میلاد در آفریقا، با نگاه به "الهیات سیاه"، دیگر یک قرض ساده از جشن مسیحی غربی نیست. آن به یک ابزار قدرتمند برای بازاندیشی الهی، بازسازی فرهنگی و دکولونیزه کردن اجتماعی-سیاسی تبدیل میشود. "الهیات سیاه"، که در دهه ۱۹۶۰ به عنوان یک شاخه از دینشناسی در مقابله با آپارتاید در آفریقای جنوبی و برای حقوق مدنی در ایالات متحده به وجود آمد، کلیدهایی برای خواندن واقعه میلاد از دیدگاه اکثریت تحتفشار و غیر سفید جهان ارائه میدهد.
مهمترین اصل "الهیات سیاه" این است که "خدا با تحتفشارهاست". این اصل به طور مستقیم تاریخ میلاد را بازاندیشی میکند.
عیسی به عنوان کسی که در شرایط اشغال و فقر به دنیا آمد. تولد در گلهگاه، تعقیب یهودا، فرار به مصر، به عنوان مетаforeای معنوی و دینی در نظر گرفته نمیشود، بلکه به عنوان مقایسههای مستقیم با تجربههای کنونی آفریقاییها: زندگی در شرایط تحتفشار سیاسی، فقر و مهاجرت اجباری. نوزاد عیسی با میلیونها کودک آفریقایی که در کمپهای پناهجویان، محلههای فقیرنشین یا سرزمینهای اشغالی به دنیا آمدهاند، همتا شده است.
عیسی "سیاه". دانشمندان الهی مانند جیمز ای. کون (ایالات متحده) و منفرد هندال (نامیبیا) استدلال کردند که اگر عیسی با تحتفشارها همتا شده است، در زمینهی نژادپرستی و استعمار، او باید به عنوان "عیسی سیاه" فهمیده شود. این یک استدلال در مورد نژاد بیولوژیکی او نیست، بلکه یک بیانیه الهی در مورد همبستگی او. بنابراین، در کارتهای میلادی آفریقایی و در صحنههای صلیبی (کریب)، خانواده مقدس، کاهنان و چوپانان به طور فزایندهای به عنوان آفریقاییها تصویر شدهاند.
کاهنان (مجیان) به عنوان آفریقاییها. یکی از سه مجی، کاسپار یا بالتازار، در سنت غربی اغلب به عنوان سیاه نمایش داده میشود. در تفسیر آفریقایی، همه مجیها میتوانند هوش و وقار آفریقایی را نشان دهند که برای ادای احترام به نوزاد میآیند. این تحول در نارатив استعماری، که آفریقا تنها به عنوان یک دریافتکننده "هزینههای تمدن" از غرب پассивا در نظر گرفته میشود، را برمیگرداند.
الهیات سیاه به مذهبینه کردن — ریشهکن کردن ایمان مسیحی در فرهنگهای محلی — تشویق میکند. میلاد مسیح به عنوان فضایی برای این ترکیب است.
جشن و موسیقی. نمازهای نیمهشب در میلاد مسیح با ارگ، بلکه با طبلهای آفریقایی (جیمبه، دندون) همراه میشود، رقص و آواز در سبک "گospel" با هارمونیهای پلیفونیک آفریقایی. متنهای مراسم به زبانهای محلی خوانده میشود و موعظه با مبارزه برای شأن، عدالت و آزادی از فرمهای جدید استعمار (اقتصادی، سیاسی) مرتبط میشود.
رسمها و نمادها.
به جای درخت کریسمس، میتوانند درخت همیشهسبز محلی را تزئین کنند یا از بندکوکو (استخوانهای ذرت) به عنوان نماد باروری و زندگی استفاده کنند.
رقص و راهپیماییها به عنوان بخشی از جشن تبدیل میشوند، که درک آفریقایی از جشن را به عنوان یک مشارکت کامل بدن و جامعه نشان میدهد.
شام سنتی کریسمس شامل غذاهای محلی است: نیاما چوما (گوشت پخته) در آفریقا شرقی، جولوف ریز در آفریقا غربی، نه مرغ. میز شام جمعی ارزشهای اوبانتو ("من بخورم، زیرا ما بخوریم") و انجمنها را برجسته میکند.
نارативات و موعظه. در موعظات، کشیشان بین یهودا و دیکتاتورهای مدرن، بین فرار به مصر و سرنوشت پناهجویان مدرن، مقایسه میکنند. میلاد مسیح به عنوان زمانی برای فرار از جهان نیست، بلکه زمانی برای امید به دخالت الهی در نظمهای ناعادلانه زمینی است.
در زمینهی "الهیات سیاه"، جشن به طور اجتنابناپذیر سیاسی میشود.
انتقاد از نو استعمار و فساد. در کشورهایی که طبقات حاکم جشنهای کریسمس مجلل برگزار میکنند، در حالی که فقر عمومی وجود دارد، موعظه دربارهی مسیح در گلهگاه به عنوان یک متهم به نابرابری اجتماعی تبدیل میشود. الهیان به یاد میآورند که مسیح در میان راندهها به دنیا آمده است، نه در قصر.
فراخوان به آزادی. میلاد مسیح به عنوان شروع پروژه آزادیبخشی الهی تفسیر میشود. ترانهی ماریا ("روح من خداوند را بزرگ میکند… پایین آورده است قدرتمندان از صحنهها و بلند کرده است فقیران") به عنوان یک ترانهی انقلاب اجتماعی، الهامبخش مبارزان علیه آپارتاید، تبدیل میشود.
جشن در شرایط درگیری. برای جوامعی که در حال حاضر در حال تجربه جنگ هستند (مانند کنگو یا جنوب سودان)، میلاد مسیح به عنوان لحظهای برای یادآوری صلح به عنوان هدیهی الهی و فراخوانی برای آشتی تبدیل میشود. داستان صلح بر زمین در لحظه تولد عیسی (لوک ۲:۱۴) به عنوان نگرانیهای خاص درگیریهای امروز خوانده میشود.
آفریقای جنوبی. در دورهی آپارتاید، مراسم کریسمس در محلههای سیاه و آهنگهایی مانند "Nkosi Sikelel' iAfrika" اقدامات مقاومت بودند. الهیات آلان بویسک و فرانک چیکاین به طور مستقیم میلاد مسیح را با مبارزه برای آزادی مرتبط میکنند.
کنیا. ترانههای کریسمس به زبان سواحلی (مثلاً "Mwaka Mpya") که دربارهی شروع جدید، صلح و اتحاد ملی صحبت میکنند، محبوب هستند. در صحنههای صلیبی اغلب چوپانان ماسایا ظاهر میشوند.
دیاسپورای آفریقایی. در ایالات متحده، سنت "کوانزا" (جشن میراث آفریقایی از ۲۶ دسامبر تا ۱ ژانویه) گاهی اوقات با کریسمس ترکیب میشود، تا دو هویت را برجسته کند: مسیحی و آفریقایی. این نمونهای از این است که چگونه "الهیات سیاه" به بازسازی هویت فرهنگی کار میکند.
میلاد در آفریقا از دیدگاه "الهیات سیاه" یک جشن پویا، شورانگیز و عمیقاً ریشهکن است. آن از لایههای احساسی و تجاریسازی رهایی مییابد و به عنوان یک واقعهی پیشگویی، بیانیه الهی و اقدام فرهنگی مقاومت تبدیل میشود. در اینجا عیسی در "جهان گناه" به دنیا نمیآید، بلکه در شرایط فقر، تحتفشار و امید به آزادی به دنیا میآید — شرایطی که به خوبی با قاره آفریقا آشناست. این کریسمس، که نه تنها خوابآلود میکند، بلکه بیدار میکند، فراخوانی به دیدن مسیح در صلیبی به عنوان خدایی که به سوی فقیران و تحتفشارها میپذیرد و این را به عنوان آغاز یک واقعیت جدید و عادلانه جشن میگیرد. به این ترتیب، کریسمس آفریقایی نه یک نسخهی فرعی از جشن اروپایی، بلکه یک بیانیه الهی مستقل و قدرتمند، به فهم این واقعه برای کل جهان مسیحی میافزاید، به یادآوری پافوس انقلابگرا و آزادیبخشی آن میپردازد.
© library.tj
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2