ملاقات و حمایت بعد از آن از سوی جمعآوریکننده و حامی آمریکایی، آلبرت بارنز (۱۸۷۲–۱۹۵۱)، برای هایم سوتین (۱۸۹۳–۱۹۴۳) یک رویداد حیاتی بود که او را از فقر و فراموشی نجات داد. این اتحاد که در سالهای ۱۹۲۲–۱۹۲۳ بسته شد، نمونهای کلاسیک از این است که چگونه اراده، سلیقه و امکانات مالی یک انسان میتواند نه تنها حمایت کند بلکه یک گنیاهای که مدتها در سایه بود، به سطح شناختهشدگی عمومی برساند. داستان روابط آنها فراتر از یک معامله خرید و فروش است و به داستانی درباره شناخت، حمایت و شکلدهی استراتژیک به اعتبار هنری تبدیل میشود.
برای درک مقیاس دخالت او، باید شخصیت بارنز را بشناسیم. ثروتمند شده از اختراع ضدعفونیکننده «آرجیرول»، او نه تنها جمعآوریکننده نقاشیها بود، بلکه یک نظریهپرداز هنری پرشور، مستقل و اغلب پرتنازع بود. رویکرد او رادیکال بود:
تأکید بر معاصر: برخلاف سلیقههای محافظهکار نویاوران آمریکایی، او آثار هنرمندان معاصر فرانسوی مانند رنوار، سزار، ماتیس و پیکاسو را خریداری میکرد.
مأموریت آموزشی: او در سال ۱۹۲۲ میلادی بنیاد بارنز در مریون (روستای حومه فیلادلفیا) را ایجاد کرد نه به عنوان یک موزه برای طبقه بالا، بلکه به عنوان یک مؤسسه آموزشی برای کارگران و دانشجویان، جایی که نقاشیها بر اساس اصول انسانی خودش به صورت مجموعهای از هنرهای تجسمی قرار میگرفتند و نه بر اساس تاریخ.
استقلال و دشمنی: بارنز از استبداد هنری، موزهها و منتقدان презیرو میکرد. تصمیمات او بر اساس حس شخصی و تقریباً پیشگوییکنندهاش بود.
در سالهای ۱۹۲۲–۱۹۲۳، بارنز که آثار مودیلانی را جمعآوری میکرد، بار دیگر به پاریس آمد تا به دنبال نامهای جدید باشد. بر اساس رایجترین نظریه، توجه او به سوتین توسط نمایندهاش، دلال پاریسی پل گویوم، یا به طور رمانتیکی، توسط خود مودیلانی چند سال پیش به بارنز گفته شد که دوست گنیاهای خود است. به هر حال، بارنز به کارگاه فقیر سوتین در خیابان سنت گاتار رفت. چیزی که او در آنجا دید — تودهای از بومها، معروف به «توشها»، پرترههایی که با شدت و شدت نوشته شده بودند — تأثیر شگفتانگیزی بر او داشت. بارنز، با علاقه به بیان و قدرت احساسی، سوتین را به عنوان یک گنیاهای در سطح رامبراند و گویا شناسایی کرد.
تصمیم بارنز سریع و عظیم بود. او حدود ۵۰ (بر اساس برخی از دادهها، تا ۱۰۰) نقاشی از سوتین خریداری کرد — تقریباً همهچیز که در کارگاه بود. مقدار معامله به طور متفاوتی ارزیابی میشود (از ۳۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ فرانک)، اما برای سوتینی که قبلاً به سختی زندگی میکرد و اغلب با فروشندهها و دلالان نقاشیها پرداخت میکرد، این مبلغ یک ثروت بود. او در یک روز از یک هنرمند بیپول به یک شخصی با حساب بانکی قابل توجه تبدیل شد.
تأثیر روانی: برای سوتینی که بسیار خودشیفته و ناامید بود، خرید بارنز یک عمل شناختهشدگی بود که او بیش از ده سال منتظرش بود. این کار او را به اعتماد به نفس خودش پیوند داد.
پیامدهای عملی: او توانست به یک کارگاه خوب نقل مکان کند، مواد با کیفیت را خریداری کند، مدل استخدام کند و حتی یک حامی در شخص لئوپولد زبوروفسکی (همان کسی که مودیلانی را تحت سرپرستی داشت) پیدا کند.
بارنز نه تنها نقاشیها را خریداری کرد، بلکه سوتین را به عنوان هنرمند کلیدی در مجموعه خود قرار داد و او را در یک ردیف با ماتیس و سزار قرار داد. امروز بنیاد بارنز بزرگترین مجموعه در جهان از آثار سوتین را دارد — بیش از ۲۰ نقاشی و بسیاری از طراحیها. در میان آنها:
«زنی که به آب میرود» (حدود ۱۹۳۱)
«خدمتکار» (حدود ۱۹۲۷)
«آبنما» (حدود ۱۹۲۲–۱۹۲۳)
«ناتورمور با سالمونها» (حدود ۱۹۱۶)
«مناظر در شارتر» (حدود ۱۹۳۴)
بارنز آنها را در مجموعههای دقیق نصب میکرد، به عنوان مثال، کنار آثار الگرکو یا هنرمندان قدیمی، تا رابطه آنها با سنت بزرگ را برجسته کند. برای عموم آمریکاییهایی که برای اولین بار به مدرنیسم اروپا نگاه میکردند، سوتین یکی از بزرگترین کشفها به لطف بارنز بود.
برخلاف بسیاری از حامیان، بارنز سعی نکرد تا بر روی تلاشهای هنری سوتین تأثیر بگذارد، موضوعات یا سبکهای خاصی را تحمیل کند. او یک هنرمند پیچیده را خریداری کرده و به استقلال او احترام گذاشت. روابط آنها نه یک دوستی نزدیک بود، بلکه بر اساس احترام متقابل ساخته شده بود. بارنز به طور دورهای آثار جدید سوتین را خریداری میکرد و در سالهای بعد، درآمد پایداری برای او فراهم میکرد. او برای سوتین یک تضمین و «پشتیبان» بود که به هنرمند اجازه میداد در دهههای ۱۹۲۰–۱۹۳۰ به آرامی کار کند و به جای نگرانی از نیازهای روزمره.
نقش بارنز فراتر از کمک مالی است.
شناختهشدگی در جامعه حرفهای: خرید بزرگ یک جمعآوریکننده معتبر باعث شد که دلالان و منتقدان به سوتین توجه جدی کنند. پس از بارنز، جمعآوریکنندگان دیگری نیز پیوستند.
شناختهشدگی در آمریکا: بنیاد بارنز به عنوان بزرگترین پنجرهای برای آثار سوتین به ایالات متحده تبدیل شد. دقیقاً از طریق مجموعه بارنز، آیندهنویسان آمریکایی مانند ویلم دوکینگ و جکسون پالوک به سوتین نگاه میکردند، که در بافت و حرکت او پیشگوییکنندهای از آبردستی را میدیدند.
حفظ میراث: با خرید و حفظ یک بخش عظیم از آثار دوران اولیه و میانه، بارنز در واقع آنها را از از دست رفتن، نابود شدن یا پراکنده شدن نجات داد.
بارنز آنقدر سوتین را ارزشمند میدانست که نه تنها نقاشیهای او را در موسسه نصب کرد، بلکه در خانه خود نیز نصب کرد. بر اساس خاطرات، او میتوانست به مدت طولانی به آنها نگاه کند و درباره رابطه رنگ و احساس فکر کند. او از سوتین به عنوان هنرمندی که «ماده را به نور تبدیل میکند» نوشت — ارزیابیای از کسی که همه چیز را دیده است.
داستان روابط هایم سوتین و آلبرت بارنز — داستانی از نجات، ساخته شده نه بر اساس نیکوکاری، بلکه بر اساس درک عمیق زیباییشناسی و فکری است. بارنز نه این که به یک هنرمند فقیر کمک کرده باشد — او در چیزی که گنیاهای آن را معتقد کرده بود، سرمایهگذاری کرده است و به حس بیپایان خودش پیروی کرده است. خرید او یک عمل بیسابقه از ایمان بود که سوتین را از سایه بیرون کشید، به او منابع برای توسعه داد و نام او را برای همیشه در پانتهون هنرمندان بزرگ قرن بیستم جاودان کرد.
اتحاد آنها نمونهای از یکی از کمیاب و ایدهآلترین سناریوهای تعامل گنیاهای و حامی است: اولین به آزادی و شناختهشدگی میرسد، دومین به فرصتی برای تبدیل شدن به بخشی از تاریخ دست مییابد، این آزادی را برای جهان باز میکند و حفظ میکند. بدون بارنز، سوتین ممکن بود همیشه یک افسانهی حاشیهای در مونپارناس باقی بماند؛ بدون سوتین، مجموعه بارنز از یکی از قویترین و عمیقترین نکات خود محروم میشد.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия