طلاق همیشه شکاف است. پدر میرود، به دختر در روزهای تعطیل یا کمتر میبینند. مادر سعی میکند زندگی را برقرار کند. به نظر میرسد که همه چیز درست است. اما وقتی دختر از مدرسه برمیگردد و میگوید: «پدر بد است، نمیخواهم به او بروم». مادر شوکه میشود. اما دلیل ممکن نیست در پدر و مادر باشد. دلیل - دوست مسموم است. دختران ده ساله بسیار وابسته به نظر دوستان همسن هستند. و اگر بهترین دوستش علیه پدر باشد، سریع این را به دختر شما هم منتقل میکند. این یک تهدید پنهان و خطرناک است. بررسی میکنیم.
ده سالگی سنهایی است که نظر دوستان تقریباً به اندازه نظر والدین برای او ارزشمند است. دختر میخواهد پذیرفته شود، میخواهد باقی بماند. اگر در گروه دوستانهاش صحبت کردن از پدران با تحقیر رایج باشد، او با آن سازگار میشود. اگر دوستش بگوید: «پدر من گاو است، او ما را ترک کرد»، دختر شما شروع به جستجوی ویژگیهای «گاو» در پدر خود خواهد کرد. حتی اگر آنها نباشند.
مکانیزم ساده است: دختر درباره ملاقات با پدر به دوست میگوید. دوست میگوید: «او شما را دوست ندارد، چون بدون هدیه آمده است» یا «او از شما استفاده میکند تا به مادر شما تلخی بدهد». این در ذهن دختر به عنوان حقیقت جا میافتد. او درد دیگران را تجربه میکند. شروع به شرمندگی از اینکه پدر خود را دارد میکند. و دور میشود.
به ویژه خطرناک است که اگر دوست او وضعیت خانوادگی مشابهی دارد (زندگی جداگانه). او به نظر میرسد که تأیید میکند: «همه اینطور هستند، همه پدران گاو هستند». دختر خود را به عنوان عضوی از گروه احساس میکند، تنها اگر با آن موافق باشد. و موافقت = نفرت از پدر.
دوست مسموم از مجموعه کلیشهها استفاده میکند. «او از خانواده خارج شده است، پس او شما را ترک کرده است». «او زندگی خود را میگذراند، به شما توجه نمیکند». «او فقط به دلیل اینکه مجبور شده است که مهریه بپردازد، نه به دلیل اینکه دوست دارد، به شما کمک میکند». «مادر شما با او شادتر است». «همه مردان گاو هستند».
«چرا به او میروی؟ او شما را ارزش ندارد». «اگر با او زندگی نکند، پدر واقعی شما نیست». «پدر من هم رفت، و من او را متنفرم. بیایید با هم متنفر باشیم». «او به شما تلفن داد؟ میخواهد عشق شما را بخرید».
این عبارات مانند میخها فرو میریزند. مغز ده سالهای فیلتر نمیکند: «آیا این واقعیت است؟ شاید دوست من یک زخم دارد؟» نیست. دختر آن را میگیرد و تکرار میکند. و به زودی خودش نیز این را میپذیرد.
به ویژه تخریبکننده است که دوست در حضور دیگران این عبارات را میگوید. شاهدان شروع به تکان دادن سر میکنند، موافق میشوند. فشار اجتماعی چندین برابر میشود. دختر شرم دارد که به پدر خود عشق بورزد.
چگونه میتوانید تشخیص دهید که آیا مشکلی واقعی با پدر وجود دارد یا اینکه تأثیر مسموم از سوی دوست است؟ چندین نشانه وجود دارد. اولین: قبل از این، رابطه با پدر گرم بود، دختر با خوشحالی به او میرفت. تغییرات ناگهانی پس از شروع دوستی با دوست خاصی.
دومین: دختر عبارات کلیشهای را در زبان خود استفاده میکند که برای سن او مناسب نیستند (مانند «آزارگر»، «مسموم»، «مаниپولاتور» - عباراتی که او نمیتوانست به تنهایی ابداع کند) یا عبارات دوست را دقیقاً تکرار میکند.
سومین: رفتار منفی تنها پس از مدرسه ظاهر میشود، و در حضور پدر دختر رفتار عادی دارد. چهارمین: دختر نمیتواند مثالهای خاصی از رفتار بد پدر ارائه دهد، فقط عبارات کلی مانند «او بد است»، «او من را دوست ندارد».
پنجمین: او میخواهد ارتباط با پدر را قطع کند، اما در ملاقات با او هیچ نوع ترس یا تنفر نشان نمیدهد. ششمین: او پدر خود را با پدر دوست خود مقایسه میکند («پدر لنا گاو است، و پدر من هم اینطور است»).
اگر این نشانهها را ببینید، احتمالاً احتمال زیاد است که رابطه با پدر به دلیل رفتارهای او نیست، بلکه به دلیل دوستی مسموم است.
دلایل مادر نیز وجود دارد. اولین: او بهتر است که دختر کمتر با پدر ارتباط داشته باشد. کمتر دیدار - کمتر دعوا. او ناخودآگاه به منفیبودن تشویق میکند. نه خودش را تحریک میکند، بلکه مانع نمیشود.
دومین: مادر نمیداند که چه چیزی در مدرسه رخ میدهد. دختر درباره مکالمات با دوست نمیگوید - شرم دارد یا میترسد که مادر آن را ممنوع کند.
سومین: مادر خود نیز از شوهر سابق خود کمتر دوست دارد و خوشحال است که دختر احساسات خود را با او مشترک میکند. او منبع را تحلیل نمیکند، بلکه از همبستگی لذت میبرد.
چهارمین: مادر به دوستی کودکان ارزش نمیدهد. «چه چیزی، دختران فقط حرف میزنند». او نمیفهمد که تأثیر دوستان در ده سالگی چقدر قوی است. این اشتباه است. تأثیر بسیار زیاد است.
چه باید بکنیم؟ قبل از اینکه از اینکه دختر «بالاخره فهمیده است که پدر چقدر بد است» خوشحال شویم، باید به خودمان بگوییم: «آیا این دوست است که این را گفته است؟». پاسخ صادقانه به این سوال کمک میکند تا از تخریب روابط دختر با پدر جلوگیری کنیم.
در نگاه اول، دختر فقط از عشق به پدر دست میکشد. اما عواقب عمیقتر هستند. او یک دیدگاه تحریف شده از مردان میگیرد. «مردان ترک میکنند، مردان لازم نیستند، مردان دشمن هستند». این بر روابط عاشقانهاش تأثیر میگذارد. او از پیوند ترس خواهد داشت، منتظر خیانت خواهد بود، به نزدیکی دست خواهد زد.
دوم: او یاد میگیرد که چگونه دستکاری کند. اگر دوستش بگوید «عشق به پدر را نفرت کن»، او نفرت خواهد کرد. اگر دوستش بگوید «از مادر پول بدزد»، او خواهد دزدید. او توانایی تفکر انتقادی را از دست میدهد و تحت تأثیر قرار میگیرد. در دوران نوجوانی این ممکن است به مشکلات جدیتری منجر شود: الکل، سکس زودرس، گروههای خطرناک.
سوم: او پدر خود را از دست میدهد. واقعی، زنده، که او را دوست دارد. از دست دادن غیرقابل جبران است. چند سال بعد ممکن است پشیمان شود، اما دیر است. پدر ممکن است از مبارزه خسته شود، عقبنشینی کند، به خانواده دیگری بپیوندد.
چهارم: او اضطراب و احساس گناه توسعه میدهد. او پدر را رد میکند، اما در عمق وجودش میداند که این اشتباه است. درگیری داخلی ذهن او را میشکند. از اینجا به مشکلات روانی مانند پرخاشگری، استرس و مشکلات جسمی میرسد.
اولین کار این است که بر دختر خشمگین نشود. او مقصر نیست. او قربانی است. دومین کار این است که بر او فشار نیاورده و از او نمیخواهد که توضیح دهد. سومین کار این است که سعی کند بفهمد که چه کسی از دوستانش منفی است. میتواند به آرامی دختر را بپرسد: «دوستهای تو درباره من چه میگویند؟ آیا ماریا (نام) پدر خود را دوست دارد؟ او درباره طلاق چه فکر میکند؟».
اگر پدر با مادر ارتباط دارد (حتی اگر ارتباط کم باشد)، باید این شکایت را با او در میان بگذارد. نه به عنوان اتهام، بلکه به عنوان نگرانی. «به نظر میرسد که دوست مسموم از طلاق آسیب دیده است. بیایید فکر کنیم که چگونه روان دختر را حفظ کنیم». اگر مادر معقول باشد - آنها میتوانند بر ضد این تهدید متحد شوند.
پدر میتواند به دختر پیشنهاد دهد که ارتباط دیگری پیدا کند. او را به کلاسها و باشگاهها ببرد، جایی که دوستان دیگری هستند که مسموم نیستند. در روزهای تعطیل رویدادهای شاد و به یادماندنی برگزار کند تا منفیبودن را جبران کند. و مهمترین کار این است که تلاشهای خود را برای ارتباط برقرار کردن ادامه دهد، حتی اگر دختر او را رد کند.
باید دادخواستی برای حفاظت از حق ارتباط با فرزند از موانع مادر به دادگاه ارائه شود. اما در این مورد موانع از سوی افراد سوم هستند، و مادر ممکن است مانع نشود. دادخواست تعیین ترتیب ارتباط با فرزند باید بدون توجه به اینکه آیا موانع وجود دارد یا نه ارائه شود.
معلمان اغلب در درگیریهای دخترانه دخالت نمیکنند. اشتباه. دوستی مسموم مانند آزار همسنها است، فقط پنهانتر است. مدیر کلاس باید بداند که چه گروههای کوچک در کلاس وجود دارند و چه کسی به چه کسی تأثیر میگذارد. اگر معلم ببیند که دختری به طور ناگهانی رابطه خود با پدر را تغییر داده است، میتواند با او صحبت کند یا روانشناس مدرسه را دعوت کند.
خوب است اگر در مدرسه برنامهای برای آموزش اجتماعی-عاطفی وجود داشته باشد. به دانشآموزان آموزش میدهند که چگونه دستکاریها را تشخیص دهند، بگویید «نه»، و اطلاعات را به طور انتقادی ارزیابی کنند. اگر چنین برنامهای وجود ندارد - والدین میتوانند یک کلاس کلاسی در مورد «چگونه تحت تأثیر دیگران قرار نگیریم» ترتیب دهند.
اگر دوست مسموم به طور مداوم دختر را علیه پدر تحریک کند و این ثابت شود (مثلاً از طریق پیامرسانها)، پدر میتواند به مدیر مدرسه با درخواست اقدامات اقدام کند. حتی تا انتقال دوست به کلاس دیگر. این یک اقدام نهایی است، اما گاهی اوقات قابل دفاع است.
والدین میتوانند به دختر کمک کنند تا به تأثیر مسموم مقاومت کند. تمرین «کلمهای برای توقف». دختر کلمهای (مثلاً «موز») را در نظر میگیرد که به معنای «من تحت فشار هستم، متوقف شوید» است. اگر دوست او فشار میآورد، او میگوید «موز» و موضوع را تغییر میدهد. در خانه تمرین کنید.
تمرین «قاضی درونیام». هر شب دختر سه چیزی را که دوستش گفته است و مقابل آن نظر خود را مینویسد. «دوست میگوید که پدر من من را دوست ندارد. اما من فکر میکنم که او دوست دارد، زیرا هر روز به من زنگ میزند». این به او یاد میدهد که نظر دیگران را از نظر خود جدا کند.
تمرین «بازی نقشپردازی». مادر نقش دوست مسموم را بازی میکند، و دختر تمرین میکند که چگونه پاسخ دهد: «این درست نیست」,「من اینطور فکر نمیکنم」,「بیایید درباره چیز دیگری صحبت کنیم」,「من دوست ندارم که شما اینطور صحبت کنید».
تمرین «دو دایره». دو دایره بکشید. دایره داخلی - خانواده (مادر، پدر، مادربزرگ). دایره خارجی - دوستان. توضیح دهید: دوستان میتوانند بیایند و بروند، اما خانواده باقی میماند. نظر دوستان مهم است، اما نباید خانواده را از هم بپاشد.
اگر دختر شروع به دروغ گفتن به پدر کرده است، از دیدار با او خودداری کند، بینظم باشد، به او توهین کند، زمانی است که باید به طور جدی اقدام کنید. سعی کنید به آرامی ارتباط با دوست مسموم را محدود کنید. نه این که به طور مستقیم ممنوع کنید - این باعث شورش میشود. بلکه زمان را کاهش دهید: بچه را بعد از مدرسه ببرید، او را به کلاسها ببرید، او را به خانههای دوستان دیگر نبرید.
در عین حال - به روانشناس مراجعه کنید. روانشناس خانواده که در زمینه والدین جداییافزون تخصص دارد. او به دختر کمک میکند تا احساسات واقعی خود را از احساسات تحمیل شده جدا کند. تکنیکهای اعتماد به نفس را ارائه میدهد.
اگر دختر مقاومت کند و به روانشناس نرود - ابتدا خودتان را ثبتنام کنید. روانشناس راهبردی را پیشنهاد میدهد. گاهی اوقات کافی است 2-3 جلسه تا دختر خودش بفهمد که دوست مسموم او را دستکاری میکند.
در صورت نیاز، تغییر مدرسه. اگر تأ
© library.tj
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия