سنت فرانسوی "بوشچای رزیدوینسکایا" (La bûche de Noël) نمونهای منحصر به فرد از تحول یک رitus کهن وایکولی و سپس مردمی به یک نماد گastronomique درخشان است. این نه تنها یک دسر آشپزی است، بلکه یک حملکننده مادی از خاطرات است که لایههای معانی را روی هم میاندازد: از اعمال مذهبی برای تضمین باروری تا کنکلیسازی خانوادگی و ملی. بررسی این پدیده مکانیسمهای سازگاری باورهای وایکولی در زمینه مسیحی و پس از آن سکولارشدن آن در شرایط جامعه مصرفی مدرن را آشکار میکند.
سرچشمه این سنت به اعماق قرنها بازمیگردد، به جشنهای زیمنستای (Zimnitsa) پیش از مسیحیت در قومهای کلت و آلمانی. در شب پیش از کریسمس (معمولاً 24 دسامبر) رئیس خانواده یا بزرگترین عضو آن یک رitus آیینی برای ورود یک چوب خاص به خانه انجام میداد. معمولاً این یک قطعه بزرگ از درخت میوه (مثل شیرینخار، سیب، کمتر کاج) بود که باید در آتشگاه تا پایان شب کریسمس و حتی تا پایان عید پاک (6 ژانویه) میسوخت.
ریتوس پر از اعمال نمادین بود:
انتخاب و خیساندن. چوب خاص را از پیش انتخاب میکردند و گاهی آن را با شراب، روغن یا آب نمک میریختند که به نظر محققان یک قربانی برای ارواح آتشگاه یا مقدسسازی مسیحی است.
ورود به خانه. مراسم با چوب با دعاها و آرزوهای خیرخواهی همراه بود.
زندهکردن از باقیمانده چوب سال گذشته. این عنصر کلیدی، نماد پیروی، چرخه زمان و ارتباط نسلها است. خاکستر یا کربنهای نیمهسوز به عنوان محافظتکنندههای قوی از برق آسا، بیماریها و نیروهای بد شناخته میشدند و در طول سال نگهداری میشدند.
معنای نمادین چندوجهی بود:
نماد خورشیدی. چوبی که در تاریکترین دوره سال میسوزد، بازگشت خورشید را نمادینه میکند و امید به بازگشت گرما و نور را نشان میدهد.
باروری و شکوفایی. شعله و گرما آتشگاه با انرژی زندگی مرتبط بود و باید به ثمردهی غنی و تولد دامها کمک میکرد.
پاکسازی. آتش پاکسازی خانه از همه بدیهایی که در طول سال انباشته شده است.
نمای اجتماعی. تمام خانواده به دور آتشگاه جمع میشدند و این پیوند خانوادگی را تقویت میکرد.
در پایان قرن نوزدهم، این رitus تقریباً از عملکرد شهری و بیشتر عملکرد روستایی محو شد. دلایل این امر فنی و اجتماعی بود:
گسترش اجاقهای آهنی و کورههای با تپک باریک که برای چوبهای بزرگ مناسب نبودند.
شهرنشینی و کاهش دسترسی به جنگل به عنوان منبع.
تغییر ساختار خانواده و تغییر در ریتم زندگی.
اما کد فرهنگی قوی نیاز به حملکننده مادی جدیدی داشت. این حملکننده مادی یک محصول شیرینی شد.
اولین ذکرهای از "بوشچای رزیدوینسکایا" به عنوان یک بستنیهای بستنی در دهههای 1870 مربوط میشود و محبوبیت عمومی آن در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم آغاز شد. چندین نسخه از اختراع آن وجود دارد، اما نسخهای که بیشترین اطمینان را دارد با شیرینیپزهای پاریسی مرتبط است که به دنبال راهی برای استفاده از باقیماندههای بستنی و خامه بودند.
فرم کلاسیک دسر، که تا دهههای 1940 تثبیت شد، شامل موارد زیر است:
بستنی بستنی (génoise)، که به عنوان نماد چوب است.
شیرینی خامهای یا شکلاتی، گاهی با پریله.
پوشش از شیرینی شکلاتی، که با چاقو شیرینیپزی بافت پوست درختی ایجاد میشود.
آرایش: قارچهای بیسکویت، برگهای ماسکوپ، تصاویر کارگران چوببر، پودر شکر، که برف را شبیهسازی میکند.
نکته جالب: شیرینپز مشهور پییر اورم میگوید که بوشچای خوراکی به لطف یخچالهای خانگی است که در اواسط قرن بیستم گسترش یافتند. این یخچالها امکان نگهداری از دسرهای خامهای خوراکی را به طور ایمن فراهم کردهاند و آن را به عنصر مرکزی میز شام کریسمس تبدیل کردهاند.
این سنت یکپارچه نیست. به عنوان مثال:
در پرووانس، عادت داشتند "سه بوشچا" را به عنوان افتخار تروایست (Trinity) بگذارند.
در بورگند، بوشچا باید توسط سه نفر حمل میشد.
در شامپانی، خاکستر از بوشچا در باغهای انگور پخش میشد تا از تگرگ محافظت کند.
امروزه بوشچای شیرینی یک موضوع از عالیترین آشپزی و خلاقیت است. شیرینپزها در ایجاد نسخههای نسخهای خود رقابت میکنند: بوشچای بیسکویت، بوشچای یخی از سوربیت، بوشچای تیره از موسس با کرمه و طلای. دسر مدتها از فرانسه فراتر رفته و بخشی از فرهنگ کریسمس بینالمللی شده است.
از دیدگاه سیمبولیک فرهنگی، موفقیت تحول به دلیل این است که دسر کلیدهای نمادین را حفظ کرده است و آنها را به یک رج斯特 دیگر منتقل کرده است:
آتش → شیرینی و لذت. انرژی شعله به انرژی لذت و طعم تبدیل شده است.
چرخهای → تکرار سالانه دسر. رitus آمادهسازی و خوردن.
پیوند خانوادگی → نشستن در کنار یکدیگر در یک میز، بریدن بوشچا که معمولاً توسط رئیس خانواده انجام میشود.
پیوند با اجداد → نوستالژی و دستور پخت خانوادگی که از نسل به نسل منتقل میشود.
تحول "بوشچای رزیدوینسکایا" از یک شیء مذهبی که در آتشگاه میسوزد تا یک دسر در ویترین یک شیرینیپزی پاریسی – مدل روشنی از ترجمه فرهنگی است. رitus کهن و عملی، با از دست دادن پایه عملی خود، ناپدید نشد بلکه به یک سطح زیباییشناختی و گastronomique ترجمه شد. بوشچا دیگر نمیسوزاند بدن را گرم میکند، اما همچنان "گرم" میکند هویت جمعی، به عنوان یک قایق خاطرات و مکانیزم مؤثر اجتماعی پیوستگی، عمل میکند. این نشاندهنده توانایی شگفتانگیز سنت در سازگاری است: جایی که آتش در کورهها میخمرد، آتش در کورههای شیرینیپزی روشن میشود، اطمینان از استمرار کد فرهنگی و انتقال آن به نسلهای بعدی به فرم جدید و جذاب برای آنها. بنابراین، "bûche de Noël" نه تنها یک کیک است، بلکه یک تاریخچه خوراکی است که در هر تکهاش خاطرهای از امیدهای هزاران ساله انسان به نور، گرما و رفاه در تاریکترین ماه سال را نگه میدارد.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия