آنتارکتیکا. قارهای که هیچ ساکن بومی ندارد، هیچ پرچم سازمان ملل متحد و هیچ پارک ملی در معنای معمول ندارد. اما نمادهایی دارد. این نمادها از سنگ بریده نشدهاند و در مراسمها نیز خوانده نشدهاند. آنها از سکوت، سرما و نیاز به بقا به وجود آمدهاند. این نمادها از دانشمندان، پنگوینها، صفحات یخی و قراردادهای بینالمللی هستند. در اینجا فرهنگ، نه یک قوم، بلکه یک اتیکاست. نه سنت، بلکه یک هدف مشترک.
یخ آنتارکتیکا نه فقط آب است. یک آرشیو است. در آن حبابی از هوا با قدمت میلیونها سال یخزده است. آن میگوید درباره آبوهوا، درباره ترکیب اتمسفر، درباره اینکه چگونه جهان تغییر کرده است. صفحه یخ نماد حافظه است. آن یادآوری میکند که گذشته ناپدید نمیشود. آن متوقف شده و منتظر میماند تا خوانده شود.
پنگوین نه یک پرنده است. نماد سازگاری است. در جهانی که دما به -60 درجه سانتیگراد میرسد، او مستقیم میایستد. او نمیتواند پرواز کند، اما میتواند شنا کند و بقا کند. پنگوین به عنوان نماد غیررسمی آنتارکتیکا شده است. تصویر او در لوگوهای ایستگاههای علمی و در کتابهای کودکان ظاهر میشود. او نماد پشتکار است.
قطب جنوبی جغرافیایی نه یک مختصات است. یک مرکز نمادین است. همه خطوط طول در آنجا جمع میشوند. هیچ سمت شرقی یا غربی در اطراف آن وجود ندارد — فقط شمال. این یک استعاره از وحدت است. در قطب جنوبی هیچ مرزی وجود ندارد. فقط پرچمهای کشورهایی که موافقت کردهاند که با یکدیگر جنگ نکنند.
گربهماهیهای ویدل صداهایی میدهند که شبیه موسیقی الکترونیک است. آنها زیر یخ میخوانند و یک سمفونی میسازند که از کیلومترها دورتر قابل شنیدن است. این صداهای نماد زندگی در سکوت هستند. حتی در سکوتترین مکانهای سیاره، یک صداست.
ایستگاههای علمی آنتارکتیکا نمادهای همکاری بینالمللی هستند. آنها برای جنگ ساخته نمیشوند، بلکه برای دانش. ایستگاههای «آموندسن-اسکاتت»، «آسترووی»، «مکمریدو» شهرهایی هستند که مردم در آنها به مدت شش ماه بدون نور خورشید زندگی میکنند. آنها نماد انزوا داوطلبانه برای علم هستند.
آیسبری در آنتارکتیکا نه یک تکه یخ است. یک معماری است. باد و آب فرمهایی میسازند که تکرار نشدنی هستند. هر آیسبری منحصر به فرد است. آن حرکت میکند، آب میشود، میمیرد. این نماد زمانگذرانی و زیبایی است که فقط در حال حاضر وجود دارد.
قرارداد سال 1959 نماد این است که این قاره میتواند خارج از سیاست باشد. ممنوعیت فعالیتهای نظامی، آزادی تحقیقات علمی نه فقط نکات هستند. یک مدل دنیایی هستند که منافع مشترک مهمتر از منافع ملی هستند. آنتارکتیکا تنها مکان روی زمین است که هیچ جمعیت دائمی ندارد، اما دیالوگ دائمی دارد.
روز قطبی نماد بیپایانی است. در تابستان آنتارکتیکا خورشید به horizon نمیرود. این ریتم عادی را مختل میکند. نور یک پسزمینه ثابت میشود، یادآوری میکند که زمان در اینجا به طور متفاوتی جاری میشود. این نماد تحقیق مرزهای احساسات انسانی است.
آنتارکتیکا نمادهای فرهنگی در معنای معمول ندارد. اما نمادهای آن نه چیزها، بلکه روابط هستند: انسان با یخ، علم با سیاست، زندگی با سرما. و آنها میتوانند بیشتر از هزاران سال افسانهها بیانگر باشند.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия