تأثیر موسیقی روسیه بر فرهنگ اروپا یکی از برجستهترین و موفقترین مثالهای صادرات فرهنگی روسیه است. اگر ادبیات به تدریج اروپا را فتح میکرد، اما موسیقی، به ویژه به عنوان آثار نویسندگان "گروه بزرگ" و شرکتهای سروژ دیاگilev، یک شکستن واقعی و تاریخی انجام داد، که خود را به عنوان یک مدل از تفکر موسیقی اروپایی در اوایل قرن بیستم تغییر داد. این فرآیند از درک به عنوان "مست عجیب و غریب" تا به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک جریان اصلی و پیشرو مدرنیسم گذشت.
اولین تماسهای اروپا با موسیقی حرفهای روسیه با تورهای اجرایی هنرمندان و آثار جداگانه مرتبط بود.
میخائیل گlinka: اپرای او "زندگی برای پادشاه" (به نام "یوان سوسنین") در سال 1845 در پاریس اجرا شد، اما موفق نشد و به عنوان محلی و ناراحتکننده پذیرفته شد. اما گlinka، با ترکیب آواز روسی و تکنیک اروپایی، بنیانگذار شکست آینده بود.
گروه بزرگ و افسانه شرقی: واقعاً علاقهمند به موسیقی مدوست موسورگسکی، نیکولای ریمسکی-کورساکوف و الکساندر بوردین شد. اروپا با عجیب و غریب شرقی، وسعت اپیک و "وحشی" هارمونیسم آنها شگفتزده شد. اثر کلیدی اپرای بوردین "پادشاه یگور" با "پولووچسکی رقصها" – نمونهای از "شرق روسی" بود. موسیقی "گروه بزرگ" یک جایگزین برای سیمفونی آلمانی و اپرا ایتالیایی ارائه داد، یک پالت رنگارنگ، زیبا و ریتمی تند.
واقعیت جالب: موسیقیدان فرانسوی موریس راویل، که به طور عمیق از موسیقی روسیه تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت که نوتهای ریمسکی-کورساکوف را به عنوان "کتاب درسی برای تنظیم ارکستر" مطالعه میکرد. بسیاری از یافتههای ارکسترال برجسته او به طور عمده از تجربه روسیه الهام گرفته بود.
قله و مرحله جدید و کیفیتمندتر تأثیر، "فصلهای روسی" در پاریس بود. سروژ دیاگilev، یک مدیر هنری برجسته، اروپا را با یک هنر هنری غیرقابل تفکیک ارائه داد، ترکیبی از موسیقی، رقص و نقاشی.
شوک موسیقی سالهای 1909-1913: در جریان اجرای بالهها، مخاطب اروپایی برای اولین بار آثار ناشناخته یا به طور رادیکال بازسازی شده را شنید:
ایگور استراوینسکی: اجرای اول "پرنده آتشین" (1910)، "پتروشکا" (1911) و به ویژه "بهار مقدس" (1913) به عنوان بلواییهایی که فراتر از انقلاب رفت، تبدیل شدند. ناپایداری، پیچیدگی پیچیدهریتم و انرژی باستانی "بهار مقدس" نشاندهنده تولد آوانگارد موسیقی قرن بیستم بود. استراوینسکی، که به عنوان ادامهدهنده سنن "گروه بزرگ" شروع کرد، به عنوان بزرگترین نوآور دوران شد.
تکریب مجدد استادان قدیمی: دیاگilev موسورگسکی را دوباره برای اروپا "باز کرد"، با تنظیم رآویل "تصاویر از نمایشگاه" و در نسخه خود "هووانشینا". اروپا موسورگسکی را نه به عنوان یک عجیب و غریب، بلکه به عنوان پیشوا و پیشگام اکسپرسیونیسم دید.
همکاری با موسیقیدانان اروپایی: دیاگilev، که موسیقی روسیه را به عنوان استاندارد مدرنیته کرد، سپس سفارش داد تا بالهها به نویسندگان برجسته اروپایی: کلود دوبویی ("بازیها")، اریک ساتی ("پاراد")، موریس رآویل ("دافس و کلوا")، در مدار زیباییشناسی باله روسیه قرار گیرند.
پس از انقلاب 1917، بسیاری از نویسندگان برجسته روسیه در مهاجرت بودند و به عنوان پلهای زنده و راهنما برای سنت روسیه شدند.
ایگور استراوینسکی: زندگی در فرانسه، سوئیس و ایالات متحده، او برای دههها به عنوان یک شخصیت مرکزی موسیقی جهانی شد، به طور مداوم از دوران روسی به نوکلاسیسیسم و سریالیسم تغییر داد. اعتبار او موسیقی روسی را به عنوان نمونهای از حرفهایترین و نوآورترین نمونهها تبدیل کرد.
سرگئی پروکوفیفس: اگر چه بخشی از زندگی او را در غرب گذراند، اما موسیقی او با ریتم "فولادین"، گروتسک و وضوح ملودیک نیز تأثیر بر مدرنیسم اروپا گذاشت.
آлексاندر چرپین و دیگران: نویسندگان جامعه روسیه به طور فعال سنت ملی را تبلیغ میکنند و آثار جدیدی میسازند که ریشههای روسی را با تکنیکهای غربی ترکیب میکنند.
موسیقی روسیه اروپا را با چند کشف بنیادی غنی کرد:
تنظیم ارکستر جدید: تنظیم ارکستر درخشان، رنگارنگ و تصویری ریمسکی-کورساکوف، بوردین و سپس استراوینسکی، استاندارد جدیدی برای نویسندگان از دوبویی تا مسیانای شد.
مدولار و آزادی هارمونیک: تکیه بر لادهای قدیمی روسیه و موسیقی فولکلور، از تنگنای مایور-مینور بیرون آمد و زمینهای برای مدولار و بعداً آتونالیت امپرسیونیستها آماده کرد.
ریتم به عنوان یک عنصر بیان: ریتم پیچیده، متغیر و "وحشی" "بهار مقدس" استراوینسکی و آثار دیگر، موسیقی اروپا را از محدودیتهای ریتمی آزاد کرد.
برنامهریزی و تئاتر اپیک: اپراهای و سمفونیهای نویسندگان روسیه مدل یک اثر موسیقی-دramatic را ارائه داد، جایی که موسیقی نه به عنوان خدمت به داستان، بلکه به عنوان بافت روانی و تصویری اصلی آن است.
مثال: موسیقیدان مجارستانی بلای بارتوک، یکی از بزرگترین نوآوران قرن بیستم، تحت تأثیر عمیق موسیقی روسیه قرار گرفت. او موسیقی فولکلور روسی را مطالعه و جمعآوری کرد و در آثار خود (مثلاً باله "پادشاه چوبی") ایدههای استراوینسکی در زمینه ریتم و تنظیم ارکستر را توسعه داد، آنها را با ملودیک مجار ترکیب کرد.
واکنش اروپا دوگانه بود. انتقاد محافظهکاران اغلب موسیقی روسیه را به "وحشیگری"، فقدان فرم و خشن بودن متهم میکرد. اما هنرمندان و مخاطبان پیشرو دیدند که این یک آزادی از تعصبات است، نیروی زندگی و یک راه جدید. "بهار مقدس" در ابتدا مورد تحقیر قرار گرفت، اما چند سال بعد به شاهکار شناخته شد.
موفقیت موسیقی روسیه در اروپا، داستانی از تبدیل یک مدرسه محلی از دیدگاه کانون غربی به یکی از موتورهای اصلی پروژه مدرنیسم اروپایی است. نویسندگان روسی نه تنها "رنگ محلی" را آوردند، بلکه یک زیباییشناسی جایگزین، مبتنی بر اپیک، تصویری برجسته، انرژی ریتمی و زبان هارمونیک شجاعانه ارائه دادند.
از طریق "فصلهای روسی" و مهاجرت، این زیباییشناسی به جریان اصلی فرهنگ اروپا پیوست و بخشی از DNA موسیقی آن شد. موسیقی روسیه کاری کرد که به ندرت مدارس ملی میتوانند انجام دهند: نه تنها به رسمیت شناخته شد، بلکه خود به عنوان یک پیشرو، مسیر توسعه کل موسیقی غرب در نیمه اول قرن بیستم را تعیین کرد. این اهمیت منحصر به فرد و ماندگار آن است.
Новые публикации: |
Популярные у читателей: |
Всемирная сеть библиотек-партнеров: |
![]() |
Контакты редакции |
О проекте · Новости · Реклама |
Цифровая библиотека Таджикистана © Все права защищены
2019-2026, LIBRARY.TJ - составная часть международной библиотечной сети Либмонстр (открыть карту) Сохраняя наследие Таджикистана |
Россия
Беларусь
Украина
Казахстан
Молдова
Таджикистан
Эстония
Россия-2
Беларусь-2
США-Великобритания
Швеция
Сербия