پیتر ایلیچ چایکوفسکی یک ترکیب رادیکال از موسیقی آکادمیک و هنر رقص را به عمل گذاشت، و سبک باله را از سطح یک تفریح دایرکتمنت به اوج دراماتیک سیمفونیک بلند کرد. رقص او — نه یک زینت، بلکه یک زبان کامل است که روانشناسی شخصیتها، درگیریها و ایدههای فلسفی را بیان میکند. این امر از طریق نوآوریها در زمینه فرم، هارمونی، آهنگسازی و مهمتر از همه، سیمفونیکسازی باله به دست میآمد.
قبل از چایکوفسکی، موسیقی در باله به طور کلی وظیفهای ریتمی و کاربردی داشت. آهنگسازان (مثلاً پونی، مینکوس) مجموعهای از ملودیهای یادگرفتنی ایجاد میکردند تا از رقص پشتیبانی کنند. چایکوفسکی، به عنوان یک سیمفونست برجسته، به باله به عنوان یک اثر موسیقیایی-دراماتیک در فرمهای رقص نگاه کرد.
«湖水های اردک» (1877): رادیکالیت قطعه در توسعه پیوسته لایتموتیفها است. لایتموتیف اودتا-ودیدی (که از مینور به ماژور تبدیل میشود) نه یک ملودی، بلکه منعکسکننده دوگانگی، فریبکاری و دوگانگی تراژیک است. رقص اردکهای کوچک (در اکت سوم) نه تنها یک شاهکار رقص، بلکه یک مینیاتور موسیقیایی با یک دراماتورژی خاص است، جایی که فرم کانونیک سختگیرانه، ماریونتگی محکوم شده دختران جادو شده را برجسته میکند.
«نخستین زن» (1890): در اینجا چایکوفسکی یک نقاشی رقص بزرگ ایجاد میکند که عناصر باله کلاسیک، رقصهای قصر (مثلاً مازورک، گاوت) و ویژگیهای موسیقیایی را یکپارچه میکند. فایها در پیشدرام — نه فقط واریاسیونهای ماهرانه، بلکه تصاویر موسیقیایی هستند که سرنوشت آورورا را پیشبینی میکنند. جسارت هارمونیک (مثلاً استفاده از گام کلاسیک در موضوع فای کارابوس) یک تصویر ترسناک و فوقطبیعی میکشد.
«چوبدستی» (1892): آهنگساز ایده سیمفونیک دایرکتمنت را به کمال میرساند. رقصها در اکت دوم — یک دایرةالمعارف موسیقیایی از سبکها و رنگهای ارکسترال است: رقص فای دражه (خودور — ابزار، که برای اولین بار در ارکستر روس استفاده شد)، رقص عربی (کافه)، تپش تپش (ترپاک)، ولس (والس گلها). هر شماره یک اثر سیمفونیک کامل است که با یک محیط افسانهای مشترک متحد شده است.
رویداد جالب: نمایش اول «湖水های اردک» در سال 1877 به دلیل رقصهای ابتدایی یولیوس راینینگر که با عمق سیمفونیک موسیقی همخوانی نداشت، به طور جزئی شکست خورد. توفیق باله تنها پس از مرگ چایکوفسکی، در اجرای ماریوس پیتیپا و لیو ایوانوف (1895)، که به طور غریزی یا عمدی در پارتیتور روانشناسی و هوروگرافیهای معادل لایتموتیفها را ایجاد کردند، حاصل شد. رقص ایوانوف برای اردکها (که از unified port de bras و پلاستیک خاص دستهای-پرنده استفاده میکند) نمایی از موسیقی غم و محکومیت است.
چایکوفسکی به طور ماهرانهای فرمهای رقص را در ژانرهای غیررقصی پیادهسازی میکرد، جایی که آنها معنای جدیدی، اغلب دراماتیک پیدا میکردند.
سیمفونیها: والس در دومین سیمفونی (سیمفونی مالوروس) یا در پنجمین سیمفونی (بخش دوم) نه یک تزریق ژانری، بلکه یک مرکز لیتری است که با بخشهای تراژیک متناقض میشود. در معروفترین والس از ششمین سیمفونی (سیمفونی پاتتک) در 5/4 ریتم، احساس «لغزش»، شادی ناپایدار و توهم آرامش قبل از فاجعه ایجاد میشود. این یک تصویر روانشناختی است، نه یک تصویر رقص.
اپراها: در «یوگانیا اونگین» صحنههای باله (در خانه لارینها، در قصر گریمین) به صورت سویتهای رقص سازماندهی شدهاند. اما در اینجا رقص یک ابزار دراماتیک قوی است. پولونز و اکوسز در باله لارینها انتقالات شادی و نابالغانه را نشان میدهند که با آشفتگی درونی تاتiana متناقض هستند. مازورک در باله سنپترزبورگ نماد یک نور سرد، برقزده و خالی است که اونگین در آن خفه میشود. موسیقی رقص به عنوان یک استعاره از محیط اجتماعی تبدیل میشود.
چایکوفسکی ساختار موسیقی باله را بازسازی کرد:
پلیفونی و توسعه موضوعی: در پا-د-د (مثلاً اودتا و زیگفريد در «湖水های اردک») موسیقی نه تنها آکومپانی میکند، بلکه توسعه پیوسته سیمفونیک دارد، جایی که موضوعات عشق، سرنوشت و سرنوشت با یکدیگر برخورد میکنند و تغییر میکنند.
جسارت هارمونیک: استفاده از آکوردهای دسونیک، هارماتیزمها، مودولاسیونهای غیرمنتظره (به ویژه در صحنههای نیروهای شریر — روتبارت، کارابوس) به رقصهای صحنهای روانشناختی و وضوح بینظیری میدهد.
آهنگسازی به عنوان رقص صوت: چایکوفسکی از گروههای ارکستر به عنوان «رقصندهها» فکر میکرد. گفتگوهای چوبی و رشتهای، صدایهای مستقل (مثلاً گوبوی در موضوع اودتا) اثر فضایی و پلیفونی عاطفی ایجاد میکنند.
دیدگاه علمی: موسیقیدان بوریس آسافییف تعریف میکند که نوآوری چایکوفسکی به عنوان «سیمفونیکسازی باله از طریق کارایی رقص». آهنگساز یک باله نمایشی موقتی را به یک درامای موسیقیایی تبدیل کرد، جایی که پلاستیک ادامه و تصویرسازی فکر سیمفونیک است. رقص او همیشه داستانی و روانشناختی است، حتی در واریاسیونهای انتزاعیترین.
رقص در چایکوفسکی — زبانی عمومی است که میتواند اعترافات لیتری، درگیری تراژیک و تصویر فانتزی را بیان کند. او مرزهای سختگیرانه بین «عالی» سیمفونیک و «پایین» باله را از بین برد و نشان داد که رقص میتواند حامل همان عمق باشد که سیمفونی یا اپرا. پارتیتورهای او نه تنها پایهای برای ذخیره طلایی رقص هستند، بلکه یک کتابخانه برای آهنگسازان قرن بیستم (از استراوینسکی تا پروکوفیف) است که نشان میدهد باله جدی است. تأثیر چایکوفسکی در این است که پس از او هیچ آهنگساز جدی دیگر نمیتوانست به موسیقی برای رقص به عنوان یک محصول صناعی نگاه کند. او رقص را به سطح هنر فلسفی و روانشناختی بلند کرد، جایی که حرکت، تحت نظارت موسیقی نابغه، قدرت نمادهای ابدی را به دست میآورد.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия