خندههای کریسمس مدرن آمریکایی از زمان کمدیهای کلاسیک هالیوود و داستانهای احساساتی به شدت تغییر کرده است. اگر در اوایل قرن بیستم او به تقویت ایدهآلهای خانواده و اپتیستیک مصرفی خدمت میکرد (مثلاً در فیلم "این زندگی زیبا")، اما امروزه وظیفه اصلیاش درمان استرس جمعی از طریق تحلیل افسانهها است. این خنده یک مکانیزم فرهنگی پیچیده است که به جامعه کمک میکند تا با تضاد بین انتظارات بالای "جشن کریسمس ایدهآل" و واقعیت نابرابری اجتماعی، ناهنجاریهای خانوادگی و خستگی وجودی مقابله کند.
جامعهشناسی آمریکایی (کارهای رابین ویلیامز، کلود فیشر) مدتهاست که پدیده "کمپلکس کریسمس" را — افزایش ناامیدی، اضطراب و درگیریهای خانوادگی در طول تعطیلات — توجه کرده است. خنده مدرن به عنوان بازتاب این پارادوکس است. او نه کریسمس را میخندد، بلکه فشار بیمعنیای که آن ایجاد میکند: مالی ( الزام به دادن هدایای گرانقیمت)، اجتماعی (پرستش خوشحالی در شبکههای اجتماعی) و عاطفی (تأکید بر هماهنگی خانوادگی).
مثال برجسته — قسمت معروف "شهر خواهران" (1997) از سریال "جنوبپارک". در اینجا تمام مذهب کریسمس تجاری مورد تمسخر قرار میگیرد: شهر توسط شخصیت تبلیغاتی "سنتا کیو" ترور میشود و وقتی بچهها میفهمند که سنتا وجود ندارد، با والدین معامله میکنند: آنها به خاطر باور به افسانهها هدایای گرانقیمت را دریافت میکنند. این یک قرارداد سادهی ستیزهجویانه است که ماهیت مصرفی جشن را برملا میکند. در اینجا خنده تنها واکنش ممکن به این افشای شوکآور است.
سیتکام به عنوان آزمایشگاه اصلی خنده کریسمس مدرن است. اما اگر در دهه 90 سریالهایی مانند "دوستان" داستانهای نسبتاً گرم و طنزآمیز ارائه میدادند (مثلاً قسمتی که مونیکا یک بوقلمون را بر سر خود میگذارد)، در دهه 2000 "کمدی ناهنجاری" غالب است.
سیتکام "دفتر" (نسخه آمریکایی) در قسمتهای کریسمس به طور ماهرانهای از ابسورد بودن سازمانی بهره میبرد: "تاینی سنتا" که به رقابت برای عنوان خلاقترین/ ارزانترین دهنده تبدیل میشود; تلاش مدیران برای ایجاد "آموزش خانوادگی"، که تنها ناهنجاری محیط کاری را برجستهتر میکند. خنده بر اساس هپررئالیسم و شناختپذیری ساخته میشود که آن را به فرم درمان جمعی برای میلیونها کارمند تبدیل میکند.
قله کمدی سیاه به سریال انیمیشن "ریک و مورتی" رسیده است. در قسمت "ریک کریسمس" (2015) دانشمند ستیزهجو ریک سانچز یک هیولا کریسمس میسازد تا هدایا را بیاورد، اما موجود به دیوانگی میافتد و شروع به کشتن میکند. نجات میآید وقتی خانواده تلویزیون را روشن میکند و هیولا، که به تبلیغات رؤیایی کریسمس علاقهمند شده است، به سنتا کلاسیک تبدیل میشود. این یک نماد گротسک از این است که چگونه تبلیغات کریسمس "ایدئال" هر واقعیت جایگزین، حتی اگر ممکن است بیشتر صادقانه، اما ناقص باشد، سرکوب میکند.
فیلم کریسمس مدرن آمریکایی بین نوسان نostalgy و تحلیل ساتیری قرار دارد. فیلم "یک خانه تنها" (1990) این مسیر را پیشبینی کرده است، که احساسات را با خشونت تقریباً سورئال علیه دزدان ترکیب میکند. جانشینان او مانند "کریسمس با ناخوشایندگان" (2004) یا "سنتا بد" (2003) قشرهای فراموششده را به عنوان قهرمانان خود قرار میدهند، که مستمری، ستیزهجویی و ناهنجاری خود را با کریسمس مزاحمانه در تضاد قرار میدهند. خنده آنها یک شورش علیه شادی اجباری است.
واقعیت جالب: سناریو "سنتا بد" از مجموعه عکسهای هنرمند مفهومی لری تالبوت الهام گرفته است، که یک سنتا مست و فراموششده را نشان میدهد. این نشان میدهد که چگونه خنده مدرن از نقض عمدی کانون زیباییشناسی و اخلاقی بهره میبرد.
استندآپ یکی از صادقانهترین فرمهای خنده کریسمس است. کمدینهایی مانند جری ساینفیلد، جیم گافگان یا جان مولانی تجربه استرس کریسمس خود را به بخشهای جهانی تبدیل میکنند. گافگان در شاهکار خود "آبجو کریسمس" این سنت سنتی پخت و پز خانگی را به یک مسابقه نجات زندگی تبدیل میکند. ساینفیلد به طبیعت خود طنز "بدون هیچ چیز" درباره بیمعنیبودن اکثر هدایای کریسمس صحبت میکند ("کارت هدیه — این فقط پول با محدودیت است"). این طنز یک نوع اعتراف عمومی است که احساسات منفی را مشروعیت بخشیده و آنها را موضوع خنده قرار میدهد، نه خجالت.
شبکههای اجتماعی ژانر خنده کریسمس ستیزهجویانه و سریع را تولید کردهاند. مومهایی درباره این که چگونه ماهها برای جشن کریسمس آماده میشویم تا همه چیز را در دو ساعت به پایان برسانیم; توییتهایی درباره هدایای ناامیدکننده; ویدئوهای پارادایم درباره این که خانوادهها واقعاً چگونه در شام کریسمس رفتار میکنند — همه اینها به عنوان فولکلور مدرن تبدیل شدهاند. هشتگهای طنزآمیز مانند #holidaystress یا #giftfail نقش مهمی در انجام وظیفه دارند: آنها جامعه مجازیای برای کسانی که از "کمپلکس کریسمس" رنج میبرند ایجاد میکنند که استرس شخصی آنها را به وسیله خنده جمعی تبدیل میکند.
مثال فرهنگی: ویدئوی ویروسی "حیوانات واقعاً چگونه هدایای کریسمس خود را دریافت میکنند" از وبسایت کمدی "خنده یا نه"، جایی که "والدین حیوانات" (بازیگران در لباسهای لباس) به دلیل استرس آمادهسازی به فرزندان خود عصبانی میشوند — یک نمونه ایدهآل از تحلیل ایدهآل از طریق اغراق.
خنده کریسمس مدرن آمریکایی نه تخریب سنت، بلکه یک تطبیق پیچیده آن به شرایط هپررئالیسم، اضطراب اجتماعی و بارگذاری رسانهای است. او نقش یک "کلید اضطراری" را ایفا میکند که فشار انتظارات غیرقابل اجرا را از طریق خنده تخلیه میکند. این خنده اغلب ستیزهجویانهتر از خوشحالکننده است؛ اغلب تشخیصگرانهتر از درمانکننده. اما در این تحلیل اغلب جستجویی برای معنا وجود دارد. با طنز کردن از کریسمس تجاری، این طنز فضایی برای ارتباط آرام و بدون نمایش، حتی اگر آن از طریق خنده از یک پالتو وحشتناک یا تمایل جمعی به پایان یافتن جشنها بیان شود، باقی میگذارد. در نهایت، او نشاندهنده تلاش برای تجربهای بیشتر واقعی است، جایی که جای شادی اجباری میتواند به خندههای صادقانه و خستهکننده از "ناامیدی کریسمس" بگیرد، یا به تمایل جمعی برای پایان یافتن جشنها.
© library.tj
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия