کارمند دولتی نه تنها یک شغل است. این جبههای است. جبههای که هر روز نبردی با گزارشهای بیپایان، دستورالعملهای متناقض، شهروندانی ناراضی و ماشین اداری است که با وزن خود فشار میآورد. استرس در اینجا استثنا نیست، بلکه عادی است. سوال این نیست که آیا استرس خواهد بود یا نه، بلکه این است که چگونه با آن زندگی کنیم و خود را بسوزانیم.
استرس کارمند دولتی لایههای چندگانه دارد. اولین لایه کاغذی است. کپههای مدارک که باید دیروز پردازش شوند. مهلتهایی که در حال سوختن هستند. قوانینی که سریعتر از آنکه بتوانید آنها را یاد بگیرید تغییر میکنند. دومین لایه انسانی است. شهروندانی که با درد، ناراحتی، خشونت میآیند. آنها در کارمند دولتی یک انسان نمیبینند، بلکه یک مانع میبینند. سومین لایه درونساختاری است. مدیرانی که فشار میآورند، همکارانی که کار را واگذار میکنند، توطئههایی که انرژی میگیرند. و همه اینها به طور همزمان، بدون حق اشتباه.
استرس طولانیمدت نه روانشناسی است، بلکه بیوشیمی است. کورتیزول و آدرنالین حتی در شب اجازه نمیدهند آرامش یابیم. ابتدا بیخوابی ظاهر میشود، سپس سردرد، سپس مشکلات معده. قلب سریعتر میتپد، فشار خون بالا و پایین میرود. دستها وقتی پاکت دیگری را برمیداریم میلرزند. بدن میگوید: «من در حال حاضر به اوج رسیدهام». و اگر گوش ندهیم، آن خود راهی برای متوقف شدن خواهد یافت — به صورت حمله قلبی یا حمله عصبی. بنابراین استقامت در برابر استرس از مراقبت از بدن شروع میشود و نه با مدیتیشن.
این به معنای «ن احساس نداشتن» نیست. این به معنای «احساس داشتن، اما نخراشیدن» است. مثل یک صخره: شما ضربه را میگیرید، اما شکسته نمیشوید. وقتی بازدیدکننده فریاد میزند، شما به عنوان پاسخ فریاد نمیزنید، بلکه منتظر میمانید تا لحظهای باشد و به آرامی صحبت کنید. وقتی مدیر خواستهای غیرممکن میکند، شما به جای اینکه پانیک کنید، گزینهها را جستجو میکنید. وقتی همه چیز به برنامه نمیرسد، شما نمیشکنید، بلکه تغییر میدهید. این یک مهارت است که میتوانید مثل یک ماهیچه تمرین کنید. اما برای این کار به یک سیستم نیاز دارید.
گناه رایجترین کارمند دولتی این است که کار را به خانه میبرد. ذهنی، در مکالمات، در نامهها. در نتیجه هیچ منطقه استراحتی وجود ندارد. استرس به عنوان پسزمینه میشود. برای جلوگیری از این، نیاز به یک رitus «تغییر» دارید. به محض اینکه به خانه میروید — تلفن را با اطلاعیههای کاری غیرفعال میکنید. اگر بلافاصله نمیتوانید این کار را انجام دهید، قانونی ایجاد کنید: «من بعد از 20:00 درباره کار صحبت نمیکنم». یاد بگیرید که به خود بگویید: «حالا من کارمند دولتی نیستم، من پدر، مادر، دوست، انسان هستم». این به نظر ساده میرسد، اما نیاز به قدرت دارد. به ویژه وقتی که عادت به آن تبدیل شده است.
استرس انرژیای است که نمیتواند خروج پیدا کند. این انرژی در ماهیچهها، گردن، شانهها انباشته میشود. بنابراین به یک مقام دولتی نه تنها نیاز به استراحت دارد، بلکه به حرکت نیز نیاز دارد. پیادهروی بعد از کار، سالن بدنسازی، دویدن، یوگا. لزوماً نباید یک قهرمان باشید. 20 دقیقه فعالیت کافی است تا بدن کورتیزول را کاهش دهد. برخی از کارمندان دولتی عادت دارند که بگویند: «من بدجنس هستم، پس میروم دویدن». این بهتر از این است که استرس را با کلوچهها یا داروهای آرامشبخش خورده یا نوشیده شود.
در لحظه استرس شدید، مغز تفکر منطقی را قطع میکند. شما نمیتوانید فکر کنید، زیرا بدن در حالت «حمله یا فرار» است. برای بازگرداندن کنترل، نیاز به نفس کشیدن دارید. تمرین سادهای: نفس عمیق بر روی 4 شمارش، نگه داشتن بر روی 2، نفس عمیق بر روی 6. تکرار 3-5 بار. این سریعتر از هر کلمهای عمل میکند. این مثل یک بارگیری سیستم است. بسیاری از کارمندان دولتی که با آنها کار کردهام، اعتراف کردهاند که این تمرین کوچک از سقوط در برابر مدیر یا بازدیدکننده نجات دادهام.
کارمند دولتی اغلب با استرس تنها میماند. صحبت کردن درباره مشکلات قابل قبول نیست. اما سکوت بهترین دوست افسردگی است. باید یاد بگیرید که صحبت کنید. نه در جلسات عملیاتی، بلکه در محیط امن. به همکارهای که به او اعتماد دارید بگویید. در دفترچه یادداشت بنویسید. به مشاور روانی بروید. اکنون در بسیاری از ادارات مشاوران روانی وجود دارند. این شرمآور نیست. این به معنای رشد است. فردی که میتواند کمک بخواهد، قویتر از کسی است که خود را به عنوان یک ربات غیرقابل شکست نشان میدهد.
اداره دولتی غیرمنطقی است. این واقعیت است. گاهی تنها راه برای بقا این است که از بیمعنایی آن بخندیم. نه با سردستی، بلکه با سبکی. «امروز 50 برگه امضا کردم و 49 از آنها کسی نخواهد خواند». این شوخی ارزش کار را ندارد، بلکه فاصله را حفظ میکند. طنز زرهای در برابر فرسودگی است. این به شما یادآوری میکند که شما یک انسان زنده هستید، نه یک قطعه از ماشین.
استقامت در برابر استرس کارمند دولتی یک کیفیت مادرزادی نیست. این توانایی است که در شرایطی که از شما مراقبت نمیکنند، از خود مراقبت کنید. این توانایی است که در حالی که سیستم بر انسانیت فشار میآورد، انسانی باقی بمانید. این هنر این است که مؤثر باشید، بدون اینکه به یک ربات تبدیل شوید. و مهمترین چیز این است که حق ضعف دارید. زیرا تنها با پذیرفتن که خسته شدهاید، میتوانید انرژی برای ادامه پیدا کنید.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия