کلاس مدرسه. بوی گچ و ترس میآید. به جای دانشآموزان، مادران و پدران پشت میزها نشستهاند. معلم در کنار تخته ایستاده و به توضیح روش حل معادلات در کلاس سوم میپردازد. درس باز برای والدین نمایش نیست. این آزمونی برای همه است. برای معلم - برای شایستگی حرفهای. برای والدین - برای درک اینکه فرزندانشان در طول روز ۶ ساعت چه میکنند. و برای بچهها - برای نشان دادن خودشان. اما اغلب این درس به یک نمایش تبدیل میشود. بیایید ببینیم چگونه باید باشد و چگونه نباید.
هدف رسمی: افزایش مشارکت والدین در فرآیند آموزشی. نمایش روشهای تدریس. ایجاد اعتماد بین مدرسه و خانواده. هدف غیررسمی: گزارش به مدیران که کار در حال پیشرفت است. و بررسی اینکه معلم چگونه با جمعیت برخورد میکند.
برای والدین، درس باز فرصتی است تا بچهشان را در محیط دیگری ببینند. نه در خانهای که او فرمانروا است، بلکه در کلاسی که او به قوانین زیر bows. بفهمند که چقدر فعال است، چگونه پاسخ میدهد، چگونه با همکلاسیها ارتباط برقرار میکند.
برای معلم - استرس. زیرا نه تنها دانشآموزان، بلکه بزرگترانی که اغلب بیشتر در موضوع (یا فکر میکنند که بیشتر میدانند) میدانند، ارزیابی میشوند. معلم باید روش را نشان دهد، اما نه بیش از حد بازی کند.
برای بچهها - فشار دوگانه. از یک سو، معلم. از سوی دیگر، والدین که به پشت نگاه میکنند. بچه ممکن است شرمزده شود، منزوی شود یا عکسالعمل نشان دهد.
نوع ایدهآل: درس با درس عادی تفاوت ندارد. هیچ نوع تمرین، هیچ پاسخ «آموزش دیدهای». والدین پشت میز مینشینند، دخالت نمیکنند، کمک نمیکنند. معلم به صورت عادی کار میکند: میپرسد، توضیح میدهد، امتیاز میدهد. بچهها نمیدانند که کسی به آنها نگاه میکند. یا میدانند، اما نمیترسند.
طرح درس: لحظه سازماندهی (۱ دقیقه)، تکرار مطالب گذشته (۵-۷ دقیقه)، توضیح موضوع جدید (۱۵ دقیقه)، تقویت (۱۰ دقیقه)، کار مستقل (۵ دقیقه)، جمعبندی (۲ دقیقه). به علاوه تمرین فیزیکی، اگر بچهها در کلاسهای پایینتر هستند.
معلم از ابزارهای بصری استفاده میکند: تصاویر، نمایش، مواد آموزشی. سوالات مختلف سطح را میپرسد: و برای دانشآموزان ضعیف، و برای قویها. بر روی یک موضوع خاص تمرکز نمیکند. تشویق به تلاش میکند، حتی اگر پاسخ نادرست باشد. فریاد نمیزند.
والدین ساکت مینشینند. تلفنها در حالت بیصدا. اگر بچهای به شما چرخید، دست تکان داد - مادر لبخند میزند و نشان میدهد که «کلاس دارد」,اما صحبت نمیکند. بعد از درس - بحث کوتاه با معلم بدون حضور بچهها، جایی که والدین سوالات خود را میپرسند.
اولین: تمرین با بچهها. معلم یک هفته قبل از درس میگوید: «ما این متن را میخوانیم، وووا، تو باید به این سوال پاسخ دهی، مارا، تو دستت را بالا ببری». در نتیجه درس به نمایش تبدیل میشود. والدین دروغ را میبینند. بچهها تحت فشار هستند، میترسند که اشتباه کنند.
دومین: فریاد و عصبانیت. معلم در حضور والدین روی بچهها میریزد. این کار اعتبار او را کاهش میدهد و نشان میدهد که او غیرماهر است.
سومین: بررسی تنها یک دانشآموز. معلم ۲۰ دقیقه به پتروو میگوید که دانش دارد، در حالی که ۲۵ بچه دیگر ۲۵ دقیقه مینشینند و بیصدا هستند. والدین به این موضوع علاقهمند نیستند.
چهارمین: نادیده گرفتن والدین. معلم سلام نمیدهد، موضوع درس را توضیح نمیدهد، به آنها وظیفه نمیدهد (مثلاً به آنها بگویید که چه چیزی را فهمیدهاند). والدین احساس میکنند که بیاهمیت هستند.
پنجم: تحسین بیش از حد یا، برعکس، کاهش امتیازات در حضور والدین. «آه، ساشا ماست، اما اولا، متاسفانه...». نمیتوان این کار را کرد.
ششم: پیچیدگی بیش از حد. معلم سعی میکند نشان دهد که چقدر باهوش است و مادهای را میدهد که بچهها نمیتوانند بفهمند. این باعث نگرانی و خشم والدین میشود.
قانون طلایی: دخالت نکنید. به بچهها کمک نکنید، فریاد نزنید «نمیچرخی!」,درس را تصحیح نکنید. وظیفه شما مشاهده و استنتاج است. اگر بچهای به شما چرخید و به شما نگاه کرد، لبخند بزنید و تکان دهید. چشمان ترسناک نکنید.
ممنوع: خوردن، نوشیدن، صحبت کردن با تلفن، نظر دادن به صدای بلند، نگاه کردن به دیگر والدین و پچپچ کردن. میتوانید برای خودتون یادداشت بگیرید (برای اینکه بعداً سوال بپرسید).
اگر بچهای به وضوح دردناک است (گریه میکند، ترسیده است، نمیتواند پاسخ سادهای بدهد)، به او نروید. منتظر پایان درس شوید، به معلم نزدیک شوید و با او صحبت کنید. ممکن است بچهای از پاسخهای عمومی ترسیده باشد.
بعد از درس بچه را تحسین کنید، اما با دیگران مقایسه نکنید. «من امروز دیدم که شما به سوالات درباره اجزای زبان پاسخ دادید». یا «من خوشحالم که شما سعی کردید که نچرخید». نه بگویید: «اما پتروو بهتر پاسخ داد».
بچهای شرمزده است، کمصدا میگوید، لکنت دارد. این طبیعی است. حضور والدین استرس است. نباید بعداً سرزنش کنید. بهتر است در خانه بازی کنید که شما دانشآموز هستید و بچه معلم. او خود را خلاص میکند و آرام میشود.
بچه، برعکس، نمایشی میکند، بازی میکند، توجه را جلب میکند. این تلاشی است برای مقابله با استرس از طریق طنز یا شوخی. نه با او بخندید، نه در حضور دیگران سرزنش کنید. بعد از درس بگویید: «امروز شما شوخی کردید، اما من فهمیدم که آیا شما درس را فهمیدید یا خیر. بیایید در خانه تمرین کنیم».
بچه دستش را بالا نمیبرد، حتی اگر میداند. ممکن است از ترس اشتباه کردن در حضور والدین ترسیده باشد. با معلم صحبت کنید تا در درسهای بعدی او را به چالش بکشد، زمانی که والدین نیستند.
بچه از روی تخته نمیخواهد بیرون برود. اجبار نکنید. بگذارید معلم دیگر دانشآموز را دعوت کند. بعد از درس دلیل را بررسی کنید: از تخته میترسد؟ از اینکه شما سرزنش کنید؟
بچه گریه میکند. او را از کلاس بیرون ببرید، آرامش بخشید، آب بدهید. با معلم صحبت کنید که امروز او نتواند پاسخ دهد. نه سرزنش کنید.
دو هفته قبل از درس به والدین درباره تاریخ و زمان اطلاع دهید، خواستار تأیید حضور آنها شوید. یادداشتهایی ارسال کنید: چگونه باید رفتار کنند، چه چیزی میتوانند و نمیتوانند کنند.
یک هفته قبل: مسیر درس را برنامهریزی کنید، اما با بچهها تمرین نکنید. مواد آموزشی (کارتها، تستها) برای والدین آماده کنید تا آنها هم مشغول شوند. به عنوان مثال، برگههایی با سوالات به آنها بدهید: «امروز چه چیزی درباره روشهای آموزشی فهمیدید؟» یا «چه مشکلاتی فرزند شما با آن مواجه میکند؟».
یک روز قبل از درس: کلاس را تهویه کنید، گچ و تخته را بررسی کنید، پروژکتور را آماده کنید. مکانهایی برای والدین در پشت یا کنار آماده کنید. آنها را بین بچهها نگذارید.
در ابتدای درس: با والدین سلام کنید، برنامه درس را به طور خلاصه معرفی کنید، بگویید: «شما میتوانید یادداشت بگیرید، سوالات خود را بعداً بپرسید». در طول درس: نه فقط به والدین نگاه کنید، بلکه به بچهها. به زمانبندی دقیق عمل کنید، طولانی نکنید.
در پایان درس: از والدین تشکر کنید که توجه کردند. به سوالات آنها پاسخ دهید (۵-۱۰ دقیقه). در بحثهای «ما در مدرسه اینطور آموزش میدهند» ورود نکنید. با احترام بگویید: «ما الان برنامه دیگری داریم، اما نظر شما را در نظر میگیرم».
به دانش بچه نگاه نکنید، بلکه به فرآیند. آیا معلم همه بچهها را درگیر کرده یا فقط دوستداران خود را؟ چگونه مرتبطسازی و انتقاد استفاده میشود؟ آیا به بچهها اجازه میدهند فکر کنند یا از آنها میخواهند که پاسخهای سریع دهند؟ آیا ابزارهای بصری وجود دارد؟ آیا بچهها راحت هستند؟ آیا معلم فریاد میزند؟
به بچه خود نگاه کنید: دستش را بالا میبرد یا خیر؟ میترسد؟ با چه کسی نشسته است؟ آیا همکلاسیها او را تحریک میکنند؟ آیا همیشه حواسپرتی دارد؟ این مشاهدهها را یادداشت کنید، اما به نتیجهگیریهای سریع نروید. ممکن است بچه فقط خسته باشد یا استرس داشته باشد.
چندین درس را مقایسه کنید (اگر امکان داشته باشد). در یک معلم، بچهها میخندند و دست بالا میبرند، در معلم دیگر، بچهها ساکت هستند و میترسند. به کیفیت تدریس نتیجهگیری کنید.
بچه را به موفقیتهای خاصش تحسین کنید. «من دیدم که شما وظیفه را خوب توضیح دادید». نه به اشتباهاتش سرزنش کنید. بهتر است بپرسید: «چه چیزی برای شما سخت بود؟ بیایید در خانه تمرین کنیم».
اگر سوالی از معلم دارید، یادداشت کنید و جلسه جداگانهای ترتیب دهید. نه معلم را با دیگر والدین در حضور بچهها بحث کنید — بچهها همه چیز را میشنوند و به مدرسه میبرند.
اگر مشکلات سیستماتیک وجود دارد (معلم فریاد میزند، بچهها میترسند، برنامه آموزشی به درستی فهمیده نمیشود)، با مدیر کلاس، کمیته والدین، اگر نیاز باشد، با مدیر مدرسه صحبت کنید. نه ساکت بمانید، نه پرخاشگر باشید.
اگر بچه شما بسیار استرسزده است، با روانشناس یا در خانه کار کنید: آموزش تکنیکهای تنفس، بازی کنید که در خانه مدرسه است و او معلم. ارزش امتیازات را کاهش دهید.
در مدرسه ابتدایی والدین برای درک روشهای آموزشی نیاز دارند. چگونه میخوانند، میشمارند، مینویسند. درسها باید پر از رنگ و عناصر بازی باشند. تمرین فیزیکی مورد استقبال قرار میگیرد. والدین میتوانند نزدیک نشینند.
در دوره متوسطه (کلاسهای ۵ تا ۹) والدین کمتر میآیند. تاکید بر موضوع: فیزیک، شیمی، جبر. میتوانید آزمایشهای آزمایشگاهی را نشان دهید. والدین علاقهمند به این هستند که ببینند بچههایشان چگونه با مواد پیچیدهتر مقابله میکنند.
در دورههای بالاتر (کلاسهای ۱۰ تا ۱۱) درسهای باز به رشتههای حرفهای تبدیل میشوند. به عنوان مثال، درس جامعهشناسی با بررسی قوانین واقعی. یا درس ادبیات با بحث. والدین میتوانند به عنوان متخصصان شرکت کنند.
مهم: در دورههای بالاتر، بچهها از والدین بیشتر شرمزده میشوند تا در دورههای ابتدایی. ممکن است به صورت نمایشی هیچ کاری نکنند تا استقلال خود را نشان دهند. نه فشار بیاورید.
درس باز یک آزمون برای شایستگی معلم نیست. و راهی برای تحقیر بچه نیست. این یک پل بین خانواده و مدرسه است. درس خوبی که والدین را احساس میکند: من میفهمم که فرزندم چه کار میکند، به معلم اعتماد میکنم، میتوانم کمک کنم. درس بدی که والدین احساس میکند: من هیچ چیز نمیفهمم، معلم غیرماهر است، بچه رنج میبرد.
اگر میخواهید درس خوبی باشد، آماده شوید. نه تنها معلم، بلکه شما هم. رویکرد مثبت داشته
© library.tj
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2