26 آوریل 1986، فاجعه چرنوبیل مناطق وسیعی از اوکراین، بلاروس و روسیه را آلوده کرد. حدود 155،000 کیلومتر مربع از زمین با ایزوتوپهای طولانیعمر مانند سزیم-137 و استرونتیم-90 آلوده شد. اما هزینه انسانی و پیامدهای اقتصادی به طور جزئی توسط یک واقعیت وحشتناک تسهیل شد: انفجار در یک منطقه نسبتاً کم جمعیت رخ داد. چه اگر، به جای یک شهر مخفی شوروی، انفجار همان رآکتور در مرکز اروپا – جایی در منطقه شهری راین-روئر، قلب صنعتی آلمان – رخ میداد؟ پاسخ یک سناریوی تاریخ بسیار تاریکتر از قارهمان است.
برای درک مقیاس، جمعیتهای تراکم را مقایسه کنید. منطقه ممنوعه چرنوبیل امروز حدود 2600 کیلومتر مربع را پوشش میدهد و فقط چند هزار ساکن دائمی دارد. در مقابل، منطقه شهری راین-روئر بیش از 10 میلیون نفر در یک منطقه حدود 7100 کیلومتر مربع خانه دارد. تراکم متوسط در آنجا بیش از 1400 نفر در هر کیلومتر مربع است – بیش از 300 برابر تراکم منطقه چرنوبیل. قرار دادن یک "ریلز چرنوبیلگونه" از ایزوتوپهای رادیواکتیو (حدود 5–14 اگزابکرهل، از جمله 1.8 اگزابکرهل یود-131 و 0.085 اگزابکرهل سزیم-137) در چنین محیطی به معنای قرار گرفتن در معرض فوری برای دهها میلیون نفر است.
باد در روزهای اول پس از یک حادثه به یک سلاح وسیعالگیر تبدیل میشود. بر اساس محاسبات توسط متخصصان ایمنی هستهای، اگر انفجار، مثلاً در منطقه صنعتی نورین-وستفالین رخ میداد، ابر رادیواکتیوی به سمت هامبورگ، برلین و تا اسکاندیناوی به سمت شمال شرقی حرکت میکرد یا به سمت فرانکفورت، مونیخ و وین به سمت جنوب شرقی بستگی به شرایط خاص آبوهوا دارد. در چرنوبیل، ابر آلوده پس از عبور از مناطق کم جمعیت به شهرهای بزرگ میرسید، اما سناریوی اروپای مرکزی میدید که مناطق بزرگ شهری در عرض 48 ساعت دوزهای مرگبار یود-131 و سزیم-137 دریافت میکنند.
در فاجعه چرنوبیل واقعی، 31 نفر در عرض سه ماه از بیماری رادیواکتیو حاد (ARS) مردند. بیشتر آنها آتشنشانی و کارکنان ایستگاه بودند. در محیط شهری تراکم، تعداد مرگها به طور غیرقابل اندازهگیری افزایش مییابد. ساکنان آپارتمانهای نزدیک، دفاتر کار و خیابانها دوزهایی بیش از 4–6 گری دریافت میکنند. دهها هزار نفر از ARS رنج میبرند – تهوع، خونریزی داخلی، فشردگی مغز استخوان. سیستم بهداشتی هر کشور اروپایی بلافاصله در هم میریزد؛ داروهای ضد رادیواکتیو تخصصی ظرف چند ساعت تمام میشود.
شرایط در خود نیروگاههای هستهای نیز به طور مشابه تراژیک خواهد بود. اگر یک نیروگاه در مرکز اروپا (مثلاً نکراستهایم در آلمان یا یک ایستگاه RBMK فرضی در لهستان) منفجر میشد، پاسخگویان اولیه – پلیس، آتشنشانی و پزشکان – بدون تجهیزات حفاظتی مناسب میرسند و تراژدی چرنوبیل را در مقیاس بسیار بزرگتری تکرار میکنند. فداکاری آنها به یاد خواهد ماند، اما بسیاری در عرض چند هفته میمیرند، در حالی که امکانات درمانی در منطقه آلوده قرار دارند، مجبور به کار در شرایط مرگبار میشوند.
تخلیه یک منطقه شهری 10 میلیون نفری یک کابوس عملیاتی است. مقامات چرنوبیل موفق به تخلیه 116،000 نفر در سه روز شدند و بعداً حدود 350،000 نفر در مجموع. در سناریوی فرضی ما، مقامات باید حداقل 3–5 میلیون نفر را در عرض اولین هفته جابجا کنند و تا 8 میلیون نفر اگر آلودگی شدید باشد. وحشت در جادهها، کمبود سوخت و فروپاشی نظم عمومی اجتنابناپذیر خواهد بود. قطارها پر از جمعیت خواهند شد و بزرگراهها به پارکینگهای مایلهای طولانی تبدیل خواهند شد در حالی که مردم تحت تأثیر رادیواکتیو منتظر حمل و نقل هستند.
سطح آلودگی تعیینکننده ایجاد یک منطقه ممنوعه دائمی خواهد بود که نه در جنگلهای دورافتاده پولسیا، بلکه در زمینهایی که تقریباً 15٪ از تولید صنعتی اروپا را تولید میکنند. شهرهایی مانند کلن، دوسلدورف، دورتموند و اessen به شهرهای روستایی تبدیل خواهند شد – کارخانههای آنها بیصدا، مدارس آنها متروکه، میدانهای آنها با علفهای وحشی پر شده. قلب اقتصادی اروپا برای دههها متوقف خواهد شد.
یکی از تأثیرات برجسته فاجعه چرنوبیل واقعی افزایش چشمگیر سرطان غده تیروئید در کودکان به دلیل یود رادیواکتیوی بود. در مناطق آلوده بلاروس، اوکراین و روسیه، صدها مورد گزارش شده بودند تا اوایل قرن بیست و یکم. در اروپای مرکزی با جمعیت کودکان بزرگتر، تعداد به هزاران یا حتی دهها هزار نفر میرسد. اقدامات پیشگیرانه – قرصهای پتاسیم یودیده – به صورت شلوغی توزیع خواهند شد؛ بسیاری از کودکان به موقع آنها را دریافت نمیکنند.
در آینده، حرکت آهسته سزیم-137 از طریق زنجیره غذایی کشاورزی را برای نسلها آلوده خواهد کرد. در دنیای واقعی، حدود 5 میلیون نفر هنوز در زمینهایی که به صورت رسمی به عنوان آلوده شناخته میشوند، زندگی میکنند. در اروپا، این تعداد به 25–30 میلیون نفر افزایش مییابد. شیر، گوشت و سبزیجات به صورت منظم آزمایش خواهند شد؛ زمینهای کشاورزی گسترده غیر قابل استفاده خواهند شد و مفهوم "غذای محلی" با بیاعتمادی از هر محصول رشد یافته در فاصله 200 کیلومتری از رآکتور سابق جایگزین خواهد شد.
منطقه شنگن، آزادی حرکت مردم و بازار یکپارچه معناخواهد داشت. منطقه آلوده از باقی اروپا توسط پستهای بازرسی، دماسنجها و مجوزها جدا خواهد شد. کشورهای دیگر مرزهای خود را به هرگونه کالا یا مسافر از منطقه تحت تأثیر بستند، در حالی که درخواستهای برای جبران خسارت باعث رقابت فرانسه، آلمان، لهستان و کشورهای بنلکس خواهد شد. اتحادیه اروپا، که قبلاً توسط بحرانهای اقتصادی آزموده شده بود، ممکن است نتواند باقی بماند: اعتماد به نهادهای مشترک جایگزین خواهد شد توسط استراتژیهای بازگشت به زندگی ملی.
جنبشهای ضد هستهای در سراسر قاره بلافاصله تمامی رآکتورهای باقیمانده را – حتی آنهایی که امن هستند – متوقف خواهند کرد، منجر به کمبود شدید انرژی میشود. قطع برقها به صورت عادی خواهد بود، صنعت به شرق یا به سمت اقیانوس اطلس حرکت خواهد کرد و تأثیر جغرافیایی اروپا کاهش خواهد یافت در حالی که ایالات متحده و چین به جای خالی خواهند رفت.
برخلاف یک بمب که سریع از بین میرود، حادثه چرنوبیل ایزوتوپهایی با نیمهعمر 30 سال (سزیم-137) و 2 میلیون سال (پلاتینوم-239) باقی میگذارد. پس از 40 سال، بخشی از منطقه ممنوعه هنوز به طور خطرناک آلوده است. در سناریوی اروپای مرکزی، امکان بازگشت به وضعیت عادی در طول عمر هیچ کسی که امروز زنده است وجود ندارد. شهرهای بزرگ قلب صنعتی به شباهت با باقیماندههای متروپل پریپت خواهند داشت، اما به مقیاس دیده از فضا. جنگلها زمین را بازپس خواهند گرفت، و نسل جدیدی از 'تعیینکنندگان' – شاید با کمک رباتها – دههها برای ساخت سارکوفاگ و پاکسازی خاک کار خواهند کرد.
زخم روانی نیز به همان میزان عمیق خواهد بود. یک نسل از اروپاییها در سایه رادیواکتیو دائمی بزرگ خواهند شد، جهان آنها با مناطق ممنوعه، دماسنجها و بیاعتمادی عمیق از تکنولوژی و قدرت تعریف میشود. وحشت واقعی چرنوبیل آنچه که به زندگی و امیدهای مردم کرد بود. در اروپای مرکزی، این وحشت نقشه یک قاره کامل را تغییر خواهد داد.
امروز، بیش از 400 رآکتور هستهای در سراسر جهان عمل میکنند، بسیاری از آنها در مناطق پرجمعیت. همان آسیبپذیریهایی که چرنوبیلRBMK را از بین برد – مثبت بودن کoefficient خالی، فقدان ساختار محافظتی قوی – در اکثر طراحیهای غربی برطرف شدهاند. اما عامل انسانی باقی مانده است؛ اشتباهات عملیاتی، نرسیدن ارتباطات و فشار سیاسی همچنان وجود دارند. دستورالعملهای مدیریت حادثههای جدی وجود دارد، اما تفاوت بین یک فاجعه واقعی و یک نزدیکی به فاجعه اغلب یک موضوع دقیقهای و شانس ناگهانی است.
این فکر آزمایشی – "چرنوبیل در وسط اروپا" – ما را به یاد میآورد که یک حادثه هستهای هر جا یک حادثه در همه جا است. ابرهای رادیواکتیوی مرزی را رعایت نمیکنند. و آنچه که چرنوبیل واقعی به زندگی صدها هزار نفر کرد، یک انفجار فرضی در اروپای مرکزی به دهها میلیون نفر خواهد کرد. هزینه هوشیاری، همکاری بینالمللی و فرهنگ ایمنی سختگیرانه بسیار کمتر از هزینههای دیگری است که در 1986 رخ داد – به ویژه اگر رآکتور در یک گوشه دورافتاده، بلکه در درب خانه تمدن قرار دارد.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия