در جهان دو نوع آدم وجود دارد: کسانی که رژیم میگیرند و کسانی که قرار است فردا رژیم بگیرند. و همچنین کسانی که کیک را خوردهاند و حالا احساس گناه میکنند، اما به نوعی خوشحالند. رژیم و پرخوری — این جنگ ابدی است که ما با خودمان، آینه و یخچال در نیمهشب میجنگیم. و مانند هر جنگی، ما به طنز نیاز داریم تا از دیوانگی فرار کنیم. زیرا اگر نمیتوانید وزن اضافی خود را شکست دهید، حداقل میتوانید از آن میخندید. در این مقاله ما خندههای خندهدارترین، شناختهشدهترین و زندهترین درباره رژیم، پرخوری و اینکه چگونه ما سعی میکنیم (و بینتیجه) غذای خود را کنترل کنیم را جمعآوری کردهایم.
قبل از اینکه به دنیای قصهها بپردازیم، بیایید برای لحظهای فکر کنیم: چرا ما اینقدر دوست داریم درباره رژیمها شوخی کنیم؟ روانشناسان میگویند که طنز یک مکانیزم حفاظتی است. وقتی ما به ناتوانی خود در رد کردن شکلات میخندیم، تنش و احساس گناه را کاهش میدهیم. ما به نوعی میگوییم: «بله، من ضعیفم، اما حداقل میتوانم از این بگویم». این به ما کمک میکند که خودمان را خیلی جدی نگیریم و به خاطر هر کیک خوردهای به خودمان نپردازیم.
علاوه بر این، شوخیهای رژیمی یک راه برای انجمن است. میلیونها نفر در سراسر جهان با یکدیگر تجربه میکنند: وعدههای صبحگاهی، شکستهای روزانه و عذرخواهیهای شبانه. وقتی ما به شوخیای درباره اینکه چگونه کسی «از دوشنبه زندگی جدیدی را شروع میکند» میشنویم، خودمان را میشناسیم و احساس میکنیم که تنها نیستیم. این اتحاد ایجاد میکند. و این ما را کمی شادتر میکند.
شوخی محبوبترین رژیمی قطعاً درباره «دوشنبه» است. دوشنبه روز مقدسی است که ما به طور رسمی جنگ با کیلوگرمهای اضافی را اعلام میکنیم، و دوشنبه روز رسمی صلح است.
«من تصمیم گرفتم از دوشنبه رژیم بگیرم. در روز یکشنبه همه چیزهایی که در یخچال بود را خوردم تا در دوشنبه با وجدان آسوده شروع کنم».
«از دوشنبه زندگی جدیدی را شروع میکنم. در حالی که این کلوچهها را تمام میکنیم، آنها تا دوشنبه زنده نمیمانند».
«من یک هفتهای که رژیم میگیرم… از دوشنبه تا دوشنبه، اما بدون تعطیلات».
«دوشنبه من روزی است که تصمیم میگیرم از دوشنبه شروع کنم دوباره از اول شروع کنم».
وزن — دشمن اصلی هر کسی است که رژیم میگیرد. آنها همیشه چیزی نشان میدهند که نمیخواهیم ببینیم و ما هزاران بهانه میسازیم تا آنها را فریب دهیم.
«من روی وزن ایستادم و فهمیدم که باید فوراً جدیدی بخرم — شاید این یکی خراب شده باشد».
«وزن دو کیلوگرم اضافه نشان داد. من تصمیم گرفتم که این به خاطر این است که من روی آنها با پا چپ ایستادهام».
«وقتی من اعداد روی وزن میبینم، فکر میکنم: «این وزن نیست، این شخصیت من است که به صورت مادی شده است».
«وزن تنها وسیلهای است که مرا به خودم میرساند. اما من همچنان عاشق آنها هستم».
غذای سالم غذایی است که برای بدن مفید است. غذای خوشمزه غذایی است که برای روح مفید است. و آنها تقریباً هرگز با هم همخوانی ندارند. از اینجا به بعد شوخیها شروع میشوند.
«من شکر را با فروکتوز جایگزین کردم. حالا من یک خوره شیرینی هستم، اما با رویکرد علمی».
«سالاد فقط یک راه برای مخفی کردن سس است».
«گندمکشیر سالم است، اما اگر روغن و مرغ به آن اضافه کنید، سالمتر میشود».
«من روی رژیم هستم: فقط محصولات سالم را میخورم، اما از تعداد آنها استفاده میکنم. میتوان همه چیز را خورد، اگر کمی باشد».
«رژیم من این است که همه چیزهایی که میخواهم را میخورم و میگویم که این سالم است. مثلاً شکلات آنتیاکسیدان دارد».
پرخوری هنری است. هنری که باید تا حدی بخوریم تا بعد احساس گناه کنیم، اما احساس خوشحالی کنیم. شوخیهای پرخوری اعتراف به عشق به غذایی است که گاهی اوقات خیلی قوی است.
«من نمیخورم، من فقط ذخیرهای برای جنگ هستهای فراهم میکنم».
«وقتی میگویم «من تا انتها پرخوردم»، این به این معناست که من همه چیزهایی که در بشقاب بود را خوردم و کمی از قابلمه را هم خوردم».
«من شکستگی که من دارم، این است که گرسنه نیستم، بلکه شکم من از کم توجهی گریه میکند».
«بزرگترین دروغی که به خودم میگویم: «این آخرین تکه است». و من این را پنج بار پشت سر هم میگویم».
پس از هر رژیمی لحظه حقیقت آمدن آغاز میشود: بازگشت به غذای عادی. این مانند اولین قلعه آب بعد از یک سفر طولانی است — فقط خوشمزهتر.
«رژیم من تمام شد. حالا میتوانم بالاخره به طور عادی بخورم. و فردا رژیم جدیدی شروع کنم».
«سه کیلوگرم وزن کم کردم. و در یک روز دو کیلوگرم اضافه کردم تا دوباره کم شوم».
«پس از رژیم فهمیدم که خوشمزهترین چیز این است که دو ماه نخوردم. و همه چیزهایی که در فروشگاه میبینم».
وقتی شما رژیم میگیرید، ناگهان همه اطراف شما متخصص تغذیه میشوند. آنها میدانند که چه چیزی باید بخورید و چه چیزی نباید. آنها آمادهاند که تجربه و مشاوره خود را به اشتراک بگذارند، حتی اگر از آنها سوال نپرسیدهاید. و این یک نوع طنز است.
«دوست من گفت که باید بیشتر سبزیجات بخورم. من پاسخ دادم که چیپس هم از سیبزمینی است».
«وقتی میگویم که روی رژیم هستم، همه شروع میکنند به توصیه کردن که گرسنه شوم. من میگویم که گرسنگی نیست رژیم، این یک راه برای صرفهجویی در وعده غذایی است».
«وقتی من شروع به رژیم میکنم، دوستانم شروع میکنند به سفارش پیتزا در روز تولد من و میگویند: «این یک جشن است، میتوانیم!»».
سفارش در رستوران برای کسی که رژیم میگیرد یک فرآیند دشوار است که نیاز به تفکر استراتژیک، اراده آهنین و توانایی رد کردن چیزهای خوشمزه دارد.
«وقتی من سالاد را در رستوران سفارش میدهم، به سرآشپز میگویم: «لطفاً آن را با سس در یک بشقاب جداگانه بیاورید، تا بتوانم وانمود کنم که نمیخورم».
«سفارش در رستوران: من همه چیز را میخواهم، اما یک چیز را انتخاب میکنم و بعد از آن متاسف میشوم که چرا انتخاب نکردم دیگری».
«در رستوران من همیشه چیزی سفارش میکنم که نمیتوانم در خانه درست کنم. بنابراین من سوشی، پیتزا و سیبزمینی سرخ کرده سفارش میدهم».
شوخیهای رژیم و پرخوری نه تنها راهی برای افزایش خوشحالی است، بلکه راهی برای پذیرش این است که ما همه ناقص هستیم، که ما همه شکست میخوریم، پرخور میکنیم و بعد از آن پشیمان میشویم. اما این همان انسانیت ماست. طنز به ما کمک میکند که رژیمها را به عنوان تراژدی نگیریم، بلکه آنها را به عنوان بخشی از زندگی بپذیریم — خندهدار، گاهی اوقات بیمعنی، اما همیشه زنده. اگر امروز بیش از حد خوردید، خودتان را سرزنش نکنید. به خودتان بخندید. و به یاد داشته باشید: فردا یک روز جدید خواهد بود. و شاید رژیم جدیدی یا شاید همان تکه کیک که آن را مستحق هستید. زندگی خیلی کوتاه است تا از لذت خندیدن خودداری کنیم. حتی از خندیدن به اینکه شما دو قاشق پاستا خوردید.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2