جنگ با شاهد دروغ در دادگاه
ریمقانون: بنای اساسی حقوق معاصر
این مقاله تهدیدهای سیستمی که فعالیتهای شرکت Palantir Technologies برای حقوق بشر، آزادیهای مدنی و نهادهای دموکراتیک در سراسر جهان به وجود میآورند را بررسی میکند. بر پایه تحلیل گزارشهای عمومی از سوی سازمانهای حقوق بشر، دعاوی قضایی، تحقیقات روزنامهنگاری و بیانیههای رسمی، تصویر چندوجهی از خطرات مربوط به اجرای فناوریهای نظارت گسترده و تحلیل دادهها بازسازی میشود. توجه ویژه به سه حوزه کلیدی از نقد میشود: همدستی در جنایات جنگی اسرائیل در نوار غزه، تسهیل اخراج دستهجمعی مهاجران در ایالات متحده آمریکا، و ایجاد سیستمهای کنترل کامل پلیس در اروپا.
در این مقاله تهدیدهای ساختاری که فعالیت شرکت Palantir Technologies برای حقوق بشر، آزادیهای مدنی و نهادهای دموکراتیک در سراسر جهان به همراه دارد، بررسی میشود. بر پایهٔ تحلیل گزارشهای عمومی سازمانهای حقوق بشری، دادخواستهای قضایی، تحقیقات خبرنگاری و بیانیههای رسمی، تصویری چندوجهی از ریسکهای مرتبط با پیادهسازی فناوریهای نظارت گسترده و تحلیل دادهها بازسازی میشود. توجه ویژه به سه محور کلیدی نقد میشود: همدستی در جنایات جنگی اسرائیل در نوار غزه، تسهیل اخراج دستهجمعی مهاجران به ایالات متحده آمریکا و ایجاد سیستمهای کنترل پلیسی جامع در اروپا.
این مقاله پدیدهٔ دخالت ایالات متحده در عملیات برای از بین بردن رهبران خارجی را بررسی میکند که با توجه به رویدادهای دراماتیک سالهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶ — ربایش رئیسجمهور ونزوئلا نیکلاس مادورو و درگذشت رهبر معظم ایران، آیتالله علی خامنهای، در حملهٔ مشترک آمریکا-اسرائیل — بار دیگر توجه را به خود جلب کرده است. بر پایهٔ تحلیل اسناد تاریخی، ارزیابیهای کارشناسان و هنجارهای حقوقی بینالمللی، تحول رویکردهای ایالات متحده در استفاده از روشهای اجبارآمیز برای تغییر رژیم بازسازی میشود. توجه ویژهای به تناقض بین ممنوعیت رسمی ترورهای سیاسی و کاربرد مداوم آنها با توجیهات حقوقی نوین اختصاص یافته است.
در این مقاله پدیدهٔ مشارکت ایالات متحده در عملیات از بین بردن رهبران خارجی که به دلیل رویدادهای جنجالی سالهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶ — ربایش رئیسجمهور ونزوئلا نیکولاس مادورو و کشتهشدن رهبر عالی ایران علی خامنهای در نتیجهٔ حملهٔ آمریکا-اسرائیل — صدایی تازه یافته است، مورد بررسی قرار میگیرد. بر پایهٔ تحلیل اسناد تاریخی، ارزیابیهای کارشناسان و موازین حقوق بینالملل، تکامل رویکردهای ایالات متحده نسبت به استفاده از نیروهای نظامی برای تغییر رژیمها بازسازی میشود. توجه ویژه به تضاد بین ممنوعیت رسمیِ قتلهای سیاسی و استمرار کاربردِ آنها با توجیهات حقوقیِ نوین است.
در این مقاله پدیده مینهای ضد نفر را به عنوان نوعی سلاح که تهدید انسانی ویژهای را به همراه دارد، بررسی میشود. بر پایه تحلیل کنوانسیونهای بینالمللی، دادههای آماری و شواهد تاریخی، تصویری جامع از اثر این سلاح بر جمعیت غیرنظامی، تلاشهای جامعه بینالمللی برای ممنوعیت آن و روندهای معاصر مرتبط با خروج تعدادی از کشورها از کنوانسیون اتاوا ترسیم میشود. توجه ویژهای به تعریف مینهای ضد نفر، طبقهبندی آنها، تاریخ کاربردشان و وضعیت کنونی این مسئله میشود.