ارتباط کفشهای اسکیت و رقص روی یخ با جشنهای زمستانی یک اتحاد تصادفی نیست، بلکه یک ساختار فرهنگی پیچیده است که در قرنهای نوزدهم و بیستم شکل گرفت. این ساختار شامل فعالیت فیزیکی، زیبایی شناسی بصری و معانی نمادین است که آب یخ را به یک فضای جشن خاص تبدیل میکند — "مکانزمان یخ"، جایی که ایدههای آزادی، نوآوری، شادی وnostalgia به وجود میآیند. تحلیل علمی این پدیده نیاز به مراجعه به تاریخ ورزش، انسانشناسی فرهنگی، زبانشناسی و تحقیقات رسانهای دارد.
در ابتدا کفشهای اسکیت (از استخوان و سپس از فلز) یک وسیله کاملاً کاربردی برای حرکت در رودخانهها و کانالهای یخبسته در اروپای شمالی بود. تبدیل آن به یک علامت جشن از شهرهای هلندی کوچک در قرن هفدهم آغاز شد، جایی که اسکیت روی کانالهای یخبسته به یک سرگرمی زمستانی محبوب تبدیل شد که توسط پیتر بریگل جوان و هندریک آوکامپ در نقاشیهای خود به تصویر کشیده شد. اما تغییر کلیدی در انگلستان ویکتوریایی رخ داد: با گسترش استفاده از سوراخهای اسکیت (اولین "گلاس" در لندن در سال ۱۸۴۲) اسکیتروی به یک سرگرمی تنظیم شده، اجتماعی و فرهنگی شد. این فعالیت با جشنهای کریسمس و مهمانیهای رقص رابطه داشت و فرهنگ رقص را به روی یخ منتقل کرد.
نکته جالب: بالهدان آمریکایی، جکسون هینز، در دهههای ۱۸۶۰، در حالی که در اروپا گسترش مییافت، رقصهای باله را با اسکیتروی ترکیب کرد و نمونهای از رقص روی یخ ایجاد کرد. اجراهای او در وین در فصل کریسمس در دربار اتریشی به تصویر کشیدن این فعالیت به عنوان هنر زیبا کمک کرد و نه فقط یک سرگرمی.
رقص روی یخ چندین معنا آرکتایپیک را حمل میکند که به معنای جشنهای زمستانی بسیار مناسب است:
مغلوب کردن هرج و مرج و به دست آوردن کنترل: یخ به طور طبیعی یک عناصر خطرناک و لیز است. رقاصی که روی یخ شکلهای هندسی ایدهآل (و سپس برنامههای پیچیده) را میکشد، نماد پیروزی روح انسانی، نظم و زیبایی بر طبیعت عظیم و "وحشی" زمستان است. این یک مشابهت مستقیم با افسانه کریسمس درباره پیروزی نور بر تاریکی و هرج و مرج است.
سبکی و پرواز به عنوان نماد امید و نوآوری: پرشها و چرخشها در رقص روی یخ تصویر یک توهم از شکستن جاذبه زمین ایجاد میکند. در زمینه سال نو این تبدیل به یک استعاره بصری برای رها کردن بار سال گذشته، امید به بلند رفتن، سبکی و فرصتهای جدید میشود.
دایره به عنوان عنصر پایه: شکلهای اجباری ("مدرسه") به طور تاریخی بر دایرهها، حلقهها و هشتها بنا شدهاند. دایره یک نماد عمومی از چرخهای بودن، پایان سال و بازگشت همیشگی است که به طور مستقیم با جادوی سال نو مرتبط است.
نور و برق: برق لبههای چاقو، جواهرات روی لباسها، نورپردازی سوراخ اسکیت — همه اینها به زیبایی نور تمرکز دارند که برای کریسمس بسیار مهم است (شمعها، نوارها، ستاره بیتلهیم). سوراخ اسکیت در هوای آزاد با نورپردازی شبانه یکی از مهمترین فضاهای عمومی جشنهای مدرن شهر است.
تصدیق نهایی اسکیتروی به عنوان یک علامت اجباری کریسمس به لطف هالیوود رخ داد. موزیکالهای دهههای ۱۹۳۰-۱۹۵۰ با حضور ستاره باله اسکیت سونی هانی ("سیرنادای دالاییلا"، ۱۹۴۱) و به ویژه فیلمهای افسانهای "پریهای سهگانه" (۱۹۶۰) یک کانون تصویری پایدار ایجاد کردند: سوراخ اسکیت ایدهآل و براق به عنوان مکان ملاقات عاشقانه، استراحت خانوادگی و جشنهای جشن در صحنه، همراه با موسیقی ارکستر.
در اتحاد جماهیر شوروی و روسیه پس از شوروی، "لومپین آبی" — برنامه تلویزیونی سالانه برای نظامیان، همیشه شامل شمارههای رقاصان روی یخ در برابر درخت کریسمس بود. این کار به اسکیتروی وارد کانون جشن رسمی شوروی شد.
مثال فرهنگی: باله "چوبدستی" پیتر ای. چایکوفسکی، بخشی از کد کریسمس غربی و روسی، در اجراهای بسیاری از کارگردانان (مثلاً موریس بژار) شامل صحنههای رقص روی یخ یا تقلید از آن است، که دو نوع هنر را در یک روایت جشن مشترک مرتبط میکند.
دیدار از سوراخ اسکیت در طول جشنها به یک ریتوال اجتماعی گسترده تبدیل شده است. این مکان چندین عملکرد دارد:
تقاضای عمومی: برخلاف اسکی که نیاز به زیرساختهای خاص و مهارت دارد، سوراخ اسکیت در محیط شهری برای افراد از هر سنی و وضعیت مالی قابل دسترسی است.
تولید شادی جمعی: اسکیتروی مشترک، اغلب ناخوشایند، یک محیط کارناوال برابر و شادی ایجاد میکند و موانع اجتماعی را از بین میبرد.
مکان برای ریتوال ملاقات: تصویر زوجی که با دست همدیگر اسکیت میروند و زیر موسیقی کریسمس، یک کلیشه است که در واقعیت نیز قابل تکرار است.
در نیمه دوم قرن بیستم این ارتباط از طریق پخش تلویزیونی تقویت شد. اجراهای نمایشی ستارههای رقص روی یخ (مانند اکساندا دومینا و مکسیم شابالین با شماره معروف "پاسخ پاکستانی" یا شمارههای کریسمس در شوی) به بخش اجتنابناپذیر برنامههای کریسمس تبدیل شد. مسابقات نیز، به ویژه قهرمانیهای اروپا و جهان، اغلب در ژانویه و فوریه برگزار میشوند، شروع فصل ورزشی را در حالت جشن و پشتیبانی از رشتههای استعارهای انجام میدهند.
امروز نماد سوراخ اسکیت با چالشهای جدیدی مواجه است. از یک سو، ساخت سوراخهای موقت در میدانهای اصلی شهرها (از میدان سرخ تا مرکز رکفلر) یک عملکرد جهانی شده است، نمادی از "زمستان واقعی" و جشن. از سوی دیگر، آگاهی از هزینههای زیستمحیطی نگهداری از یخ مصنوعی در شرایط گرمایش زمین افزایش یافته است. این باعث ایجاد شکلهای جدیدی میشود: سوراخهای خشک از مواد مصنوعی، نصب نورپردازیهای نوری که یخ را شبیهسازی میکنند — که نشاندهنده استحکام خود نماد است، حتی اگر بنای مادی آن تغییر کند.
بنابراین، کفشهای اسکیت و رقص روی یخ به عنوان نماد کریسمس و سال نو به دلیل ترکیب منحصر به فرد عوامل شکل گرفت:
گذار تاریخی از کاربردی بودن به سرگرمی اشرافی و سپس به فرهنگ عمومی.
معنای درونی، جایی که یخ استعارهای از عناصر قابل تحول است، دایره نماد چرخهای بودن و پرواز نماد امید.
مفهومسازی رسانهای از طریق سینما و تلویزیون.
پрактиک اجتماعی که سوراخ اسکیت را به میدانی برای تجربه جمعی جشن تبدیل میکند.
این نماد در چندین سطح کار میکند: از سطح شخصی (احساس آزادی و شادی حرکت) تا سطح جمعی (شرکت در جشن عمومی شهر) و سطح متافیزیکی (تصویرسازی نوآوری و نظم). اسکیتروی یک رقص در لبه بین طبیعی (یخ) و فرهنگی (شکلها، موسیقی) و بین سال گذشته و آینده است. آنچه که در این چرخش و اسکیتروی رمزگذاری شده است، یک رویای کهن و همیشه جدید از جشن است: به طور موقت غلبه بر سنگینی زندگی، تا بتوانید با یک دایره سبک و امید به یک چرخه جدید با زیبایی و امید برسید.
© library.tj
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия