روز عارروی یک حرکت فرهنگی و فکری معاصر است که به یاد یک از بزرگترین فیلسوفان و دانشمندان قرون وسطی، ابوالعباس محمد بن احمد بن رشد، معروف به عارروس (1126–1198) تجلیل میکند. برخلاف بسیاری از تاریخهای تاریخی، این «روز» هیچ عنوان رسمی یا تاریخ ثابت در سراسر جهان ندارد، اما عمدتاً در 14 آوریل (در برخی منابع — 10 دسامبر) در محافل روشنفکران، دانشگاهها و مراکز فرهنگی، به ویژه در اسپانیا (اندلس) و جهان مسلمان آفریقایی و آسیایی جشن گرفته میشود. هدف آن فهم میراث این متفکر است که ایدههای او پلی بین فرهنگها و کاتالبزور برای رنسانس اروپا بود.
ابن رشد در دوره رشد و سپس سقوط اندلس — اسپانیای مسلمان تحت حکومت خاندان الموریدین زندگی و کار میکرد. او در کوردوبا در خانوادهای از قاضیان و محققان مذهبی به دنیا آمد و آموزش عالی در زمینه فقه، کلام، پزشکی، ریاضیات و مهمتر از همه فلسفه دریافت کرد. در دوران خلیفه ابوجعفر یوسف و سپس پسر او، عارروس مقامات بلندی در اختیار داشت — او قاضی (کادی) در سویل و کوردوبا بود و بعداً پزشک شخصی خلیفه.
اما مأموریت اصلی او، که به او توسط خلیفه سپرده شده بود، این بود که آثار ارسطو را به صورت سیستماتیک تفسیر کند. این دقیقاً کلید ارزش جهانی-تاریخی او بود. تا قرن دوازدهم میراث ارسطو در اروپا از دست رفته یا فشرده شده بود، به طور کلی در ترجمهها و تفسیرهای عربی باقی مانده بود. عارروس هدف بزرگمقیاسی برای خود قرار داد: پاکسازی فکر ارسطویی از لایههای قدیمیتر نهپلاتونیسم (به ویژه تأثیرات الفارابی و ابن سینا) و ارائه آن به صورت «خام».
عارروس سه نوع توضیح از ارسطو ایجاد کرد — کوتاه (جمی)، متوسط (تالخیس) و طولانی (تأویل). دقیقاً از طریق این توضیحات، که در قرن سیزدهم به لاتین ترجمه شدند، اروپا دوباره ارسطو را کشف کرد. اما عارروس یک بازگوکننده ساده نبود. ایدههای او یک جریان قوی و متناقض را تولید کرد — آفررویسم لاتین، که به بنیاد سکولاستیک اروپا ضربه زد.
مذهب «وحدت عقل» (مونوپسیک): عارروس استدلال کرد که یک عقل واحد، جهانی و ابدی برای تمامی بشریت وجود دارد. روحهای فردی مرگبار هستند، اما با مشارکت به این عقل جمعی، انسان میتواند به دانش دست یابد. برای الهیدانان مسیحی این به معنای انکار بینهایت روح فردی بود و به عنوان یک بدعت پذیرفته شد. با این حال، این ایده به بحثهای فلسفی عمیقتر انگیزه داد.
رابطه ایمان و عقل: نظریه «دو حقیقت». این ایده که اغلب به عارروس نسبت داده میشود، در واقع بیشتر توسط پیروان لاتین او توسعه یافت. خود ابورشید استدلال کرد که هارمونی عقل و وحی وجود دارد، اما معتقد بود که راه فلسفی و منطقی به سوی حقیقت بلندترین و تنها برای طبقهای آموزشدیده (حسا) قابل دسترسی است، در حالی که تودهها (اما) باید با زبان نمادین قرآن راضی باشند. این تقسیم به «حقیقت عرفانی» و «حقیقت عادی» یک کشف فکری در اروپا بود.
ابدیت جهان. با انکار کیهانآفرینی ex nihilo (از هیچ)، عارروس پس از ارسطو ایده ابدیت جهان مادی را دفاع کرد، که نیز با مسیحیت و اسلام متعارض بود.
در پایان زندگی، عارروس در نزد خلیفه ناخوشایند شد، آثار او سوزانده شد و او به لینارز تبعید شد. اما میراث فکری او بینهایت بود.
در اروپا: ایدههای او توسط کلیسا محکوم شد (محاکمات پاریس در سالهای 1270 و 1277)، اما دقیقاً اینها کاتالبزور توسعه فلسفه غربی شدند. چنین فیلسوفانی مانند سiger Brabant در دانشگاه پاریس رهبری جنبش آفررویستهای لاتین را بر عهده داشتند. بحث با آفررویسم باعث شد که فومه اکوینس به نوشتن اثر بزرگ خود «سومما تئولوژی» بپردازد تا آرستوگرایی را با مسیحیت بر اساس شرایط خود هماهنگ کند. بعداً به عارروس علاقهمند شدند دنت آلیگیری (که او را در لیمب از «کمدی divine» با فیلسوفان بزرگ کلاسیک قرار داد) و نظریهپردازان مدرسه پادوا در دوره رنسانس.
در جهان مسلمان: جالب این است که در شرق عربی، میراث فلسفی ابورشید پس از مرگ او به سرعت فراموش شد. رنسانس آفررویسم در جهان عرب در قرن نوزدهم در چارچوب جنبش انقلاب (انقلاب عربی) شروع شد، زمانی که او به عنوان نماد اسلام رacional، روشنگرانه و علمی در نظر گرفته شد.
جشنگیری مدرن روز عارروس نه تنها یک مراسم آکادمیک است. این فرصتی برای تأمل در موضوعات فعلی است:
گفتوگوی فرهنگی و مذهبی: عارروس شخصیتی پل بین تمدنهای مسلمان، یهودی (آثار او توسط مایمونید و دیگر فیلسوفان یهودی مطالعه شد) و مسیحی است. زندگی او در اندلس نمادی از دوره Convivencia («سکونت مشترک») است، اگرچه به صورت ایدهآلگرایانه، اما واقعی از تبادل فرهنگی.
آزادی فکر و عقلانیت سکولار: عارروس از استقلال تحقیقات فلسفی از دیکتاتوری تعالیم مذهبی دفاع کرد. در این زمینه او پیشگام روشنگری اروپا و نماد آزادی تحقیقات علمی به نظر میرسد.
میراث اندلس: برای اسپانیا، به ویژه اندلس، عارروس بخش مهمی از روایت تاریخی ملی است، که ریشههای چندمذهبی هویت اروپایی را برجسته میکند.
پزشک و دانشمند: عارروس نویسنده یک کتاب پزشکی به نام «کتاب الکولیات» (کتاب اصول کلی پزشکی، که در غرب به عنوان Colliget شناخته میشود) بود که یکی از کتابهای آموزشی پایه به شمار میرفت.
«مخالف قاضیالغزالی»: آثار او به نام «تاهافوت اتتاهافوت» (تأکید بر انکار) پاسخی به نقدهای معروف فلسفه توسط فیلسوف و الهیدان معروف الگزاری («انکار خود فلاسفه») بود. این بحث — یک نقطه کلیدی در تاریخ تفکر اسلامی است.
شخصیت در هنر: عارروس شخصیتی در فیلم «سرنوشت» (1997) توسط کارگردان مصری یوسف شاهین شد — یک اگزمه بزرگ از مبارزه آزادیخواهی با فانatism.
نتیجهگیری: روز عارروس نه تنها روزی برای یادبود یک فیلسوف گذشته است، بلکه جشنی برای زندگی عقل، فکر انتقادی و گفتوگو است. در دورهای که فرمهای جدید نادانی، کسوفوبیا و درگیریهای تمدنها وجود دارد، شخصیت او یادآوری میکند که دستاوردهای فکری برتر انسانیت در نقطهای از تقاطع فرهنگی، در تلاش شجاعانه برای حقیقت، به فراموشی نمیروند، از مرزهای آیینها و دورهها عبور میکنند. با جشنگیری این روز، ما نه گذشته را میستاییم، بلکه فرصت بیزمانی را برای درک — فرصتی که بود، است و باید به ابزار مشترک ما باقی بماند.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия