شکل شوخ، ابله یا کمدینما یکی از پیچیدهترین و پایدارترین آرایههای فرهنگی است که وظایف تنظیم اجتماعی، کاتارسیس و حملکننده پنهان دانش را انجام میداد. مسیر تاریخی آن از ساتورنالیای باستان تا شوخ کاخی دوران میانهی قرون وسطی نشاندهنده پیشرفت خطی نیست، بلکه یک دیالکتیک پیچیده از آزادی و محدودیت، مقدس بودن و عادی بودن است. تحقیقات تاریخی-انسانشناختی معاصر (که از آثار م. م. باختین درباره فرهنگ کارناوال الهام گرفته است) شوخ را به عنوان یک «مارگینال سازمانیافته» در نظر میگیرند، که وجود او در مرز معیارهای اجتماعی به جامعه اجازه میداد تا تنشهای خود را به طور امن زندگی کند.
در دنیای باستان، نمونههای شوخ در دو شکل اصلی وجود داشتند: مقدس و تئاتری.
1. ریشههای مقدس. در سنتهای یونانی و رومی، وجود داشتند شخصیتهایی که دیوانگی آنها به عنوان هدیهای الهی شناخته میشد. یورودویه، پیشگویان (مانند سویللا) و شرکتکنندگان در مراسم دیونیسوس و واکه، از طریق حالت اکستاز، حق بر نقض معیارها را به دست میآوردند. کلمات آنها به عنوان صدای خداوند پذیرفته میشد. نکته جالب: در روم، در طول ساتورنالیای — جشن در یادبود ساتورن — سلسله مراتب اجتماعی به طور موقت لغو میشد. بردهها میتوانستند با صاحبان خود میهمانی کنند و یک «شاه شوخ» (Saturnalicius princeps) انتخاب میشد که دستورات احمقانهاش همه باید انجام دهند. این یک مکانیزم مشروع برای سالانهی اجتماعی «استراحت کردن» بود.
2. ماسک تئاتری. در کمدی باستان یونانی، به ویژه در آثار آریستوفان (مانند اسبها، ابرها)، شخصیتی به نام بومولوخوس (به معنای «گرفتن سود از مذبح») وجود داشت — یک چاپلوس و آدمکش که گناهان قویترینها را زیر ماسک کمدی میکوبید. در تئاتر روم، این نقش به ساکوس (گلپ) یا ساننیو (شوخ، کمدینما) منتقل شد. سخنان آنها (که حتی به سمت امپراتور نیز میرفتند) به دلیل conditionality عمل تئاتری، از مصونیت برخوردار بودند. پلوتارخ یادداشت کرده است که امپراتور نرون، که خود نیز به عنوان یک بازیگر ظاهر میشد، از ناسزاها و تمسخرهای میمها که به عنوان نشان عشق مردم میدید، تحمل میکرد.
شکوفایی مؤسسه شوخ کاخی (به معنای لاتین morion، فرانسوی fou du roi، انگلیسی jester، آلمانی Hofnarr) به دوران میانهی قرون وسطی و رنسانس بازمیگردد. این یک نقش موقتی رituالی نبود، بلکه یک شغل دائمی با حقوق ثابت، لباس خاص (کلاه با گوشهای اسبی، لباس آرلهکین) و حقوق ویژه بود.
1. وظایف و حقوق. شوخ تنها کسی در کاخ بود که حق بر حقیقت (licentia jocandi — «اجازه شوخبازی») را داشت. او میتوانست تصمیمات شاه را انتقاد کند، عجببازی وابستگان را عصبانی کند، بیمعنایی سیاست را نشان دهد — و همه اینها به صورت شوخ، حکایت یا استعاره. کلمات او اغلب پنهان و برای همه قابل فهم بودند. یک مثال تاریخی معروف: شوخ فرانسوی شاه فرانسيسکو یکم، تریبول، به سوال شاه که چرا او اینقدر درباره پاپ روم میگوید بدی، پاسخ داد: «عالیجناب، پاپ به من حقوق نمیدهد». این حق دووجهی بود: آن را محافظت میکرد، اما او را به عنوان یک «ناکامل» علامتگذاری میکرد که کلمات او میتوانست به عنوان دیوانگی نادیده گرفته شود.
2. وضعیت اجتماعی-فرهنگی. شوخ در موقعیت اجتماعی منحصر به فردی قرار داشت — اغلب از نژاد پایینتر (بازده، سرباز، معلول) بود، اما به یک دستیار اعتماد شاه، یک آینه تبدیل میشد. در عین حال، وضعیت او دوگانه بود: او هم محبوب بود، و هم نوعی «حیوان خانگی». شاه هنری هشتم، که معروف به خشونتور بود، با این حال، شوخ خود ویلا سومرس را بسیار ارج میگذاشت که چندین بار با یک کلمهی دقیق خشم شاه را کاهش داد. شوخها اغلب به عنوان عوامل دیپلماتیک عمل میکردند، شنیدهها را جمعآوری میکردند و پیامهای دشوار را به صورت شوخانه منتقل میکردند.
3. دیوانگی به عنوان هوشمندی. در فرهنگ مسیحی قرون وسطی، شخصیت شوخ با یورودویه (مبارک) نزدیکتر شد — کسی که دیوانگی ظاهری او به عنوان یک شکل مقدس شناخته میشد، که از منطق دنیوی صرف نظر میکند. افسانه «گلوبالی بودن برای نجات» در شوخ خود جلوهی سکولار پیدا کرد. اروزم روتردام در کتاب «تقدیر از ابلهی» (1509) این ایده را به یک مفهوم فلسفی ارتقاء داد، نشان داد که زیر ماسک دیوانگی یک عارف واقعی وجود دارد که جهان را بدون آرایش میبیند.
در پایان قرون وسطی، یک تحول مهم رخ میدهد: از یک وظیفه اجتماعی خالص، شوخ به یک شخصیت تبدیل میشود. شخصیتهای تاریخی معروفی ظاهر میشوند که نامها و زندگی آنها به ما رسیده است:
رابلزان — شوخ و کوتوله در کاخ ملکه کاترینا مدیچی، معروف به طنز و نکتههای سینیک خود.
کلاوس نار — شوخ کورفюрست ساسکونی فردریک سوم هوشمند، که به عنوان شخصیتی در افسانههای مردم شناخته شد.
شیکو — شوخ هنری سوم و هنری چهارم، که همچنین یک سرباز و نویسنده بود، و مемуاریهای او منبع منحصر به فردی از دوران است. این نشاندهنده پذیرش روزافزون ارزشهای فکری و انسانی شوخ است.
شوخ در عصر باستان و قرون وسطی شخصیتی عمیقاً دوگانه بود که در آنها ضدیتها را ترکیب میکرد:
هوشمندی و ابلهی: کلمات او، که در قالب بیمعنایی قرار داشت، اغلب معنای عمیقی داشت.
آزادی و عدم آزادی: او دارای آزادی خاصی در بیان داشت، اما کاملاً وابسته به نیکی سرپرست خود بود.
مقدس بودن و عادی بودن: در او شکلی از خداوندی قدیمی و تریسترا وجود داشت، اما عمل او در زمینهی کاملاً دنیایی و سیاسی بود.
وجود او یک نیاز اجتماعی بود: او به عنوان یک «گرفتار» برای تنشهای یک جامعهی سخت طبقاتی عمل میکرد، از طریق خنده و نشان دادن بیمعنایی قدرت و استقرار هرگونه نصب، و یک یادآوری زنده از فناپذیری قدرت و استقرار هرگونه نصب. آرایهی شوخ، شکلگیری شده در عصر باستان و به اوج خود در قرون وسطی رسیده، پایههای همهی شخصیتهای کمدی بعدی را از شاههای شکسپیر تا ساتیریکها و کلوونهای مدرن که تحت ماسک خنده حقایق ناراحتکننده را میگویند، نهاده است. شخصیت شوخ همچنان نماد دائمیای از این است که حقیقت اغلب در مرزها و نه در مرکز فرهنگ به وجود میآید.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2