ده سال — این یک مرز است. بچه دیگر کوچک نیست، اما هنوز نوجوان نیست. اگر والدین وقتی دختر ۳ تا ۵ ساله بود، از هم جدا شدند، تا ۱۰ سالگی پدر اغلب به "پدر یکشنبه" تبدیل میشود. اما وقتی دختر بزرگ میشود، چه اتفاقی میافتد؟ روابط با پدری که جدا زندگی میکند، چگونه تغییر میکند؟ باید چیزی تغییر کند؟ ما روانشناسی را توضیح میدهیم و به پدران، مادران و دختران خودنمایی میکنیم.
در ۱۰ تا ۱۲ سالگی دختر وارد دورهی گذار میشود. بدن، احساسات و علاقهها تغییر میکند. او دیگر به پدر با آغوش باز نمیدوید، ممکن است بگی کند، جسارت نشان دهد، استقلال بخواهد. این طبیعی است. مغز در حال بازسازی است، طوفان هورمونی در حال وقوع است. برای پدر مهم است که بداند: جدایی او — نه ردپا، بلکه مرحلهای از بزرگسالی.
دختر در این سن به تأیید همتایان نیاز دارد، نه والدین. دوستان مهمتر از پدر میشوند. اگر پدر فشار بیاورد، درخواست میکند که جلسات اجباری در روزهای یکشنبه داشته باشد، ممکن است شورش شود. «نمیخواهم به پدر بروم، کار دارم».
ویژگی دوم: دختر در این سن از پدر خجالت میکشد. حضور او (به ویژه در مدرسه، در روز تولد) ممکن است باعث ناراحتی شود. او میترسد که او به مدت مدت ناسازگار باشد، چیزی نادرست بگوید، از دیگر پدران متفاوت باشد. این تخطئه نیست. این سن است.
ویژگی سوم: شکلگیری تصویر مرد. آنچه که پدر در حال حاضر به دختر میگوید، بر روابط آینده او با پسران تأثیر میگذارد. اگر سرد باشد، انتقاد کند، گوش ندهد — او به دنبال کسی مانند او خواهد بود. اگر محبتآمیز و احترام کند — انتخاب خواهد کرد.
اشتباه شماره ۱: پس از طلاق ناپدید شدن. پدر فکر میکند: «او من را یاد نمیگیرد، من لازم نیستم». اما دختر یاد میگیرد، رنج میبرد. حتی اگر او نگوید، غیبت پدر یک خالی است. در ۱۰ سالگی این خالی میتواند به افسردگی، عدم اعتماد به نفس تبدیل شود.
اشتباه شماره ۲: تبدیل شدن به "پدر هدیهای". هر جلسه — هدایا، اتمسفر، شیرینیها. دختر عادت میکند که پدر یک کارگر سرگرمی باشد. هیچ ارتباط عمیقی نیست. وقتی او بزرگتر میشود، او خسته میشود. او دیگر نمیرود، زیرا هدایا خستهکننده شدهاند.
اشتباه شماره ۳: تنظیم کردن مخالف مادر. «مادر بد است، او من را به تو نمیگذارد». دختر به دام میافتد. او مادر را دوست دارد و شنیدن چیزهای بد در مورد او دردناک است. او ممکن است دروغ بگوید تا به هر دو خوش آید. یا خود را قفل کند.
اشتباه شماره ۴: عدم علاقه به زندگی او. فقط در مورد امتیازات و انضباط سوال کنید. دوستان، علاقهها، رویاهای او را نادیده بگیرید. دختر احساس میکند که بیاهمیت است.
اشتباه شماره ۵: تجاوز به فضای شخصی. پیامها را بخوانید، بدون زنگ زدن به اتاق بپردازید، از او درباره پسران سوال کنید. در ۱۰ سالگی این کار باعث خشم میشود.
اشتباه شماره ۶: خشونت فیزیکی یا فریاد. حتی یک بار — زخم برای تمام عمر.
رégularité sans contrainte. با دختر خود توافق کنید که یک روز خاص (مثلاً شنبه) باشد، اما اگر او میخواهد یک بار در ماه آن را رها کند — شما را سرزنش نکنید. آزادی باشد.
علاقه به دنیای او. بپرسید که چه موسیقیای در گوشوارههای او است، چه ویدیویی تماشا میکند، درباره چه چیزی با دوستان صحبت میکند. انتقاد نکنید. حتی اگر این "تکتکتکتکتک" باشد. با هم تماشا کنید، بحث کنید.
فعالیتهای مشترک نه "برای نمایش". لزوماً در سینما. میتوانید با هم آشپزی کنید، دوچرخهسواری کنید، بازیهای میز را بازی کنید. کاری را انجام دهید که او به آن علاقه دارد.
مادر او را احترام کنید. انتقاد نکنید در حضور دختر. اگر کینه دارید، با بزرگسالان بدون کودک بحث کنید. دختر باید ببیند که شما میتوانید توافق کنید.
درباره احساسات صحبت کنید. «من به تو غم میکنم», «من به تو افتخار میکنم», «من میترسم که تو نمیخواهی من را ببینی». صادق باشید. دختر آن را ارزیابی خواهد کرد.
اگر دور از هم زندگی میکنید: دو تا سه بار در هفته با ویدئو کنفرانس تماس بگیرید. نه فقط "چطور هستی؟"، بلکه "بگذار من چیزی که کشیدهای را نشان بده"، "به من شعر بخوان". یک کتاب به طور مشترک بخوانید.
ممانعت از ارتباط. حتی اگر شما از شوهر سابق خود خشمگین هستید، از طریق دختر انتقام نگیرید. او حق دارد که پدر داشته باشد. نگوید: "پدر تو دوست ندارد"، "او ما را ترک کرده است".
از خود تعریف نکنید در برابر پدر. "من تو را میخورم و میآشام، او فقط سرگرمی دارد". این باعث احساس گناه در دختر در برابر پدر میشود. او دیگر از دیدارهایش لذت نمیبرد.
دختر را تشویق کنید تا درباره دیدارهایش با پدر صحبت کند. بپرسید: "چه کاری کردیم؟ چه چیزی جدید یاد گرفتم؟". حسادت نکنید. اگر دختر نمیخواهد صحبت کند، فشار نزنید.
اگر پدر پول بپردازد، این خوب است. بیش از حد طلب نکنید، اما اگر پیشنهاد کمک میکند، رد نکنید.
وضعیت: پدر رفته، تماس نمیگیرد، پول نمیپردازد، دعوت نمیکند. دختر رنج میبرد. چگونه کمک کنیم؟
ارزشگذاری نکنید: "پدر فقط یک گاو است، فراموش کن". این ممنوعیت از احساسات است. بگویید: "من میفهمم که تو دردناک هستی. من هم برای تو دردناک هستم. این اشکال تو نیست".
نامهای به پدر بنویسید (فرستاده نشود، برای خود). خشم خود را بیرون بکشید. میتوانید نقاشی کنید، رقصید، در زیر بالش فریاد بزنید.
یک شخصیت مردی پیدا کنید. پدربزرگ، عمو، مربی. کسی که زمانی برای او صرف کند، او را تحسین کند، او را آموزش دهد. این جایگزین پدر نمیشود، اما کمک میکند.
به روانشناس مراجعه کنید. دختر باید از دست دادن پدر خود بهبود یابد.
در سال ۲۰۲۶ گروههای پشتیبانی برای کودکان با والدین جدا زندگی میکنند (آنلاین و آفلاین). در مسکو — مرکز "کودکی بدون مرزها".
بر اساس قانون روسیه، پدر حق دارد که با کودک ارتباط برقرار کند. اگر مادر ممانعت کند، پدر میتواند دادخواستی برای تعیین برنامه ارتباطی ارائه دهد. دادگاه برنامهای را تعیین میکند (مثلاً هر دو هفته یک بار، در تابستان یک ماه).
پس از ۱۰ سال، دادگاه باید نظر کودک را بپرسد. اگر دختر بگوید که نمیخواهد با پدر ببیند، دادگاه میتواند دیدارها را محدود کند. اما معمولاً نظر ۱۰ سالهای تعیینکننده نیست.
آلیменты: پدر باید تا ۱۸ سالگی پرداخت کند، حتی اگر حقوق خود را از دست داده باشد. عدم پرداخت باعث مجازات جنایی میشود (ماده ۱۵۷ قانون مجازات).
در سال ۲۰۲۶ مذاکره — مصالحه دوطرفه از طریق روانشناس کار میکند. میتواند از دادگاه جلوگیری کند.
اگر پدر برنامه را رعایت نکند، مادر میتواند دادخواستی به سازمان محافظت از کودکان ارائه دهد. اگر پدر کودک را به سرقت ببرد — به پلیس.
پدر آلیکس، ۴۲ ساله، دختر دаша، ۱۱ ساله. طلاق ۷ ساله. در شهرهای مختلف زندگی میکنند. آلیکس هر روز در ۲۰:۰۰ تماس میگیرد. آنها بازیهای آنلاین شطرنج بازی میکنند، درباره کتابها بحث میکنند. در تابستان دаша یک ماه در خانه پدر میماند. "او دختر شاهزاده من است، من شاهزاده او هستم" — میگوید آلیکس.
پدر سεργئی، ۳۸ ساله، دختر ویکا، ۱۲ ساله. در یک شهر زندگی میکنند، اما هر هفته یک بار میبینند. سεργئی ویکا را به استخر میبرد، او را به دوچرخهسواری یاد میدهد. "من سعی نمیکنم عشق او را با هدایا خریداری کنم. من فقط در کنارش هستم" — میگوید سεργئی.
پدر دمیتری، ۴۵ ساله، دختر اولیا، ۱۰ ساله. مدتی طولانی (زندگی در خارج از کشور) نکرد. برگشت، وقتی اولیا ۹ ساله بود. در ابتدا دختر نمیخواست در دیدار شرکت کند. دمیتری فشار نیاورد. به مدرسه میرفت، بعد از درسها منتظر میماند، سلام میداد. پس از شش ماه اولیا بر روی چایخوری موافقت کرد. حالا آنها دوست هستند.
این داستانها نشان میدهند: هرگز دیر نیست که ارتباط را برقرار کنیم. اگر بخواهیم.
پس از ۱۰ سال، دختر دیگر به پدر نیاز ندارد. او به طور متفاوتی نیاز دارد. نه در نگهداری، بلکه در پذیرش. در دوستی که بزرگتر است. در محافظتی که فشار نمیآورد. پدران، تسلیم نشوید. و بگذارید که روزهای یکشنبه شما احساس وظیفهمندی نداشته باشد، بلکه احساس ارتباطی داشته باشید.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2