برای فیودور واسیلیویچ توتچهوو، شاعر فیلسوف و خواننده طبیعت جهانی، زمستان و جشنهای مرتبط با آن نه فقط زمانهای سال و تاریخهای تقویمی هستند. این نمادهای کلیدی در سیستم طبیعتشناسی و دینی او هستند، جایی که طبیعت روحبخته شده و انسان در یک درام کیهانی زندگی مشغول است. زمستان در توتچهوو زمانی است که هرج و مرج و خواب برتری دارند، و کریسمس و تعطیلات عید قربان لحظاتی هستند که آغاز بطلان الهی به این جهان یخبندان صورت میگیرد، اما این دوگانگی تراژیک آن را منتفی نمیکند.
توتچهوو زمستان را به عنوان یک حالت بیتحرک طبیعت نمیپذیرد، بلکه آن را به عنوان یک قدرت فعال و دیوانهوار در نظر میگیرد که دارای اراده و زیبایی خاص خود است.
زمستان به عنوان هرج و مرج کیهانی: در شعر «بیخوابی» («ضرب منظم ساعتها…») منظره شب زمستانی به یک دروازهای به هرج و مرج اولیه تبدیل میشود. ضرب منظم ساعتها تنها پوشش نازکی است که پشت آن صدای فراخوانی بیپایان یک گودال بیپایان شنیده میشود: «چون اقیانوس کره زمین را احاطه کرده است، / زندگی زمینی در اطراف با خواب احاطه شده است». شب زمستانی زمانی است که مرزها بین جهان منظم و طبیعت برهم میریزد.
جادوی زمستان: در شعر «چارودان زمستان…» جنگل با جادوی زمستان تحت تأثیر قرار گرفته و در «خواب جادویی» فرو رفته است. این منظره زیبا است، اما در زیبایی آن زیبایی یخبندان، بیحیات و کامل است. «او [جنگل] ایستاده است، تحت تأثیر جادو، — / نه مرده و نه زنده — / با خواب جادویی جذب شده است، — / تمامی او با رشتههای سبک پشمی پوشیده شده است، — / تمامی او با رشتههای سبک پشمی بسته شده است…». این حالت «نمیزیستی» — یکی از ادراکات کلیدی توتچهوو از زمستان است: این مرگ نیست، بلکه شکل دیگری از زندگی است، «بیجسم» و نامرئی.
زمستان به عنوان زمانی برای افسوس فلسفی: «در حالت وهمی دمیده شده…» — در اینجا زمستان به عنوان بیان بیرونی از خالیبودن درونی، حالت «پلوی شبانه» روح تبدیل میشود. طبیعت و انسان در یک نغمه از اشتیاق اوطنی هماهنگ هستند: «در سکوت بلند، — / چنین لطافتی از نرمش، — / که با سکوت غیرزمینی وزید، — / به روحی که در آرامش فرو رفته است…».
بنابراین، زمستان توتچهوو پادشاهی «روح انکار» (به تعبیر خود او) است، قدرتی قدرتمند که زندگی، حرکت و رنگها را انکار میکند، اما از طریق زیبایی فوقطبیعی و جذاب خود قدرت خود را اثبات میکند.
شعر «در روز کریسمس مسیح» («شب مقدس بر فراز آسمان برافروخته است…») یکی از شعرهای کمی هستند که به طور مستقیم به جشن کریسمس اشاره دارند. اما در اینجا نیز تفسیر او عمیق و دراماتیک است.
مضاربه بین جهانها: در اولین بیت، برخوردی برقرار میشود. «شب مقدس» (کریسمس) در برابر «روز دنیایی»، «گوشهزنی» و «غشای دروغین» قرار دارد. این تنها یک تضاد بین مقدس و مادی نیست، بلکه برخوردی بین دو نظم اوطنی: نور بطلان و پاک الهی و مادی تار و پود.
چالش برای انسان: تجسد مسیح به عنوان یک رویداد توصیف میشود که بنیانهای جهان مادی را برهم میزند: «تمام زمین به عنوان شاهد فراخوانده شده است، که کلام الهی از آسمان شنیده شده است». اما ایده کلیدی در آخرین بیت است: «و خداوند در محدوده طبیعت خود را در خود زنده کرده است».
خد شناسی توتچهوو: معنا کریسمس برای توتچهوو نه تنها در تولد نجاتدهنده است، بلکه در نوشتن مقدس خدا در خود جسم جهان، در «محدوده طبیعت». این یک اتحاد بین دو شروع ناپذیر، به نظر میرسد غیرقابل اتحاد، است: بیپایان خدایی و بیپایان طبیعت (هرج و مرج). کریسمس به عنوان یک چالش به هرج و مرج زمستانی جهان، یک تلاش برای دمیدن آتش ابدی روح به جسم یخبندان شده است.
شعر «در روز تعطیلات عید قربان» («در روز تعطیلات عید قربان…») تصویری دیگر اما عمیقتر ارائه میدهد.
رژه و طبیعت: عمل در زمان مراسم آبیسازی و کрещان عید قربان بر رودخانه رخ میدهد. توتچهوو به طور هنرمندانهای مراسم مذهبی (یوردانی در زمستان) را با قدرت طبیعت زمستانی ترکیب میکند: «در پارک سرد، مانند صلیبها میدرخشد / یخبندان بر حصار… / و آبی از آسمانهای آبی پریده شده / به وضوح سرد و شفاف است…».
نماد سردی: سردی کрещان نه خصمانه بلکه پاککننده است. او نماد پاکیزگی مطلق، استریل بودن، آماده برای پذیرش مقدسسازی است. «در سختافزار آتشین و پاک، / خورشید طلایی میدرخشد… / و بر زمین، مانند در آسمان، همه روشن است». در اینجا هیچ نزاعی مانند شعر کریسمس وجود ندارد. یک ظهور قربانی (بогоявление) است، جایی که طبیعت (زمستان، آب، هوا) انکار نمیشود، بلکه تغییر مییابد و به عنوان یک ظرف شفاف برای نور الهی تبدیل میشود. آب کریسمس، مقدسسازی شده در حفره یخبندان، تصویر ایدهآل توتچهوو است: هرج و مرج یخبندان شده به عنوان مقدس.
ادراک تریاد: شعر با تصاویر تریاد پر از است: «زمین آتشین و پاک» (پدر)، «خورشید طلایی» (پسر) و شاید نور خود، که همه جا پراکنده است (روح). بогоявلن توتچهوو نه تنها ظهور مسیح، بلکه ظهور کل تریاد به جهان از طریق طبیعت تغییر یافته است.
واقعیت جالب: دوگانگی فلسفی توتچهوو (نزاع بین روز و شب، هرج و مرج و کیهان، شمال و جنوب) مستقیماً در درک او از تقویم منعکس شده است. اگر برای بسیاری از جشنهای زمستانی جشنهای راحت و «خانگی» هستند، اما برای توتچهوو آنها میدانی برای نزاع متافیزیکی هستند. کریسمس او نزدیکتر به نزاع بین نور و تاریکی در جهان مایلتن است تا به صحنههای ژانری در پوشین.
در مجموع سه تصویر به یک چرخه مذهبی زمستانی منحصر به فرد تبدیل میشوند:
زمستان (آدونت): زمان انتظار، وسوسههای هرج و مرج، خواب و جادو. روح، مانند جنگل، توسط سردی شک و تردید و اشتیاق اوطنی بسته شده است.
کریسمس (زایش نور): شکست. کلام الهی (گفتار) به وجود بیرونی از جسم خوابآلود، راز خود را نقش میزند. این یک چالش و امید است.
کрещان (نورافشانی): تغییر نهایی طبیعت. آب هرج و مرج (نماد ماده ناشکل) و سردی یخبندان شده از طریق مراسم به عنوان راهبران نور پاک و سرد و شفاف الهی تبدیل میشوند. این لحظه پاکسازی و ظهور تمامیت خدا است.
تصاویر زمستان، کریسمس و کрещان در توتچهوو مفهوم شعر فلسفی او را آشکار میکنند: جهان میدان برخورد و نزاع روح الهی و طبیعت کیهانی، معمولاً مخالف، است. زمستان پادشاهی این طبیعت است. کریسمس یک ورود جسورانه به محدوده آن است. کрещان بر آن غلبه میکند از طریق تغییر خود. این تصاویر بدون راحتی روزمره هستند؛ آنها بزرگ، سرد، عظیم و تراژیک هستند. از طریق آنها توتچهوو درباره مهمترین چیزها صحبت میکند: حضور خدا در قلب جهان یخبندان شده و راز روح انسانی که مانند حفره کریسمس میتواند در سردترین سردی جهان موجودیت زمینی خود را جایگزین کند.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия