افسانهای که با سقوط در نروک کролیک شروع میشود، پس از یک و نیم قرن همچنان از اهمیت خود نمیکاهد. بلکه هر دههای که میگذرد، معانی جدیدی به خود میگیرد و به آینهای تبدیل میشود که در آن نه تنها جهان عجیب و غریب کارول، بلکه واقعیات عجیب و غریب خودمان را میبینیم. امروزه «آلیس در سرزمین شگفتی» نه تنها یک کتاب کودکان، بلکه یک کتاب فلسفی درباره زبان، قدرت، هویت و ماهیت واقعیت است. در عصر پسامدرنیسم، در میان شلوغی اطلاعات و مرزهای مبهم، شخصیتها و گفتگوهای آنها تقریباً پیشگوییکنان به گوش میرسند.
یکی از معروفترین صحنههای کتاب — مکالمه آلیس با موش، جایی که او سعی میکند درباره گربه خود صحبت کند و موش با وحشت از مکالمه خارج میشود. این эпیزود نه تنها یک شوخی جالب، بلکه یک توضیح برجسته از این که چگونه یک زبان میتواند برای ذهنهای مختلف غیرقابل نفوذ باشد. امروز ما در جهانی زندگی میکنیم که هر کسی به زبانی خاص صحبت میکند و حتی کلمات سادهای از معنای خود میکاهند. منشورهای سیاسی، شعارهای تبلیغاتی، شعارهای شبکههای اجتماعی — همه اینها مانند مکالمه آلیس با شخصیتهای کارول هستند: ما کلمات را میشنویم، اما معنا فرار میکند.
به ویژه در عصر جنگهای اطلاعاتی، جایی که همان رویدادها به زبانهای کاملاً مخالف توصیف میشوند. و هر کسی در صحبت خود از حق خود اطمینان دارد. ما در جهانی قرار داریم که معنا کلمه نه به ذات خود، بلکه به موقعیت گوینده تعیین میشود. و در اینجا آلیس که سعی میکند بفهمد که هر کدام از این اصطلاحات چه معنایی دارد، در موقعیتی قرار میگیرد که هر کدام از ما در آن هستیم.
ملکه قرمز با جملههای بیپایان خود «قطع سر!” به عنوان نماد بیعدالتی اداری و قدرت بیمورد تبدیل شده است. در دنیای مدرن ما، ما بسیاری از نمونههای آن را میبینیم: مدیرانی که تصمیم میگیرند بدون اینکه به ماهیت موضوع ورود کنند; کارمندان دولتی که طبق دستورالعمل عمل میکنند، حتی اگر دستورالعمل غیرعاقلانه باشد; سیاستمدارانی که قدرت خود را نه بر اساس تخصص، بلکه بر اساس صدای بلند و تهدیدات حفظ میکنند. مانند سرزمین شگفتی، ما اغلب «ابتدا حکم، سپس تحقیق» داریم و منطق جای خود را به احساس و ترس میدهد.
اما یک جنبه دیگر نیز وجود دارد: خود نهاد قدرت امروز در بحران مشروعیت قرار دارد. هیرارشیها مبهم میشوند، اعتبارات سنتی زیر سوال میروند. در این معنا، داستان آلیس که از ترس نرفتن با ملکه و دفاع از دیدگاه خود، نماد مقاومت مدنی و توانایی گفتن «نه» به بزرگترین شخصیتها است.
گربه چشر — شاید شخصیت پارادوکسی و خردمندترین شخصیت باشد. او میآید و میرود و تنها لبخندی را باقی میگذارد و به آلیس مشاوراتی میدهد که هم عجیب و غریب هستند و هم عمیق. جمله معروف او «ما همه اینجا دیوانه هستیم” به آهنگ رеляتیویسم تبدیل شده است. امروز ما در جهانی زندگی میکنیم که هیچ تصویری از واقعیت وجود ندارد: هر کسی از طریق فیلتر خود به جهان نگاه میکند و حقیقت چندگانه میشود.
در این معنا، گربه به عنوان یک راهنمای ایدهآل برای فضای رسانهای مدرن است، جایی که دروغها با واقعیتها همسایه هستند و حقیقت اغلب به این بستگی دارد که چه کسی آن را میگوید. او ما را یاد میدهد که به یک دیدگاه خاص متعهد نشویم، انعطافپذیر باشیم و از ترس عدم قطعیت نهراسیم. و توانایی او برای ناپدید شدن و تنها لبخند باقی گذاشتن، به ما یادآوری میکند که در عصر دیجیتال ما نیز اغلب تنها «شواهد دیجیتالی» — لبخندهای بدون بدن، حضور بدون ماهیت — باقی میمانیم.
کرم ابریشم که بر روی قارچ نشسته و میپرسد «شما کی هستید؟” — یکی دیگر از شخصیتهای کلیدی است که اهمیت او امروز افزایش مییابد. در دنیایی که هویت پیچیده و چندلایه شده است، سوال «شما کی هستید؟” بیش از هر زمان دیگری به گوش میرسد. ما خود را از طریق شبکههای اجتماعی، شغلها، علایق، دیدگاههای سیاسی میسازیم و هر بار به طور متفاوتی پاسخ میدهیم. مانند آلیس، ما همیشه از «من» خود مطمئن نیستیم، به ویژه زمانی که جهان اطراف ما به طور مداوم تغییر میکند.
کرم ابریشم نیز نماد قدرت нарратив است. او نما و مسیر مکالمه را تعیین میکند، او تعیین میکند که چه چیزی مهم است. در دنیای مدرن، جنگ برای нарративها در همه سطوح رخ میدهد: تاریخنویسان تاریخ را بازنویسی میکنند، سیاستمداران معانی جدید میسازند، رسانهها برنامه را تعیین میکنند. و در این هرج و مرج، هر کدام از ما مانند آلیس باید یاد بگیریم که واقعیات واقعی را از فریبها تشخیص دهیم و خود را در زمانی که اطرافیان سعی میکنند نسخه خود از واقعیت را تحمیل کنند، از دست ندهیم.
صحنه چایخوری دیوانه با خرگوش ماهوری، کارگر بیشاخ و سونیه — شاید یکی از عجیبترین و در عین حال شناختهشدهترین بخشهای کتاب باشد. این مکالمه بیپایان، جایی که هیچ کس کسی را نمیشنود و جملهها به هر سو پراکنده میشوند، به خوبی وضعیت کنونی ارتباطات را توصیف میکند. ما همیشه در چایخوریها شرکت میکنیم — در نظرات زیر پستها، در چتها، در اخبار. ما با یکدیگر صحبت میکنیم، اما یکدیگر را نمیشنویم. ما اطلاعات را تبادل میکنیم، اما نه معانی.
کارگر بیشاخ با کلاه شکسته خود به ما یادآوری میکند که چگونه به راحتی در روتینهای خود گیر میکنیم و توانایی به خودی خود را از دست میدهیم. بازی بیپایان او در تعویض مکانها — نماد زندگی ما است، جایی که ما نقشهای اجتماعی را تغییر میدهیم، اما خودمان را تغییر نمیدهیم. و آهنگ او درباره «مرغ و میز” نمونهای از این است که چگونه نارسایی به عادت تبدیل میشود اگر آن را به اندازه کافی تکرار کنیم.
آلیس یک کودک در دنیای بزرگسالان است، اما در واقع دیدگاه کودکانه او توانایی دیدن ابسوردیتان را دارد. او قوانین بازی را نمیپذیرد، آنها را زیر سوال میبرد. او از ترس اینکه احمق به نظر برسد، نمیترسد از پرسش. او با عزم راسخ به دنبال منطق میگردد جایی که آن را نمییابد. در دنیایی که اغلب از ترس اینکه احمق به نظر برسیم، از ترس اینکه انتقاد از سیستم به عنوان خیانت به حساب آید، آلیس به ما یادآوری میکند از اهمیت سکپسیسم سالم.
او نماد پایداری است. او در پایان هر ماجراجویی بیدار میشود و به راه خود ادامه میدهد. این یادآوری از این که حتی در جهانیهای دیوانهای میتوان خود را حفظ کرد، اگر از پرسشکردن و اعتماد به صدای درونی خود دست نکشیم.
«آلیس در سرزمین شگفتی” نه تنها یک کتاب برای کودکان است. یک متن جهانی است که به هر دورهای تطبیق مییابد، زیرا درباره چیزهای ابدی صحبت میکند: درباره زبان، قدرت، هویت، واقعیت. امروز، وقتی که ما در جهانی زندگی میکنیم که اغلب به اندازه سرزمین شگفتی دیوانهتر به نظر میرسد، این کتاب برای همه کسانی که سعی میکنند در میان هرج و مرج حفظ کنند، کتاب میز است. آن ما را یاد میدهد که از دیوانگی نهراسیم و در آن منطق را ببینیم. و شاید این چیزی باشد که اکنون بیش از هر چیز نیاز داریم.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия