ زیرا همیشه سرد است و هیچ سوالی نمیپرسد.
«بهترین دوست انسان نه سگ است، بلکه کسی است که آبجو برای شما میخرد. اما سگ هم خوب است.
«من یک الکلی نیستم. من یک جمعآوریکنندهی برچسبهای آبجویی هستم که موقتاً حاوی مایع هستند.
غذا اغلب موضوع اولین قرارها، دعواها خانوادگی و سازشها است. شوخیهای درباره نحوه تقسیم غذا یک راه برای گفتن این است: «من شما را میشناسم، اما نه به اندازهای که بتوانم سیبزمینی را با شما تقسیم کنم.
«وقتی شما کسی را مییابید که حاضر است با شما آخرین تکه پیتزا را تقسیم کند، میفهمید که این برای همیشه است.
«عشق این است که بگویید \"من گرسنهام\" و شام خود را به دیگری بدهید. اما این فقط توسط قهرمانان انجام میشود. مردم عادی میگویند: \"آیا میخواهی؟\"»
«در زندگی خانوادگی مهمترین چیز این نیست که چه کسی غذا میپزد، بلکه کسی که ظرف میشوید. و کسی که ظرف نمیشوید، دو بار غذا میپزد.
«وفاداری زناشویی با عدم وجود خیانت بررسی نمیشود، بلکه با آمادگی برای دادن آخرین تکه گوشت.
شوخیهای درباره غذا فقط سرگرمی نیستند. این یک راه برای مقابله با درامهای روزمرهی آشپزی، پذیرفتن ضعفهای خود و احساس همبستگی با میلیونها نفر است که یک بار هم سوپ را بیش از حد نمکدار کردهاند یا تورت را به تنهایی خوردهاند. غذا اتحاد میکند و شوخیهای درباره غذا بیشتر از آن است. زیرا وقتی ما درباره پرخوری، رژیم غذایی یا انتخاب در منو میخندیم، ما درباره خودمان میخندیم. و در این خنده، انسانیت ما است. نوشیدنی خوشآمدید و خوشروحی!
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2