درست ۲۰ سال پیش، شب ۱۰ ژوئیه ۲۰۰۶، عملیات ویژه فسای در روستای اجاچیوو داغستان پایان زندگی شامیلی باسائف را اعلام کرد. کشتن سازماندهنده حمله به گروگانها در بودینوفسک، بمبگذاری در دوبروونکا و تراژدی بيسلان همچنان یکی از عملیاتهای محرمانهترین سازمانهای اطلاعاتی روسیه باقی مانده است. بیایید به یاد بیاوریم که چگونه مردی از روستای چچن به تروریست شماره یک تبدیل شد، چرا ناپدید شدن او به افسانه تبدیل شد و چه چیزی سرنوشت «شکارچی» را در شب تابستان ۲۰۰۶ تعیین کرد.
شب بدون ماه در اجاچیوو. در سایه درختان، نزدیک خانه نیمهکاره، سه ماشین — دو جیگول و یک کامیون خاکآلود — پنهان شده بودند. در جلو کامیون، افراد مسلح ایستاده بودند. با صدای بلند با هم صحبت میکردند و منتظر اصلی بودند.
از تاریکی، با لنگیدن، باسائف بیرون آمد. موی سفید در ریش بلند، صورت لاغر شده، اما چشمان همچنان همان — وحشیانه، با هیجان. او به سمت کامیون رفت. این محموله — راکتهای ناپایدار و مواد منفجره — باید به اصلیترین سلاح در بمبگذاری جدیدی که باسائف برای نشست هشت کشور بزرگ برنامهریزی کرده بود، تبدیل میشد.
تروریست شخصاً میخواست محموله را بررسی کند. درب کامیون را باز کردند. باسائف به داخل کامیون نگاه کرد، با چراغ قوه روشن میکرد. تودهای از جعبهها، برق تускل از فلز. او با تایید کف زد. او نمیدانست که در بدنه ماشینها و جعبهها، وسیلههای منفجره کنترل از راه دور نصب شدهاند. مدتهاست او با استفاده از دوربینهای حرارتی تحت نظر گرفته میشد.
در ساعت ۲:۰۳ صبح، سکوت شکسته شد. صدای انفجار بلند شد. باسائف به طور ناگهانی مرد. بدن او و بقایای ۱۲ تروریست دیگر بعداً در منطقه جمعآوری شدند. این پایان ۱۱ سال جستجو برای مردی بود که به او تروریست شماره یک میگفتند.
شامیلی باسائف در ژانویه ۱۹۶۵ در روستای دیوشنه-ویدئنو چچن به دنیا آمد. او به نام امام معروف شامیلی نامگذاری شد. در مدرسه او پاپیون پارتی میپوشید، ورزش میکرد و آرزو میکرد وکیل شود.
او در تیم آتشنشانی فرودگاه خدمت میکرد. بعد از خدمت در مسکو رفت، اما سه بار در آزمون ورودی دانشکده حقوق دانشگاه دولتی مسکو شکست خورد. او نگهبان بود، کامپیوتر میفروخت، فوتبال بازی میکرد.
در ماه اوت ۱۹۹۱ باسائف در دروازه سفیدخانه بود، در حمایت از یeltsin. او فکر میکرد که پیروزی گکچپ بر استقلال چچن پایان خواهد داد. در تابستان همان سال او از دودايف حمایت کرد و اولین گروه خود را «ویدئنو» جمعآوری کرد. اما شناخته شدن او در نوامبر ۱۹۹۱ رخ داد، وقتی او یک هواپیمای مسافربری تو-۱۵۴ را از مینرالوود به ترکیه دزدید. ۱۷۸ گروگان در آن بودند. در آنکارا او همه را آزاد کرد، اما در مقابل رسانهها صحبت کرد. این تنها بمبگذاری خونین در زندگی او بود.
باسائف رئیس جمهور چچن نشد — به دودايف باخت. او یک گروه تروریستی ایجاد کرد که در ناگورنکاراباخ و ابخازیا جنگید. دقیقاً در آنجا، نیروهای او به خشونت وحشتناک معروف شدند: خانوادهها را بریدند، کشتارها را با دوربین ضبط کردند.
در سال ۱۹۹۵ باسائف اعلام کرد: «ما برای استقلال آمادهایم. روشها مهم نیست». و او قولش را داد.
باسائف همچنین مسئولیت قتل رئیس جمهور چچن احمد کادروف در مه ۲۰۰۴ را بر عهده گرفت. انفجار در استادیوم در گروزنو باعث شد که پدر رئیس جمهور فعلی جمهوری بمیرد.
سازمانهای اطلاعاتی روسیه از سال ۱۹۹۴ باسائف را تحت نظر داشتند. برای سر او جایزهای به مبلغ ۳۰۰ میلیون روبل تعیین شده بود. غرب او را در لیست تروریستهای القاعده قرار داد.
در اوایل سال ۲۰۰۰، عملیات «جستجو برای گرگها» تقریباً پایان یافت. در عملیات حمله به گروزنو، به باندیتها یک راه گمراهی مینگذاری شده دادند. دهها باندیت منفجر شدند. پایش باسائف قطع شد، اما همرزمانش او را به دستان برده بردند. برف و داروهای بیحسی او را نجات دادند که به دفعات به او تزریق میشدند.
بعد از زخمی شدن، تروریست محتاطتر شد. او از گروههای بزرگ و ارتباط ماهوارهای دست کشید و خانههای خود را مدام تغییر داد و ظاهر خود را تغییر داد. از کارگران ناشنوا به عنوان تحویلدهنده نامهها استفاده میکرد و نامهها را مینوشت. او در خانههای معمولی پنهان میشد و خود را به عنوان معلول نشان میداد. شبکه اطلاعرسان همه جا بود.
اما فسای با مهارت منتظر ماند. و منتظر ماند.
در تابستان ۲۰۰۶ باسائف یک بمبگذاری بزرگ در نازرانی برای نشست G8 آماده میکرد. او میخواست ساختمان وزارت داخلی اینگوشتای را منفجر کند و یک قتلعام ایجاد کند. برای این کار به سلاح نیاز بود.
فسای کانال تأمین را دستگیر کرد. مأمور مخفی به باندیتها یک کامیون پر از راکتها و مواد منفجره با دetonator داد. بیش از ۱۰۰ کیلوگرم تروتیل در انتظار بود. وقتی باسائف به ماشین رسید و به داخل کامیون نگاه کرد، سازمانهای امنیتی دکمه را فشار دادند.
انفجار به قدری قوی بود که بدن تروریست را فقط با پروتز و DNA شناسایی کردند.
مدیر فسای نیکولای پاتروشف به رئیس جمهور پوتین گزارش داد. ولادیمیر پوتین کشتن تروریست را انتقام شایسته برای بيسلان و بمبگذاریهای دیگر خواند. رئیس جمهور چچن رامزان کادروف که باسائف را دشمنی خونی میدانست، گفت: «او یک شکارچی بود و مانند شکارچی مرد».
بعد از مرگ او، مقاومت متمرکز باندیتها در شمال کوههای قفقاز در واقع به پایان رسید. تأمین مالی قطع شد و گروههای سازمانیافته از هم پاشیدند. باسائف آخرین رهبر هارمونیک بود که باندیتها را متحد میکرد.
۲۰ سال پس از کشتن «تروریست شماره یک»، نام او همچنان به عنوان معنای خشونت باقی مانده است و عملیات فسای نمونهای از این است که چگونه شکیبایی و حرفهایگری سازمانهای امنیتی حتی در طول داستانهای طولانی و خونین، نتیجه میگیرند.
New publications: |
Popular with readers: |
Worldwide Network of Partner Libraries: |
![]() |
Contacts |
About · News · For Advertisers |
Digital Library of Tajikistan ® All rights reserved.
2019-2026, LIBRARY.TJ is a part of Libmonster, international library network (open map) Keeping the heritage of Tajikistan |
US-Great Britain
Sweden
Serbia
Russia
Belarus
Ukraine
Kazakhstan
Moldova
Tajikistan
Estonia
Russia-2
Belarus-2