ميث آتالانتیس، برخلاف بسیاری از دیگر افسانههای باستانی، دارای نویسنده و تاریخ ایجاد دقیق است. این افسانه برای اولین بار توسط فیلسوف یونانی باستان، پلاتو، در دو گفتگوی «تیمای» (حدود 360 سال پیش از میلاد) و «کریتس» بیان شده است. بر اساس پلاتو، آتالانتیس یک دولت جزیرهای قدرتمند بود که در «کوههای هرکولس» (جبل طارق) قرار داشت و در 9000 سال پیش (در مقایسه با زمان سولون، قرن ششم پیش از میلاد) سعی کرد آتن را تسخیر کند و در یک روز و یک شب توسط زلزله و سیل از بین رفت. مهم است که پلاتو تاریخ آتالانتیس را نه به عنوان یک افسانه، بلکه به عنوان یک پیشنهاد حقیقی (لوگوس) که از طریق خدایان مصریان منتقل شده است، ارائه میدهد.
علم مدرن داستان پلاتو را بیشتر به عنوان یک آلگوریزم فلسفی-سیاسی، نه یک گزارش تاریخی، در نظر میگیرد. هدف فیلوسوف این بود:
تصویرسازی یک نظام حکومتی ایدهآل در مقایسه. آتن در داستان او نماد یک شهر ایدهآل، تحت حکومت فیلسوفان هوشمند است.
نمایش نظریه چرخهای مرگ جوامع به دلیل سقوط اخلاقی. آتالانتیس، که در ابتدا بسیار روحانی بود، در غرور و طمع فرو رفت و به خاطر این که توسط خدایان نابود شد.
کритیک امپراتوری آتن مدرن، که اهداف امپریالیستی و قدرت دریایی آن میتوانست به تصویر آتالانتیس پروژه شود.
بنابراین، در دوران باستان، آتالانتیس بیشتر به عنوان یک ساختار ادبی و فلسفی در نظر گرفته میشد، که این موضوع توسط دانشآموز پلاتو، ارسطو، که آن را یک توهم میدانست، نشان داده میشود.
علاقه به آتالانتیس در دوره اکتشافات بزرگ بازگشت. انسانگرایان، آتالانتیس را با نوآمریکا همسان میدانستند و در گفتگوی پلاتو یک پیشگویی از آمریکا دیدند. فرانسیسکو لوپز دو گومار، تاریخنویس اکتشافات، آztکها را فرزندان آتالانتیس میخواند.
اما تغییر کلیدی در قرن نوزدهم رخ داد، زمانی که افسانه ملیسازی و افسانهسازی شد:
ایگناتیوس دونللی، سناتور آمریکایی، در کتاب «آتالانتیس: جهان پیش از طوفان» (1882) آتالانتیس را به عنوان یک واقعیت علمی، اولین خانه همه تمدنهای باستانی و فناوریها، ارائه داد. ایدههای او پایهگذار پseudoarchaeology شد.
یهنا بلاتسکای، بنیانگذار تئوسوفی، در کتاب «اسرارگانهای» (1888) آتالانتیس را چهارمین «نژاد بنیادی» گندهای اولیه اعلام کرد که دارای فناوریهای جادویی بودند. این تفسیر اکولتیستی به شدت تأثیرگذار بود.
روالدشتاینر و پیروان انسانشناسی، ایدهای را درباره آتالانتیس به عنوان خانه معنوی بشریت توسعه دادند که ساکنان آن دارای بینایی خارقالعاده بودند.
در قرن بیستم و بیست و یکم، جستجوی آتالانتیس به حوزه pseudohistory و para-science منتقل شد، که صدها فرضیه را تولید کرد که به دلیل فقدان شواهد، توسط علم دانشگاهی پذیرفته نمیشوند. معروفترین مکانها:
فرضیه اهیج (سانتورینی/کریت). معروفترین و علمیترین نسخه، که مرگ آتالانتیس را با ازیرگذاری آتشفشان در جزیره تیرا (سانتورینی) حدود 1600 سال پیش از میلاد مرتبط میکند، که تمدن مینوس را در کریت نابود کرد. شباهتها وجود دارد: یک دولت دریایی پیشرفته که در یک فاجعه از بین رفت. اما تاریخ (9000 سال) و جغرافیا (آتلانتیک، نه دریای اژه) با پلاتو همخوانی ندارد.
اقیانوس اطلس (جزایر آزور، باهاماس). فرضیه محبوب، اما غیرقابل اثبات، که بر اساس خوانش حرفاً پلاتو استوار است. تحقیقات در بيمینی-رواد (ساختارهای زیرآب سنگی در باهاماس) اثبات نکرد که آنها ساخت دست بشر هستند.
آنتارکتیک (فرضیه چارلز هپگود). یک نظریه pseudo-scientific درباره تغییرات قطبها، که در نتیجه آتالانتیس گرم و آبی در قطب جنوب قرار گرفت. این نظریه توسط دادههای زمینشناسی رد شده است.
دریای سیاه (فرضیه رایان و پیتمن). پیشنهاد میکند که افسانه با شکست خروج آبهای دریای اژه به دریای سیاه حدود 5600 سال پیش مرتبط است، که باعث سیل عظیم شد. اگرچه این یک واقعیت واقعی است، اما ارتباط مستقیم با متن پلاتو فرضی است.
نقدهای علمی: اصلیترین استدلالات تاریخنگاران و باستانشناسان:
عدم وجود شواهد مادی. هیچ یک از یافتههای باستانشناختی، به طور قطعی به عنوان «آتالانتیک» شناسایی نشده است.
آناکرونیسمهای پلاتو. توصیف ارتش آتالانتیس (کشتیهای چرخدار، سلاحهای فلزی) با قرن چهارم پیش از میلاد همخوانی دارد، نه با قرن ده هزاره پیش از میلاد.
استفاده از افسانه برای اهداف ایدئولوژیک. محققان نازی از «آننربره» به دنبال آتالانتیس به عنوان خانه اولیه نژاد آریایی میرفتند، که این موضوع را در چشم دانشمندان بیاعتبار کرد.
در فرهنگ مدرن، آتالانتیس دیگر به عنوان یک مکان خاص نیست و به یک موضوع آرچتایپیک تبدیل شده است، «مترادف یک قرن طلایی گمشده و غرور که منجر به سقوط میشود». او به شدت وارد شده است در:
فرهنگ عامه: فیلمها («آتالانتیس: جهان گمشده» دیزنی، «سفر به جزیره مرموز»)، کمیکها، بازیهای ویدئویی.
اکولتیزم و New Age: همچنان بحثها درباره «فناوریهای پیشرفته آتالانتیس» (کریستالها، وسایل پرواز)، «نسلهای آتالانتیس» (پلادیانها) و ارتباطات آن با دیگر سرزمینهای افسانهای (لیموریا، مو) ادامه دارد.
ميثولوژی ملی: در برخی از کشورها (مثلاً در بریتانیا — فرضیهای درباره آتالانتیس به عنوان شل دگلند کلت، که در دریا غرق شده است) افسانه برای تقویت هویت ملی تطبیق داده میشود.
افسانه آتالانتیس نشاندهنده قدرت شگفتانگیز خود در طول دو هزار و نیم قرن است. قدرت او در ترکیبیت و خالی بودن، که اجازه میدهد معانی مختلفی را بر آن پروژه کند: از ایدهآل سیاسی تا آشکار کردن اکولتیستی، از فرضیه علمی تا تصویر یک فاجعه زیستمحیطی. او پاسخ به نیاز عمیق انسان به افسانهای از پیشینیان بزرگ، که دانشهای از دست رفته دارند، و به عنوان یک هشدار در برابر شکنندگی هر تمدن، حتی قویترین، در برابر طبیعت یا گناهان خود است.
بنابراین، آتالانتیس امروز نه یک معما باستانشناختی، بلکه یک پدیده فرهنگی و روانی است. جستجوی او بیشتر به دنبال یک جزیره غرق شده نیست، بلکه منعکسکننده سوالات ابدی ما درباره منشأ، پیشرفت و سرنوشت نهایی جوامع انسانی است. تا زمانی که این سوالات مهم هستند، افسانه آتالانتیس ادامه خواهد داد، هر بار که با روح زمان خود بازسازی میشود.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия